تبليغاتX
 آخرین اخبار مربوط به انتخابات و مهندس موسوی  حمايت از مهندس موسوی تیرماه 1388 نترسین - نترسین .... ما همه با هم هستیم
 دریافت آخرین اخبار

www.balatarin.com


حتما با فیلترشکن وارد شوید. حتی اگر فیلتر نبود.


-سایت بالاترین

-سایت دیوارنویس

|+| نوشته شده توسط تیم آگهی بلاگ در 89/06/09 و ساعت 13:45  
نمره مثبت یا منفی دهید: http://sohrab.pass.as/browse.php?u=Oi8vYmFsYXRhcmluLmNvbS9pbWFnZXMvd2ViMi9zdWJtaXQucG5n&b=0&f=norefer
 تعطیلی به خاطر ایجاد محدودیت برای تیم آگهی بلاگ

به دلیل فشارهای وارده و محدودیت های ایجاد شده برای تیم آگهی بلاگ

 این وبلاگ موقتا تعطیل می باشد.

|+| نوشته شده توسط تیم آگهی بلاگ در 89/06/08 و ساعت 9:42  
نمره مثبت یا منفی دهید: http://sohrab.pass.as/browse.php?u=Oi8vYmFsYXRhcmluLmNvbS9pbWFnZXMvd2ViMi9zdWJtaXQucG5n&b=0&f=norefer
 پست ثابت - کارهایی که از امروز باید انجام دهیم

پست ثابت - شروع خبر های روزانه از پست دوم ویلاگ

امروز نباید بگذاریم چراغ جنبش کم نور بشه،کم نور شدن جنبش خواست دولته.

شهدا را فراموش نمی کنیم.

گریه های خودمان را فراموش نمی کنیم.

حتما ادامه مطلب را مطالعه کنید .


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط تیم آگهی بلاگ در 89/05/01 و ساعت 0:22  
نمره مثبت یا منفی دهید: http://sohrab.pass.as/browse.php?u=Oi8vYmFsYXRhcmluLmNvbS9pbWFnZXMvd2ViMi9zdWJtaXQucG5n&b=0&f=norefer
 8 مرداد - - - - - - - - - همه با همه


فردا قرار است مراسم چهلم قربانیان کودتای 22 خرداد در مصلای تهران برگزار شود. موسوی و کروبی در نامه مشترکی به وزارت کشور برپائی این مراسم را اطلاع داده اند. گرچه یکی از مسئولین وزارت کشور به نیابت از سردار محصولی وزیر کشور گفته است مجوز برای این مراسم صادر نشده، اما کسی گوشش بدهکار این اظهارات دولتی نیست. موسوی و کروبی هم می دانستند وزارت کشور با چنین مراسمی موافق نیست. دولتی که از افزایش شمار افراد پیاده در پیاده روهای خیابان های مرکزی تهران وحشت دارد و همه را به چشم تظاهر کننده خاموشی می بیند که ممکن است ناگهان بانگ بردارند "یاحسین- میرحسین" چگونه می تواند با مراسم قربانیانی که خود آنها را کشته موافقت کند؟

بنابراین، هر دو طرف – یعنی مردم و کودتاچی ها- هر کدام کار خودشان را می کنند. حتی اگر کروبی و موسوی مصلای تهران را بعنوان مرکز تجمع اعلام نکرده بودند، در خیابان های مرکزی تهران چنین مراسمی بصورت تظاهرات مردم برپا می شد.

عاقلانه ترین کار، پرهیز از برخورد با مردم و برگزاری هدایت شده مراسم توسط کسانی مانند کروبی و خاتمی و موسوی است، اما کدام کودتاچی در طول تاریخ کودتاها عقل داشته که کودتاچی های دولت احمدی نژاد عقل داشته باشند؟

بدین ترتیب، 5 شنبه یکبار دیگر مردم و کودتاچی ها در برابر هم قرار خواهند گرفت. واقعیت اینست که مردم دیگر ترسی ندارند، زیرا کودتاچی ها هر هنری برای خشونت داشتند در این 50 روز بعد از کودتا به میدان آورده و عملا ترس مردم دیگر ریخته است.

همه میدانند در سوله گهریزک چه جنایات و فجایعی را کودتاچی ها مرتکب شدند. بالاتر از آن که دیگر نیست! هست؟

کودتائی که در 48 ساعت اول نتواند خود را تثبیت کند، دیگر تثبیت شدنی نیست و در جمهوری اسلامی 50 روز از کودتا می گذرد. در این 50 روز، حادثه در پی حادثه باعث شده از بدنه کودتا کسانی کنده شوند که اگر به جنبش سبز ضد کودتا هم نپیوسته باشند، دیگر نیروی کودتاچی ها نیستند. بویژه جبهه وسیعی که از روحانیت مخالف کودتا تشکیل شده، امروز پشتوانه مهمی برای تقابل با فرماندهان کودتاچی سپاه و کانون فتنه و توطئه در بیت رهبری است.

آیا شکاف ایجاد شده در جبهه راست حکومتی و گسترش وحشت از پیامدهای کودتا در خود حاکمیت، باعث چنان درایتی خواهد شد که مراسم بزرگداشت قربانیان کودتا، فردا بدون درگیری های خونین به پایان برسد؟ حضور موسوی و کروبی و دیگر کسانی که گفته اند در این مراسم شرکت می کنند، - از جمله آیت الله صانعی- خود موجب کم هزینه برگزار شدن این مراسم خواهد شد؟

تدبیر و خشونت یکبار دیگر، فردا به نمایش در خواهد آمد. تمام گزارش هائی که ما از تهران دریافت داشته ایم حکایت از بسیج مردم از محلات مختلف تهران برای شرکت در مراسم فرداست. چه مجوز داده باشند و چه نداده باشند. چه موسوی شرکت کند و چه نگذارند شرکت کند. الله و اکبرهای دیشب تهران، خود بازگو کننده حرکت بی رهبری مردم برای مراسم فرداست. هیچکس منتظر رهبری نیست و این همان نکته بسیار مهمی است که موسوی در دیدار دو روز پیش خود با فرهنگیان گفت. این که جنبش سبز هرمی نیست که با گرفتن عده ای از سیاسیون ایران تصور کنند خاموش می شود. این جنبش عرضی است. یعنی مانند کمر بندی سبز در تمام ایران گسترش دارد.

|+| نوشته شده توسط تیم آگهی بلاگ در 88/05/08 و ساعت 12:36  
نمره مثبت یا منفی دهید: http://sohrab.pass.as/browse.php?u=Oi8vYmFsYXRhcmluLmNvbS9pbWFnZXMvd2ViMi9zdWJtaXQucG5n&b=0&f=norefer
 آیت‌الله بیات: مسئولیت خون‌ها با کسانی است که رای اکثریت را ندیده گرفته‌اند

متن کامل پاسخ آیت‌الله بیات زنجانی به سران اصلاح‌طلبان به شرح زیر است:


بسم اللّه الرّحمن الرّحیم


إنا لله و إنّا الیه راجعون


برادران انقلابی و ارجمند حجج اسلام والمسلمین کروبی، خاتمی و مهندس موسوی، دوستان انقلابی و فعالان سیاسی،

سلام علیکم؛


بسیاری از شما عزیزان پیشروان همان انقلاب اسلامی هستید که می‌خواست با رهبری امام امّت(ره)، باری از دوش مردم بردارد، حقّی را استیفاء کند و قانونی را با استناد به کتاب خدا و مصالح مردم حاکم سازد. برای همین هم نظام جمهوری اسلامی را برقرار کردیم تا دیگر در این کشور شاهد دین‌سوزی، خونریزی و مردم ستیزی نباشیم. اما امروز شاهد وقایع تأسف باری به نام این نظام و تحت کلمه‌ی عالیه‌ی الله آن هستیم که دل همه‌ی علاقه‌مندان به امام و انقلاب اسلامی را به درد می‌آورد.


برادران ارجمند، در وقایع اخیر سه دسته موضع در این کشور شکل گرفته است:


1. کسانی که در حرکت‌های غیرقانونی اخیر اعم از استخلافها، بازداشتها و حرمت شکنی‌ها به هر نام و به هر نحو مسبِّب یا مباشر بوده‌اند یا به توجیه این رفتارها پرداخته‌اند،


2. عموم و به ویژه خواصّی که در برابر این حرکتها به هر دلیل سکوت کرده‌اند،


3. کسانی که مسبِّبان و مباشران این حرکات را به هر نحو و به هر وسیله‌ای، با رعایت شرایط نهی از منکر، تذکّر داده و نهی کرده‌اند.


بر آحاد دلسوزان نظام، اهالی سیاست و مدیران نظام اعم از قاضی و عامی است که صراحتاً صف خود را از دسته‌ی اول جدا سازند، از آنها برائت بجویند و حتّی‌الإمکان در حدّ وسع خود در صف سوّم به اقدام قانونی یا نهی از منکر بپردازند. امروز شما و دیگر آگاهان سیاسی چپ و راست هم باید خود را پیشرو نهی از منکر بزرگی بدانید که ناتمام گذاشتن یا ذرّه‌ای تردید در آن منجر به غلبه‌ی منکر بر معروف در این کشور خواهد شد. این تکلیفی شرعی، عقلانی و عُقلایی است.


در این فضا و شرایط هم که عده‌ای بر حسب احساس تکلیف به نهی از منکر بپردازند و از راه‌های قانونی در صدد استیفای حقوق خود و آرائشان برآیند، اگر قطره‌ای خون از آنها بر زمین ریخته شود، مسئولیت آن بر عهده‌ی همان کسانی است که با نادیده گرفتن آراء اکثریّت، چنین التهاباتی را موجب شده‌اند و همواره خود را فراتر از آن دانسته‌اند که درصدد جبران آن برآیند. هنگامی که رأی مردم نادیده گرفته شود، افرادی از جمله تعدادی از دلسوزان و شخصیتهای انقلابی را بدون تفهیم اتّهام و تشریفات قانونی در اماکن نامعلوم بازداشت کنند، خون کسی بدون حضور در محکمه‌ی قاضی عادلی ریخته شود و حرمت شهروندی هتک گردد، چاره‌ای جز امر به معروف و نهی از منکر نمی‌ماند.


اگر چنین نشود و همگان به ویژه فعّالان سیاسی نهی از این قبیل منکرات فزاینده را ترک کنند، خواهیم دید که به زودی همان سرنوشتی که امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)در وصیّت نامه‌ی خویش برای امّت اسلامی پیش بینی کرده‌اند، تحقق خواهد یافت که: «امر به معروف و نهی از منکر را ترک نکنید که در آن صورت بدترین شما بر شما مسلّط خواهند شد و دعاهایتان هم مستجاب نخواهد شد».


والسّلام علی من إتّبع الهدی

قم- پنجم مرداد ماه 1388، مصادف با چهارم شعبان المعظّم 1430

اسدالله بیات زنجانی

 

 

|+| نوشته شده توسط تیم آگهی بلاگ در 88/05/07 و ساعت 13:8  
نمره مثبت یا منفی دهید: http://sohrab.pass.as/browse.php?u=Oi8vYmFsYXRhcmluLmNvbS9pbWFnZXMvd2ViMi9zdWJtaXQucG5n&b=0&f=norefer
 اخذ تعهد کتبی از دانشجویان به دلیل گفتن الله اکبر
طی روزهای گذشته دست‌کم پنجاه نفر از دانشجویان ساکن خوابگاه‌های دانشگاه صنعتی شریف از سوی حراست این دانشگاه احضار شده و مورد مواخذه و تهدید قرار گرفتند. بنابر گفته‌ی دانشجویان احضار شده مسئولین دانشگاه با شناسایی اتاق‌هایی که در ساعت مشخصی از شب از آن‌ها صدای تکبیر الله اکبر به گوش می‌رسد و از طریق تماس تلفنی اقدام به احضار ساکنان به دفتر حراست دانشگاه نموده اند. دانشجویان احضار شده در دفتر حراست مورد بازخواست قرار گرفته و با تهدید نسبت به احضار به کمیته انظباطی دانشگاه از آنان تعهد کتبی مبنی بر عدم سر دادن شعار اخذ شده است.

|+| نوشته شده توسط تیم آگهی بلاگ در 88/05/07 و ساعت 12:57  
نمره مثبت یا منفی دهید: http://sohrab.pass.as/browse.php?u=Oi8vYmFsYXRhcmluLmNvbS9pbWFnZXMvd2ViMi9zdWJtaXQucG5n&b=0&f=norefer
 قتل پسر 17 ساله بر اثر اصابت یک گلوله اسلحه کلاشینکف در تجریش
سایت حیات :قاضی کشیک قتل از مرگ مشکوک پسر 17 ساله ای در شب گذشته در تجریش خبر داد.
قاضی شاملو در گفتگو با خبرنگار اجتماعی حیات با بیان این خبر افزود: ساعت 30/11 شب گذشته وقوع یک فقره مرگ مشکوک در بیمارستان جواهری تجریش گزارش شد.
وی ادامه داد: میثم عبادی 17 ساله بر اثر اصابت یک گلوله اسلحه کلاشینکف به شکم به قتل رسیده بود.
شاملو تصریح کرد: تحقیقات اولیه نشان می دهد که این حادثه براثر درگیری شبانه از سوی افرادی ناشناس رخ داده است.
گفتنی است با توجه به وقوع قتل در محدوده اغتشاش و حضور ماموران پلیس در محل، تحقیقات جهت روشن شدن علت اصلی قتل ادامه دارد.

|+| نوشته شده توسط تیم آگهی بلاگ در 88/05/06 و ساعت 12:44  
نمره مثبت یا منفی دهید: http://sohrab.pass.as/browse.php?u=Oi8vYmFsYXRhcmluLmNvbS9pbWFnZXMvd2ViMi9zdWJtaXQucG5n&b=0&f=norefer
 چهلم شهدای جنبش سبز، پنجشنبه 8 مرداد، 6 بعدازظهر، مصلای تهران

میرحسین موسوی و مهدی کروبی با ارسال نامه‌ای به به وزير كشور، خواستار برگزاري مراسم يادبود جان باختگان حوادث اخير شدند. زمان این مراسم ساعت 6 بعدازظهر روز پنجشنبه 8 مرداد و مکان ان مصلای تهران اعلام شده است.


متن اين نامه را در ادامه می‌خوانید:

وزیر محترم کشور

بدینوسیله به اطلاع می‌رسانیم به مناسبت گذشت چهل روز از آغاز حوادث ناگواری که طی آن عده‌ای از هموطنانمان جان خود را از دست دادند، در خواست برگزاری مراسم یادبود این عزیزان در روز پنجشنبه 8/5/88 ساعت 18 الی 30/19 بعد ازظهر در محل مصلای بزرگ تهران را داریم.


شایان ذکر است که مراسم مذکور بدون ایراد سخنرانی و با استماع به تلاوت آیات کلام‌الله مجید انجام خواهد شد و از شرکت کنندگان نیز درخواست خواهد شد در سراسر مراسم با سکوت خود ادای احترام کنند.

مهدی کروبی، میرحسین موسوی

|+| نوشته شده توسط تیم آگهی بلاگ در 88/05/06 و ساعت 12:35  
نمره مثبت یا منفی دهید: http://sohrab.pass.as/browse.php?u=Oi8vYmFsYXRhcmluLmNvbS9pbWFnZXMvd2ViMi9zdWJtaXQucG5n&b=0&f=norefer
 انتقال نبوی، تاج زاده، حجاریان و عرب‌سرخی به زندان 66 سپاه

موج سبز آزادی : جدیدترین گزارش‌های رسیده از نگرانی جدی درباره‌ی وضعیت اعضای ارشد سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران حکایت دارد و از انتقال سران این سازمان به یکی از زندان‌های سپاه و سپرده شدن بازجویی از آنها به یک تیم جدید زیر نظر نماینده رهبری در حفاظت اطلاعات سپاه خبر می‌دهد.


بر اساس گزارش رسیده به «موج سبز آزادی» بهزاد نبوی، از سران سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی، از زندان اوین خارج و به بازداشتگاه شصت و شش سپاه منتقل شده است.


این گزارش حاکی است مصطفی تاج زاده نیز پس از آنکه به علت شدت برخورد ضربات کابل بر پشتش، کلیه‌هایش دچار مشکل شده و در بیمارستان شهید مدرس تهران مورد مداوا قرار گرفته است، از بیمارستان مدرس به زندان شصت و شش سپاه منتقل شده است. پیش از این هم خبر رسیده بود که مصطفی تاج زاده دیسک گردن و کمرش مشکل پیدا کرده است.


به گزارش «موج سبز آزادی» فیض‌الله عرب‌سرخی نیز که پیش از اين در بازداشتگاهی در خیابان فرشته تهران (که اطلاعات سپاه پاسداران به تازگی آن را تاسیس کرده) نگهداری می‌شده، به بازداشتگاه شصت و شش منتقل شده است.


این گزارش همچنین حاکی است سعید حجاریان از جمله دیگر بازداشت شدگان نیز، طبق اظهارات دخترش، ظاهرا دچار بیماری یرقان شده است. از محل نگهداری حجاریان اطلاعی در دست نیست، اما اخبار تایید نشده‌ای وجود دارد مبنی بر اینکه سعید حجاریان در هفته‌ی گذشته تحت تدابیر شدید حفاظتی در بیمارستان نیروی هوایی دیده شده است. بدین ترتیب، با توجه به قرار گرفتن بیمارستان نیروی هوایی در اتوبان تختی و در نزدیکی بازداشتگاه شصت و شش، این احتمال وجود دارد که او نیز در همان بازداشتگاه نگهداری می‌شود.


بر اساس گزارش تایید شده‌ی «موج سبز آزادی» سران سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران هم‌اکنون همگی در اختیار اطلاعات سپاه پاسداران هستند و تیم بازجویی مشخصی هم‌اکنون در بازداشتگاه شصت و شش مشغول کار تخلیه اطلاعاتی و القای موارد خواسته شده به این چهار فعال سیاسی زندانی هستند.


گفتنی است مسئولیت سرپرستی تیم بازجویی این چهار تن با حجت‌الاسلام ا. س است که از نمایندگان رهبری در سازمان حفاظت اطلاعات سپاه، از جمله اعضای هیأت مرکزی نظارت بر انتخابات و نیز عضو شورای مرکزی جامعه روحانیت مبارز است. این فرد از برخی مقامات بالا ماموریت گرفته تا به هر شکل ممکن از این چهار نفر اقرار کتبی و ویدئویی بگيرد.


برخی نزدیکان این چهار فعال سیاسی با توجه به خصومت دیرینه‌ای که برخی چهره‌های جامعه‌ی روحانیت و دیگر سران اصولگرا با هر چهار نفر این بازداشت شدگان داشته و دارند، نسبت به جان آنها احساس خطر می‌کنند. به عقیده‌ی ایشان، با توجه به فضای سیاسی- امنیتی حاکم بر تیم بازجویی، به نظر می‌رسد آنها در صدد آن‌اند که با القای مطالب مورد نظرشان به افراد فوق، راه را برای محاکمه‌ی قضایی آنها و صدور اشد مجازات و حکم زندان طویل‌المدت برای این چهار تن هموار كند.

|+| نوشته شده توسط تیم آگهی بلاگ در 88/05/05 و ساعت 23:48  
نمره مثبت یا منفی دهید: http://sohrab.pass.as/browse.php?u=Oi8vYmFsYXRhcmluLmNvbS9pbWFnZXMvd2ViMi9zdWJtaXQucG5n&b=0&f=norefer
 جزئیات تازه‌ای درباره‌ی نحوه‌ی شهادت امیر جوادی لنگرودی

یکی از دوستان شهید جوادی لنگرودی اطلاعات جزئیات تازه‌ای را درباره‌ی نحوه‌ی شهادت وی برای «موج سبز آزادی» ارسال کرده است که در ادامه می‌خوانید. عکسی با کیفیت بالا نیز دریافت شده که در انتهای این مطلب منتشر می‌شود.


امیر جوادی لنگرودی متولد 23 شهریور 1364 در رشت و دانشجوی مدیریت صنعتی دانشگاه آزاد قزوین، روز 18 تیر به همراه عده‌ای دیگر از جوانان بازداشت شد. گفته‌اند که وی در بازداشتگاه به تشنج مبتلا شده است. نیروهای امنیتی او را به بیمارستان فیروزگر منتقل می‌کنند، در حالی که خیلی کتک خورده بوده و تنش کبود بوده است.


او در روز جمعه 19 تیر از بیمارستان ابتدا به کلانتری 148 انقلاب و از آنجا به کهریزک منتقل می‌شود. در کهریزک با پوتین آنقدر به سینه و سرش می‌کوبند که یک چشمش می‌ترکد، دچار خونریزی ریوی می‌شود و خلط خونی استفراغ می‌کند. بعد از شکنجه، قرار بوده به اوین منتقل شود که در مسیر دچار تشنج و ایست قلبی ریوی می‌شود.


وی در روز 23 تیر در زندان به شهادت می‌رسد. ده روز جسدش را در سردخانه نگه می‌دارند، تا 3 مرداد که به خانواده‌اش برای تحویل جسد خبر می‌دهند. پزشکی قانونی دلیل مرگ را «ایست تنفسی به خاطر خونریزی ریوی» اعلام کرده 
است.


پیکر این شهید، دیروز یکشنبه، بعد از روزها بی‌خبری و دربه‌دری به خانواده‌اش تحویل داده شد، با این شرط که علت مرگ او را بیماری مزمن ریوی عنوان کنند. صبح امروز، دوشنبه، پیکر این شهید، در بهشت زهرای تهران تشییع و در کنار پیکر شهدای مظلوم سبز دیگر آرام خواهد گرفت.


همچنین بر اساس یک گزارش دیگر، علی جوادی لنگرودی، پدر این شهید، در نامه‌ای که در مورد کشته شدن پسرش به خبرگزاری‌ها ارسال کرده، آورده است: «حال که اين نامه را ارسال می‌کنم، از اوين زنگ زدند و گفتند بيا جنازه‌ی پسر و جگرگوشه‌ات را از پزشکی قانونی تحويل بگير. لازم است بگويم پسرم در تاريخ ۱۸ تير ماه در محدوده‌ی اميرآباد توسط لباس‌شخصی‌ها مصدوم و در بيمارستان بستری بود، اما پس از بهبودی به زندان اوين برده شد و حالا جنازه‌ی پسر ۲۴ ساله‌ام را تحويلم می‌دهند.»

وی در اين نامه می‌افزايد: «پسرم بنام امير جوادی لنگرودی پسری بود به دور از جريانات سياسی و فقط عاشق وطن بود، همين و بس. پسری مودب و سر به زير که به تازگی مادرش را از دست داده بود و عزادار مادرش بود. حال من تنها بايد برایش عزا بگيرم و مادری نيست تا برايش گريه کند.»

 

|+| نوشته شده توسط تیم آگهی بلاگ در 88/05/05 و ساعت 23:40  
نمره مثبت یا منفی دهید: http://sohrab.pass.as/browse.php?u=Oi8vYmFsYXRhcmluLmNvbS9pbWFnZXMvd2ViMi9zdWJtaXQucG5n&b=0&f=norefer
 موسوی: اعیاد، فرصتی برای بروز خلاقیت‌های نهضت سبز است/ چرا اینقدر مردم را آزار می‌دهید؟/آزادی کجاست؟

قلم - میرحسین موسوی با تبریک اعیاد پیش رو، هر یک از این فرصت‌ها را به عنوان نعمتی دانست که خداوند برای نهضت سبز قرار داده است تا از آن خوب استفاده کند. 

به گزارش خبرنگار قلم نیوز، مهندس میرحسین موسوی در دیدار با اعضای تشکل‌های معلمان و فرهنگیان در انجمن اسلامی معلمان ایران با تبریک ماه شعبان و اعیاد این ماه، این فرصت‌ها را نعمتی برای نهضت سبزخواند تا از آن خوب استفاده کند و گفت: این مهم‌ترین مساله است که شبکه عظیم اجتماعی و سبزی که در سراسر کشور ایجاد شده است، اگر هوشیار باشد که هست، باید از تمام این مناسبت‌ها با استفاده از خلاقیت خود استفاده کند.

وی با اشاره به اینکه این مناسبت‌ها زیاد هستند یادآور شد: ما می‌توانیم هر روز برنامه‌ای برای روشنگری و پیگیری اهداف بلند نهضت بزرگ سبز داشته باشیم.

موسوی در ادامه درباره سخنان یکی از اعضای حاضر مبنی بر اینکه جریان حاکم بعد از انتخابات غافلگیر شد و فقط تا زمان انتخابات برای خود برنامه ریزی کرده بود، گفت: فکر می‌کنم این غافلگیری به چند هفته پیش از انتخابات برمی‌گردد زیرا تمام تلاش آنها در جهتی بود که مردم در انتخابات شرکت نکنند.

وی با اشاره به عملکرد رسانه ملی و دیگر رسانه‌های دولتی نسبت به دوره‌های قبل ریاست‌جمهوری، تلاش آنها را در جهت حضور عده قلیلی در انتخابات دانست و بیان کرد: آنها فکر نمی‌کردند که در مدت کوتاهی چنین موج عظیمی ایجاد شود برای همین غافلگیر شدند و طرح‌هایشان ناشیانه اجرا شد و خلل و فرج بسیار زیادی داشت و آنها قدرت مردم را به درستی تخمین نزدند و عمق جریان را به درستی درک نکردند. دلیل برانگیختگی و حضور مردم در خیابان‌ها را درک نکردند در نتیجه کشور و خودشان را با مشکل مواجه کردند.

میرحسین با بیان اینکه مطالبی که قبل از انتخابات، مطرح و بر آن تاکید کرده است چیزی نبوده جز درخواست‌های معمولی ذکر شده در قانون اساسی که مغفول مانده و کنار گذاشته شده بود افزود: ما بخش‌های اندکی از قانون اساسی را اجرا کرده‌ایم. قسمتی از آن را خوانده‌ایم آن هم بر اساس منافع گروهی و جناحی و آن بخشی که به نفع ما نبوده، کنار گذاشته‌ایم.

وی با بیان اینکه جز حقوق مصرح در قانون اساسی چیز دیگری نگفته است، بیان کرد: ما گفتیم شعار مردم در ابتدای انقلاب این بود "در بهار آزادی جای شهدا خالی؟"، حرف ما این است که این آزادی کجاست؟ مگر مردم به خاطر این آزادی به صحنه نیامدند و 22 بهمن 57 راهپیمایی‌های میلیونی در سراسر کشور انجام نشد و شعار آزادی سر ندادند؟ مردم دنبال آزادی بودند، الان این آزادی کجاست؟

موسوی با اشاره به مغفول ماندن بخشی از حقوق مردم و کرامت انسانی زن‌ها، آزادی سخن، اندیشه و گفت‌وگو  و هویت ملی ما و طرح آنها در انتخابات بیان کرد: طبیعی است که این سخنان از دل مردم برخاسته بود که به آنها بازگشت و موج ایجاد کرد و آینده این حرکت هم بستگی به این دارد که ما تا چه اندازه این شعارها را ببینیم و پایبند به آنها بمانیم و حاضر باشیم هزینه این پایبندی را بپذیریم.

میرحسین در ادامه درباره هویت ساختارشکنان گفت: متهم می‌کنند که شما ساختارشکن هستید و از ساختارشکنی استفاده می‌کنید، ما می‌خواهیم بگوییم ما دنبال ساختارهای واقعی برآمده از دل مردم و قانون اساسی هستیم. شما ساختارشکن هستید. با بررسی جریانات یک نمونه از دستگیری‌ها از ابتدا تا انتهای آن می‌توانید ببینید چه کسانی ساختارشکن هستند. لزومی ندارد ما صدها جنایت و تیراندازی و لباس شخصی را ببینیم، فقط کافیست آقایان یک نمونه مثلا پرونده همین روح الامینی، اعرابی یا آقاسلطان را مورد بررسی قرار دهند، خواهند دید که تا چه اندازه ساختارشکنی در مجموعه نظام صورت گرفته است و این به آنچه ما از جمهوری اسلامی و نظام انتظار داشتیم، هیچ شباهتی ندارد.

وی با بیان اینکه ما چنین نظامی را نمی‌خواستیم گفت: آیا ما نظامی را می‌خواستیم که افرادی شبانه بریزند و خانه‌های دانشجویان و مردم را ویران و ماشین‌های آنها را تخریب کنند؟ و بعد همه ارگان‌های موجود از وزارت اطلاعات تا بسیج بگویند این‌ها به ما ربطی ندارند؛ این‌ها از کجا آمده‌اند آیا از کره مریخ آمده‌اند؟ وقتی قتلی رخ می‌دهد، متهم هر کجا باشد آقایان آنقدر قوی هستند که ردش را بگیرند، آن‌وقت ده‌ها و صدها نفری که این جنایت‌ها را مرتکب شده‌اند را نمی‌توانند شناسایی کنند؟ چه کسی این را باور می‌کند؟ آیا این به معنای متهم کردن کل نظام به دروغگویی نیست؟

موسوی در ادامه با اشاره گسترش پوستر دروغ ممنوع در سطح کشور گفت: مردم متوجه شدند که یک دروغ بزرگ پشت این جریانات هست که این همان ساختارشکنی و روی گرداندن از قانون اساسی و همه آرمان‌ها و ایده‌آل‌هایی بود که نظام ما و مردم به آن پایبند بودند. الان هم نظام هیچ چاره‌ای ندارد که به آنها (آرمان‌ها، ساختارها و قانون اساسی) بازگردد و به نظر من اگر برنگردد مردم آن را برخواهند گرداند و مردم خود از راهی که آمده‌اند باز نخواهند گشت.

وی ادامه داد: غافلگیری دیگری که برای آقایان اتفاق افتاد این بود که تصور می‌کردند با چند حرکت بعد از 22 خرداد مردم به خانه‌های خود بازخواهند گشت اما همین که ملتی با این گستردگی و با این همه هزینه‌های بسیار بیش از 40 روز در خیابانهاست نشان‌دهنده عمق این جریان است؛ بعد آقایان ذهنیتشان را داده‌اند به اینکه دو گروه خارج کشور بودند و تماس با سفارتخانه موضوع را حل می‌کند، اینها تصور می‌کردند که احزاب این جریان را هدایت می‌کنند برای همین شخصیت‌ها و سران احزاب را دستگیر کردند و تمام تلاش خود را برای اعتراف‌گیری به کار بردند.

موسوی در ادامه با اشاره به اظهارات آیت‌الله جنتی مبنی بر اینکه که اعترافات دارد گرفته می‌شود گفت: آیا یک روحانی و مجتهد که اصولی دارد می‌تواند این حرف را بزند؟ اعتراف گرفتن داشتیم در اسلام؟ ما آدم‌های کم سوادی هستیم شما که باسواد هستید بیایید شرح دهید کجای اسلام، کجای قرآن و کتب فقهی ما روی مساله اعتراف کردن تکیه کرده‌اند؟ ما هر چه از حضرت علی (ع) شنیده‌ایم، بر عکس این بود، در جهت تبرئه مردم بود و در این جهت بود که مردم علیه خود حرفی نزنند.

وی با یادآوری اینکه این شیوه‌ها نتیجه‌ای در بر ندارد افزود: زیرا این حرکت مردم به شکل هرمی تنظیم نشده است بلکه به صورت یک شبکه گسترده در حال سیر بود که به همه خانواده‌ها نفوذ کرده بود و راز بقای این نهضت هم همین است و هر حرکتی در آینده هم باید به این سمت برود که نمی‌شود یک حرکت گسترده مردمی را در قالب یک تشکل کلاسیک مختصر کرد و کاهش داد. این یک خطر برای این حرکت در آینده است.

موسوی با بیان اینکه هر چه افراد را بازداشت کردند این حرکت گسترده‌تر شد، گفت: قدرت این حرکت از گسترش آگاهی‌هاست و باید آن را پاس بداریم و عمیق‌تر کنیم.

وی با اشاره به اینکه عده‌ای به دولت حاکم رای دادند، بیان کرد: باید آگاهی را در میان این افراد گسترش دهیم و روش دولت تعیین کردن و وزیر عوض کردن و سیاست‌های اقتصادی و ماجراجویی سیاست‌خارجی دولت حاکم را به آنها یادآور شویم.

موسوی در ادامه بر لزوم فراگیر بودن شعارها تاکید کرد و با اشاره به فراگیر شدن نماد سبز میان همه ایرانیان و همبستگی حاصل از این نماد که با هم بودن را نشان می‌داد، گفت: باید شعاری مطرح کنیم که گستردگی آن بتواند ایرانیان داخل و خارج کشور را دربرگیرد و بر اساس آن، حرکتمان را تنظیم کنیم. آنچه من پیشنهاد می‌کنم، ایستادن بر قانون اساسی از زاویه زنده کردن اصول مغفولی است که مهم‌ترین آن آزادیهاست.

وی با اشاره به اصل آزادی برگزاری اجتماعات به درخواست خودش و مهدی کروبی برای برگزاری مراسم یابود شهدای وقایع اخیر در مصلی تهران اشاره کرد و گفت: با این کار دولت را در معرض امتحان قرار دادیم؛ ما نمی‌خواهیم کاری کنیم، سخنرانی هم نداریم،  فقط می‌خواهیم از مصلایی که با هزینه‌های صدها میلیارد تومانی ساخته شده، یک استفاده‌ای کنیم، همان 13 میلیونی که شما می‌گویید، این‌ها هم حقی دارند نسبت به این مصلی و از پول آنها ساخته شده و از بودجه عمومی صرف شده است و متعلق به آنها هم هست، اجازه دهید ما جمع شویم و فقط قرآن بخوانیم، قرآن بخوانیم .

موسوی در ادامه با یادآوری اینکه قانون اساسی می‌تواند مثل رنگ سبز ما باشد و پیوند دهنده ما باشد، افزود: باید توجه کنیم که برای ادامه این حرکت - که برای احیای ارزش‌های اصلی انقلاب اسلامی و ارزش‌هایی است که مردم به‌خاطر آن هزاران شهید دادند- مجبوریم که به قانون اساسی تکیه کنیم و از آن دفاع کنیم و آن را شعار اصلی خود قرار دهیم.

وی با اشاره به اینکه قانون اساسی بر هویت ملی تاکید دارد، از این موضوع که بسیاری از اصول قانون اساسی که می‌تواند مقوم این هویت باشد به تهدید تبدیل شده است، گفت: تکیه بر هویت ایرانی بسیار کارساز است و این هویت ایرانی جدای از هویت اسلامی نیست اما غفلتی در این زمینه صورت گرفته است.

موسوی با اشاره به تکرار فریاد "ایران"، "ایران" در یکی از سفرهایش، تاکید بر این هویت ملی و ایران را ندایی خواند که به ایرانیان خارج از کشور نیز رسید.

وی با اشاره به اینکه حضرت امام (ره) نیز در ابتدای انقلاب تلاش در جمع کردن همه اقلیت‌ها و قومیت‌ها تحت نام ایران داشتند، گفت: وسعت ملتی که تعریف کرده بودیم به حدی بود که همه مردم در آن می‌گنجیدند و بر اساس همین دید هم بود که اقلیت‌ها به مجلس راه یافتند.

میرحسین به رسمیت شناخته شدن حقوق اقلیت در کنار حقوق اکثریت را متاثر از یک گفتمان بسیار مترقی خواند که همه ما را با هم و اقلیت‌ها و قومیت‌ها را با ما و شیعه و سنی را با هم جمع می‌کرد.

موسوی در ادامه قتل‌ها و دستگیری‌های رخ داده را فاجعه خواند و گفت: ما چنین چیزی را حتی قبل از انقلاب هم شاهد نبودند. به کسانی که چنین جنایاتی را مرتکب می‌شوند یادآور می‌شوم که مردم، آنهایی را که قبل از انقلاب مرتکب جنایت شدند به یاد داشتند و آنها را به سزای عملشان رساندند؛ مردم از چنین جنایت‌هایی نخواهند گذشت. چطور می‌شود یک فردی علاقه‌مند به انقلاب، اسلام و کشور حتی یک آدم گناهکار به زندان وارد شود و بعد جنازه او بیرون آید؟ مگر ما پیرو امام علی (ع) نیستم؟ مگر توصیه‌های ایشان را درباره ابن ملجم نشنیده‌ایم؟ مگر درباره عدالت اسلامی صحبت نکرده‌ایم؟

به گزارش قلم‌نیوز، وی افزود: مگر این وضعیت قابل تحمل است؟ چطور سران کشور ما فریاد نمی‌کشند و از این فجایع گریه نمی‌کنند؟ نمی‌بینند اینها را لمس نمی‌کنند. اینها همه کشور را سیاه می‌کنند. اینها دل همه ما را سیاه می‌کنند، اگر ما سکوت کنیم همه ما را ویران می‌کند و همه ما را به جهنم می‌برد. من نسبت به این اعتراض‌ها خوشحالم زیرا این اعتراض‌ها نشاندهنده سلامت ملت ماست مردم ما راضی به جنایت نیستند؛ راضی به اینکه افراد جانی پیدا شوند و به خانه‌ها و ماشین‌های مردم حمله کنند، نیستند؛ این عدم رضایت نشاندهنده زنده بودن ملت ماست و کسانی که در مسوولیت هستند بدانند که اگر ملتی طاقت مخالفت با جنایت‌ها را دارند باید در کنار این ملت و مدافع آنها باشند.

موسوی در ادامه با بیان اینکه کشور نمی‌تواند تبدیل به یک زندان شود که 70 میلیون نفر در آن زندانی شوند، به اصل تفکیک قوا اشاره کرد و گفت: یقین دارم قوه قضاییه نمی‌تواند و حق ندارد به بسیاری از این زندان‌ها سر بزند و اطلاعات بگیرد.

وی با طرح این سوال که آیا در حال حاضر قوه قضاییه مستقل داریم، بیان کرد: آیا قوه قضاییه می‌تواند پرونده همین روح‌الامینی را بررسی کند، الان می‌گویند مریض شده و مننژیت گرفته است، قوه قضاییه بررسی کند ببیند دندان‌های وی به چه دلیل شکسته است؟ آیا زمین خورده است یا کارهای دیگری صورت گرفته است. چنین قوه قضاییه‌ای کشور ما را نجات می‌دهد و به نفع کشور و همه ماست که چنین کاری انجام دهد.

موسوی در ادامه توضیح داد که برای این روح‌الامینی را مثال زد که همه چیز درباره او روشن است، محاسن هم داشته، مذهبی و بسیجی هم بوده است و بعد به این سیل عظیم و موج سبز پیوسته و شاهدان همه می‌گویند که او، زنده دستگیر شده است و بعد در زندان، جنازه‌اش را تحویل داده‌اند.

وی با اشاره به نام امیر جوادی که سایت‌ها به تازگی نام وی را به عنوان یکی از شهدای وقایع اخیر عنوان کرده‌اند با تاسف بیان کرد: ما همه مسلمانیم، حداقل جوانمردی این است که اگر اینها را کشته‌اید، آنها اذیت شده‌اند و زجرکشیده‌اند، لااقل جنازه‌های آنها را بدهید و به خانواده‌های آنها برسید. آن دسته از افرادی که شناخته شده نیستد چه؟ آنهایی که شهرستانی هستند چه می‌شوند؟ اینها را برگردانید به خانواده‌هایشان. چرا اینقدر مردم را آزار می‌دهید؟ چرا مردم را عصبی می‌کنید؟ چرا مردم را تحقیر می‌کنید؟ مردم حق دارند از قبر فرزندان خود خبر داشته باشند.

میرحسین موسوی تاکید کرد که این مشکلات جز با بازگشت به اصول انقلاب و قانون اساسی حل نخواهد شد و ما بیش از هر زمان دیگری نیاز داریم تا به ارزش‌ها و آرمان‌های ابتدای انقلاب و دیدگاه‌های حضرت امام (ره) رجوع کنیم. این به نفع همه ما و آخرت ماست.

وی ، شورش خیابانی خواندن حرکت‌های مردمی را ناشی از اشتباه جریان حاکم در درک حرکت مردم خواند و اینکه آنها فکر کردند با ایجاد حالت امنیتی و بهم‌زدن اجتماعات، حرکت مردم جمع خواهد شد.

موسوی با اشاره به حافظه تاریخی و جمعی مردم یادآور شد که این‌طور نیست که چند ماه بگذرد و مردم همه چیز را فراموش کنند و همه چیز حل شود.

وی در پایان سخنان خود با یادآوری اینکه "نمی‌شود سر مردم را شیره مالید" بیان کرد: خداوند توفیق دهد که همه به راه اسلام و انقلاب برگردیم.

|+| نوشته شده توسط تیم آگهی بلاگ در 88/05/05 و ساعت 23:35  
نمره مثبت یا منفی دهید: http://sohrab.pass.as/browse.php?u=Oi8vYmFsYXRhcmluLmNvbS9pbWFnZXMvd2ViMi9zdWJtaXQucG5n&b=0&f=norefer
 پیشنهاد یک نماینده‌ی مجلس در آستانه‌ی تنفیذ و تحلیف: مردم هواپیماهای روسی را تحریم کنند

یکی از نمایندگان مجلس هشتم به مردم توصیه کرد با تحریم هواپیماهای روسی از این پس با هواپیمای توپولف مسافرت نکنند.


قدرت‌الله علیخانی در گفتگو با «پارلمان‌نیوز»، با ابراز تاسف از دو سانحه هوایی اخیر هواپیماهای روسی در قزوین و مشهد تاکید کرد:«بر اساس آمار موجود، تاکنون بیش از 20 هواپیمای روسی در ایران سقوط کرده و مردم متحمل خسارات سنگین شده‌اند.»


وی بابیان اینکه سوانح اخیر هوایی در اطراف قزوین و مشهد مایه تاسف بود، تصریح کرد:«همه این اتفاقات مربوط به این است که دولت ارزشی برای جان مردم قایل نیست.»


عضو فراکسیون خط امام(ره)مجلس گفت:«یک خانمی در مورد هواپیمایی که در مشهد دچار سانحه شد عنوان کرده که قبل از پرواز"در"هواپیما اصلا بسته نمی‌شد و بدتر از همه بعد از این سانحه مشخص شده مجوز این شرکت برای پرواز قبلا لغو شده بود.»


علیخانی با بیان اینکه کسانی که عهده‌دار مسئولیت پرواز و نگهداری هواپیماها هستند باید مورد مواخذه قرار گیرند و پاسخگو باشند، تصریح کرد:«وزیر و رییس جمهور باید در این زمینه پاسخگو باشند.»


نماینده قزوین خاطر نشان کرد:«در دنیا اگر یک حادثه تلخی پیش آید مثلا اگر مساله امنیتی باشد، وزیر کشور استعفا می‌دهد؛ در مساله هوائی وزیر راه استعفا می‌دهد، اما متاسفانه در کشور ما اینگونه نیست چرا که برای جان مردم ارزش قایل نیستند.»


عضو کمیسیون امنیت ملی تاکید کرد:«در روزنامه‌ها خبر وحشتناکی خواندم که نوشته بودند قرار است برای خرید 100 فروند از همین هواپیماها قرارداد ببندند که اگر این اتفاق رخ دهد فاجعه است.»


وی ادامه داد:«سفیر ما در روسیه برای اینکه به روس‌ها چراغ سبز نشان دهد، گفته است هواپیمای توپولف بهتر از ایرباس است من نمی‌دانم در مغز اینها چه هست؟چطور این را سفیرش کردند؟چگونه فکر می‌کند؟حالا که در روسیه است برای خوشایند آنها چنین حرفی می‌زند.»


نماینده مردم قزوین افزود:«ما باید قراردادهای توپولفی که با روسیه داریم را لغو کنیم به دلیل اینکه اینها امتحان خوبی در دنیا پس ندادند.»


علیخانی گفت:«حوادث اخیر کاملا دردناک بود و امیدوارم مسئولین به هوش بیایند و از روسیه هواپیما خریداری نکنند، به دلیل اینکه در دنیا و آخرت باید جوابگو باشند.»


وی تاکید کرد:«مسئولین با این قراردادها جان مردم را به خطر نیندازند و به مردم توصیه می‌کنم توپولف سوار نشوند.»

|+| نوشته شده توسط تیم آگهی بلاگ در 88/05/05 و ساعت 18:38  
نمره مثبت یا منفی دهید: http://sohrab.pass.as/browse.php?u=Oi8vYmFsYXRhcmluLmNvbS9pbWFnZXMvd2ViMi9zdWJtaXQucG5n&b=0&f=norefer
 نامه همسر حجاریان به آیت‌الله هاشمی رفسنجانی
جناب آقای هاشمی‌رفسنجانی عزیز

با سلام و آرزوی توفیقات الهی و طول عمر پربرکت برای شما و خانواده عزیز

سخنان تاریخی شما در خطبه‌های نماز جمعه تهران بارقه امیدی را در دل مردم رنجدیده ایران و ما خانواده زندانیان سیاسی دربند نشاند و برای همیشه در صفحه سبز تاریخ ایران زمین خواهد ماند. تذکرات شما بر قانونگرایی- مردمسالاری و حقوق شهروندی و راهکارهای شما برای برونرفت از بحران انشاء... به زودی به بار خواهد نشست و ما شاهد رشد و شکوفایی هر چه بیشتر آرمان‌های گران‌قیمت انقلاب اسلامی ایران(آزادی- استقلال- جمهوری اسلامی) و جنبش مدنی ایران از عصر مشروطه تا به امروز خواهیم بود.تا خون عزیزانمان که بیش از تا خون عزیزانمان که بیش از 100 سال است درخت نونهال آزادی را در این کشور آبیاری می‌کند به هرز نرود و ما شاهد نهادینه شدن آن برای همیشه بشویم. اینکه چرا بعد از گذشت 100 سال ما همچنان در جا زده و با مشکلات عدیده دست و پنجه نرم میکنیم، چرا حضور مردم در صحنه برای برخی تنگ‌نظران قابل تحمل نمی‌باشد. چرا با برخورد با مردم معترض و دستگیری اصلاح‌طلبان و دروغ و افترا نسبت به آنها روبرو هستیم. اینجانب شخصا سالها پیش از این زمانی که در زندان استبداد شاه بودم از برخوردهای نامناسب دوستانی که سعه‌صدر نداشته و تحمل سلایق فکری متفاوت را نداشته و طرف مقابل را سرزنش و مورد عتاب قرار می‌دادند، همواره در رنج بودم و به این دلیل نسبت به آینده سیاسی ایران ناامید و بیم‌ناک. حتی در بحبوحه پیروزی انقلاب اسلامی ایران به این فکر بودم که مدیریت نظام آینده چگونه خواهد توانست بین این سلایق صلح و وحدت برقرار نماید.

بعد از پیروزی انقلاب نیز شاهد بودیم که امام عزیزمان چگونه همواره سعی در ایجاد وحدت با قبول تنوع و تکثر آرا و تحزب داشتند و چنین برخوردهایی فقط در لایه‌های زیرین مدیریت نظام دور از چشم ایشان روی میداد. اکنون که سالها از فقدان آن عزیز میگذرد توفان حوادث ما را به این نقطه حساس کشانده است شما نیز به حکم وظیفه به صحنه آمده‌اید تا بحران را که ریشه در همان اختلافات کهن دارد و می‌رود تا شیرازه‌های نظام را مورد تهدید و تزلزل قرار دهد و ایران عزیزمان را در معرض هجمه بیگانگان سودجو قرار دهد، حل نمایید.

من این تلاش شما را قدردانی نموده و به عنوان همسر رنجدیده فردی که قربانی این کوته‌فکری آمیخته با تعصب جاهلانه است و اکنون نیز بدون هیچ دلیل موجه محکمه‌پسندی در بازداشت به سر می‌برد از شما که خواستار آزادی او و همفکرانش شده‌اید، تشکر نموده و خواستار آزادی هر چه سریعتر آنان و به خصوص سعید عزیز میباشم.

|+| نوشته شده توسط تیم آگهی بلاگ در 88/05/05 و ساعت 18:35  
نمره مثبت یا منفی دهید: http://sohrab.pass.as/browse.php?u=Oi8vYmFsYXRhcmluLmNvbS9pbWFnZXMvd2ViMi9zdWJtaXQucG5n&b=0&f=norefer
 جزئیات شهادت یک زندانی دیگر: رامین قهرمانی مدتی طولانی از پا آویزان شده بود
رامین قهرمانی 15 روز بعد از اینکه با پای خود برای دفای از بیگناهیش رفته بود، با بدنی که آثار شکنجه بر آن نمایان بود، از زندان آزاد و پس از دو روز بر اثر جراحات وارده در آغوش مادر به شهادت رسید.
به گزارش خبرنگار نوروز، در درگیری های روزهای پس از انتخابات، ماموران از طریق دوربین مداربسته یک بانک چهره رامین قهرمانی را شناسایی شده وبرای دستگیری وی به منزلش مراجعه می کنند.
به دلیل عدم حضور رامین قهرمانی در منزل ماموران به مادر او می گویند که فرزندش هرچه زودتر خود را معرفی کند.
مادرشهید قهرمانی نیز با استناد به بیگناهی پسرش و با این استدلال که فرزندش کاری جز اعتراض آرام انجام نداده است، همراه با او به محلی که ماموران گفته بودند مراجعه می کند.
این گزارش می افزاید رامین قهرمانی 15 روز بعد از اینکه با پای خود برای دفای از بیگناهیش رفته بود، با بدنی که آثار شکنجه بر آن نمایان بود، از زندان آزاد میشود.
او پس از آزادی به مادرش گفته که چندین روز از پا او را آویزان کرده اند. شهید رامین قهرمانی پس از آزادی به دلیل لخته های خون موجود در سینه اش در بیمارستان بستری و به شهادت میرسد.
خانواده قهرمانی تحت فشار شدید برای منع انتشار خبر شهادت فرزندشان هستند. آنها تحت تدابیر شدید امنیتی فرزند خود را به خاک سپردند. تا جایی که پس از مراسم خاکسپاری به دلیل تهدیدات نیروهای امنیتی مبنی بر اینکه سر مزار فرزند شهیدشان حق ندارند با صدای بلند گریه کنند و شیون سردهند، 5 نفر از اعضای فامیل او دچار فشارهای عصبی شدید شده تا جایی که برخی از آنها کارشان به بیمارستان کشیده شده است.
شهید رامین قهرمانی متولد سال 1358 بوده و محل سکونت وی در خیابان شهرآرا است.

|+| نوشته شده توسط تیم آگهی بلاگ در 88/05/05 و ساعت 18:24  
نمره مثبت یا منفی دهید: http://sohrab.pass.as/browse.php?u=Oi8vYmFsYXRhcmluLmNvbS9pbWFnZXMvd2ViMi9zdWJtaXQucG5n&b=0&f=norefer
 هاشمی وقتی جانشین امام را تعیین کرد خلاف نگفت، امروز خلاف می‌گوید؟
موج سبز آزادی: آیت‌الله علی‌محمد دستغیب، از مراجع بنام شیراز و از اعضای خانواده‌ی روحانی دستغیب، با صدور پیامی شدیداللحن به نامه‌ی منتسب به اکثریت اعضای مجلس خبرگان رهبری واکنش نشان داد و از آنها خواست عذرخواهی کنند و به خواست ملت برگردند.

به گزارش «موج سبز آزادی» متن کامل پیام آیت‌الله دستغیب به نقل از سایت ایشان در ادامه می‌آید:


بيانيه‏اى را مشاهده كردم كه جمعى از نمايندگان مجلس خبرگان رهبرى صادر كرده‏اند. اينجانب به عنوان يكى از اعضای خبرگان و منتخب مردم فارس عرض مى‏كنم: مى‏فرماييد چهل ميليون نفر در انتخابات شركت كردند. اما سؤال اينجا است كه سخن اكثريت ايشان اين است كه رأى ما كجا رفت؟ اگر شما به اين خواسته آنها احترام مى‏گذاشتيد و اهميت مى‏داديد كه الان هم دير نشده، چنانچه صندوقى باقى باشد بازشمارى مى‏كرديد، بر شما معلوم مى‏شد كه خواست آنها غير عقلايى نبوده.


بعضى افراد فكر مى‏كنند كه دفاع از خطبه روز جمعه 26/4/88 آيةاللَّه هاشمى دفاع از شخص هاشمى و مقابله با مخالفين هاشمى است، در صورتي كه هر شخص فهيم اين خطبه را تقدير مى‏كند و نقطه قوّت جهت استمرار جمهورى اسلامى ايران مى‏داند، چون مطالب جناب آقاى هاشمى همان مطالبات مردم است كه امام امت‏(رحمه الله) براى آنها احترام قائل بود.


شما آية اللَّه هاشمى رفسنجانى را نصيحت كرديد، اما ظاهراً فراموش كرده‏ايد كه بعد از فوت امام امت (رحمه الله) بدون فوت وقت و با وجود حضرات آيات صافى گلپايگانى و اردبيلى و مشكينى و امينى و ديگر بزرگان از علما، ايشان براى حفظ نظام همه توان خود را گذاشت و با سخنان خود خبرگان را آماده كرد كه به حضرت آيةاللَّه خامنه‏اى رأى بدهند، با آن حساسيت زمانى كه يقيناً مكتوب است، آنگاه كسى نگفت خلاف نظام سخن مى‏گويد و خلاف نظام عمل مى‏كند، موجب تفرقه شده، اما اكنون كه حقايقى بر خلاف ميل شما مى‏گويد و بر همه شما خوب واضح است كه حقيقت چيست، حالت اعتراض داريد. اين انصاف است؟ پس غرض از اين بيانيه حفظ نظام نيست.


شما توصيه به اخلاق مى‏كنيد. خوب بود از آن همه خلاف شرع‏ها كه در مناظره تلویزيونى روى داد، نهى مى‏كرديد، و خوب بود شما به شكنجه‏هاى نامشروع در زندانها كه هر روز جسدهايى تحويل داده مى‏شود، اعتراض مى‏كرديد. مطمئن باشيد كه مردم اگر با آنها به صداقت رفتار شود، همه مخلص علما و روحانيون صادق هستند. شما را به خدا، هنوز هم دير نشده، در عوض اينهمه تهمت‏ها، سركوبها، نسبت ارتداد دادن، ضد ولايت فقيه خواندن، نسبت به عمال خارجى دادن و متهم كردن افراد به دستور گرفتن از خارج و براندازى نظام و هر شخصيت و يا جمعيتى را به نحوى از اطراف خودتان دور كردن؛ بياييد در عوض اين كارها، دست مهر و محبت به سر مردم بكشيد، زنداني‌ها را آزاد كنيد، عذرخواهى كنيد، با آزادى آنها به خواست اكثريت گوش دهيد. ببينيد چقدر لذت مى‏بريد از دوستى، از محبت واقعى، از رحمت خداوند.

ضمناً قابل توجه اينكه بيان مى‏شود اعترافاتي در زندان صورت گرفته به عنوان مدرك جرم، بايد گفته شود كه هيچ مرجعى چنين فتوايى جهت صحت چنين اعترافاتى نمى‏تواند بدهد. لذا از نظر شرعى و قانونى مدرك نمى‏باشد.

اللّهمّ اجعل عواقب امورنا خيراً

سيد على محمّد دستغيب

4/5/88


|+| نوشته شده توسط تیم آگهی بلاگ در 88/05/05 و ساعت 6:58  
نمره مثبت یا منفی دهید: http://sohrab.pass.as/browse.php?u=Oi8vYmFsYXRhcmluLmNvbS9pbWFnZXMvd2ViMi9zdWJtaXQucG5n&b=0&f=norefer
 اینها جنازه را هم گروگان می‌گیرند

موج سبز آزادی : هر روز که می‌گذرد، نام و مشخصات جدیدی به فهرست شهدای جنبش سبز افزوده می‌شود. خانواده‌های این شهدا اما این روزها در رنج بسیاری به سر می‌برند و خبرهایی که به طور جسته گریخته شنیده می‌شود، حاکی از آن است که علاوه بر ممانعت از برگزاری مراسم یادبود، در برخی موارد جنازه‌ی شهید را نیز برای وادار کردن خانواده‌ها به همکاری، به عنوان گروگان نگه می‌دارند.


به گزارش «موج سبز آزادی» برخی خانواده‌های شهدای شناخته شده در روزهای اخیر از فشارهایی که از سوی نهادهای امنیتی بر آنها وارد شده، پرده برداشته‌اند. نه فقط مادر ندا آقاسلطان از دستور وزارت اطلاعات به مساجد در خصوص خودداری از برگزاری مراسم برای کشته شدگان اخیر خبر داده و یا برخی خانواده‌های شهدا از دریافت پول در ازای تحویل جنازه‌ی فرزندانشان سخن گفته‌اند، بلکه حتی دکتر روح‌الامینی اصولگرا و عضو دولت نهم نیز فاش کرده که برخی قصد داشته‌اند برای ارائه اطلاع درباره‌ی فرزندش از او رشوه بگیرند و با وجود اعلام مشخصات و تلفن آنها، وزارت اطلاعات هم حاضر به پیگیری نشده است.


در همین حال «موج سبز آزادی» کسب اطلاع کرده که در خصوص برخی خانواده‌ها که فرزندشان به شهادت رسیده است، فشارها با روش‌هایی به مراتب غیر اخلاقی‌تر ادامه دارد؛ روش‌هایی همچون تحویل ندادن جنازه‌ها و فشار بر خانواده‌ها برای معرفی فرزندان شهید خود به عنوان بسیجی و یا شکایت از موسوی.


بر اساس یکی از گزارش‌های رسیده، خانواده‌ی شهید رامین قهرمانی که پیش از این در گزارش دیگری در «موج سبز آزادی» به نام وی اشاره شد، تا پایان هفته گذشته هنوز موفق نشده بودند جنازه‌ی فرزندشان را برای تشییع و تدفین تحویل بگیرند؛ چرا که از آنها خواسته شده بود هیچ مراسمی برای فرزندشان نگیرند و نام او را هم در جایی مطرح نکنند. آنها در نهایت وادار می‌شوند جنازه‌ی فرزند شهیدشان را بدون تشییع و تنها با حضور چند نفر از نزدیکان دفن کنند.


این گزارش همچنین حاکی است وقتی خانواده‌ی این شهید به محض اطلاع از درگذشت فرزندشان اقدام به انتشار اعلامیه و نصب پارچه‌ی سیاه کردند، صبح روز بعد ماموران پلیس در محل حاضر شدند و ضمن امحاء اعلامیه‌ها و جمع‌آوری پارچه‌ها، به خانواده‌ی وی اعلام کردند که حق برگزاری هیچ مراسمی را ندارند.


خبر ویژه‌ی قبلی «موج سبز آزادی» درباره‌ی نام و نشان سه شهید دیگر


عکسی از مزار یک شهید ناشناس جنبش سبز


گزارش دیگری که به «موج سبز آزادی» رسیده، از معامله‌ی ناجوانمردانه‌ی مأموران با خانواده‌ی یکی از شهدای روز تاریخی 25 خرداد خبر می‌دهد. شهید داود صدری، 27 ساله و ساکن شهرک اندیشه کرج، در این روز در جلوی یک پایگاه بسیج با یک گلوله به شهادت می‌رسد. خانواده‌ی او شش روز بعد جنازه‌ی او را در بیمارستان امام علی شهریار تحویل می‌گیرند، اما در ازای دریافت 350 هزار تومان پول تیر و 6 میلیون تومان بابت جنازه.


تکان‌دهنده‌ترین قسمت ماجرا آنجاست که وقتی پدر این شهید برای شکایت مراجعه می‌کند، به او می‌گویند اگر حاضر شود اعلام کند که پسرش بسیجی بوده و مردم او را کشته‌اند، هم دیه‌اش را خواهند داد و هم او را شهید محسوب و خانواده‌اش را از مزایای این کار بهره‌مند خواهند کرد.


در همین حال روزنامه «سرمایه» نیز در شماره‌ی امروز خود گفت‌وگویی را با یکی از نزدیکان شهید امیر جوادی‌فر، دانشجوی 23 ساله‌ای که در روز 18 تیر دستگیر شد و جنازه‌اش دیروز به خانواده‌ی وی تحویل شد، منتشر کرده است. وی گفته است: «امیر روز 18 تیر دستگیر شد. ما تا دو ساعت بعد از گم شدنش خبری از او نداشتیم تا اینکه ماموری از کلانتری 147 که همراه او بود با موبایل پدر امیر تماس گرفت و گفت بیایید بیمارستان فیروزگر. تا نیمه‌های شب امیر به دلیل شکستگی از چند جا در بدنش در بیمارستان بستری بود و با ضمانت همان مامور و با همراهی پدر امیر به بیمارستان لاله شهرک غرب منتقل شد. ظهر جمعه 19 تیرماه امیر را از بیمارستان مرخص کردند و توسط همان مامور تحویل پلیس امنیت و پیشگیری از جرم داده شد و پس از آن دیگر هیچ خبری از امیر به ما داده نشد، نه زنگی، نه خبری و نه حتی اسمی از او در میان بازداشت شدگان زندان اوین نبود، تا اینکه شنبه 3 مردادماه از طرف پلیس امنیت شهرری با پدر وی تماس گرفتند و گفتند بروید جسد پسرتان را از پزشکی قانونی کهریزک تحویل بگیرید.»


گفت‌وگو شونده در ادامه به شرط شرم‌آور مأموران برای تحویل جنازه‌ی این شهید اشاره می‌کند و می‌گوید: «در حالی که برای تحویل جسد امیر رفته بودیم به ما گفتند باید بگویید برادرتان از قبل دچار بیماری ریه بوده است در حالی که چنین چیزی محال است زیرا امیر کاملاً سالم بود. آنها همچنین از خانواده امضا گرفتند که تشییع جنازه فقط با حضور افراد فامیل و خودی برگزار شده و شعاری در آن داده نشود. بالاخره دیروز جسد را تحویل گرفتیم و امروز صبح (دوشنبه) برای مراسم تشییع به بهشت زهرای تهران می رویم.»


روز گذشته هم رسانه‌ها از تحویل جسد «امیر جوادی لنگرودی»، یکی دیگر از بازداشت شدگان روز 18 تیر، به خانواده‌ی وی خبر داده بودند. همزمان با او، خبر درگذشت محسن روح‌الامینی در زندان به رسانه‌ها رسید و شاید به خاطر تعلق وی به خانواده‌ی یک مسئول دولتی، شهادت او سر و صدای بیشتر به پا کرد.

 

چندی قبل هم برخی سایت‌ها از شهادت یک سرباز وظیفه به نام «رامین رمضانی» در درگیری‌های هفته دوم پس از انتخابات در تهران خبر داده بودند. جنازه‌ی این جوان 20 ساله که چند روز قبل از شهادت به عنوان مرخصی از محل خدمت سربازی‌اش به تهران آمده بود، در حالی پس از یک ماه پیگیری به خانواده‌ی وی تحویل داده شد که سه گلوله پیکر وی را سوراخ کرده بود. آنها حتی در مراسم تدفین فرزند خود نیز مجبور بودند تحت نظارت مأموران عمل کنند.


آیا کسی هست که مطمئن باشد این نام‌ها در آخرین ردیف‌های فهرست سرخ شهدای جنبش سبز قرار گرفته‌اند و زین پس خبر تلخ دیگری در راه نیست؟

 

|+| نوشته شده توسط تیم آگهی بلاگ در 88/05/05 و ساعت 6:57  
نمره مثبت یا منفی دهید: http://sohrab.pass.as/browse.php?u=Oi8vYmFsYXRhcmluLmNvbS9pbWFnZXMvd2ViMi9zdWJtaXQucG5n&b=0&f=norefer
 نامه جمعی از اعضای هیئت علمی دانشگاه‌های تبریز به میرحسین موسوی

جمعی از اعضای هیئت علمی دانشگاه‌های تبریز با ارسال نامه‌ای به مهندس موسوی، ضمن اعتراض به وقایع بعد از انتخابات و بازداشت دلسوزان و فرزندان انقلاب، حمایت و همراهی خود را با مهندس میرحسین موسوی در راه استقرار جمهوریت نظام اعلام داشتند.


به گزارش «یولداش» متن کامل این نامه بدین شرح است:


به نام خدا
جناب آقای مهندس میرحسین موسوی


با سلام و آرزوی توفیق در راه تحقق آرمان‌های تاریخی ملت ایران و با سپاس از صبوری و پایداری شما در احقاق حقوق مردم.

همه شاهد بودیم که دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری، علیرغم طلیعه شکوهمند آن، چنان حوادث تلخ و مصیبت‌باری را در پی داشت که موجب بهت و حیرت همگان گردید. یک بار دیگر فرصتی استثنایی برای استقرار قانون، آزادی و عدالت، با قانون ستیزی و قانون‌گریزی اقتدارجویان، به تهدید علیه منافع ملت، میهن و نظام جمهوری اسلامی بدل شد.

قطع نظر از آنچه بر سر انتخابات دهمین دوره ریاست‌جمهوری آمد، نکته‌ای که نمی‌توان در آن تردید ورزید، شکست اخلاقی مدعیان اصول‌گرایی، مهرورزی و عدالت‌ورزی، و پیروزی تاریخی جنبش سبز ایران در پایبندی به قانون، عدالت، رافت و پای فشردن صادقانه و توام با متانت بر آرمان‌های تاریخی ملت و آموزه‌های اصیل انقلاب اسلامی ایران بود.

ما امضاکنندگان این نامه، جمعی از اعضای هیئت علمی دانشگاه‌های تبریز، ضمن تقدیر از تلاش‌های صادقانه و پایداری بی‌شائبه شما در راه احقاق حقوق ملت ایران، همدلی و همگامی خود را برای پی‌گیری مطالبات مردم اعلام می‌داریم و در این مرحله جهت برون‌رفت از وضعیت مخاطره‌آمیز کنونی، بر مفاد بیانیه شماره 9 جنابعالی، به ویژه بر موارد زیر تاکید می‌کنیم:

1.توقف برخوردهای امنیتی و نظامی و بازگشت کشور به وضعیت عادی و طبیعی،

2.آزادی همه شخصیت ها، فعالان سیاسی، حقوقدانان، روزنامه‌نگاران، دانشگاهیان، دانشجویان و کلیه دستگیرشدگان و زندانیان گمنام حوادث اخیر،

3.آزادی مطبوعات، رفع توقیف و سانسور از آنها

4.ممنوعیت مداخلات غیرقانونی دولت در فضای ارتباط رسانه‌ای و فعالیت مجدد سایت‌های خبری مستقل،

5.اجرای اصول معطل مانده قانون اساسی، به ویژه اصل 27 که بر آزادی تجمعات مسالمت‌آمیز تاکید دارد.

جناب آقای موسوی

هر چند به نظر می‌رسد آب ها از آسیاب‌ها افتاده است، اما هنوز شعله‌های امید در دل فرزندان آگاه این مرز و بوم همچنان فروزان است، هنوز بسیارند کسانی که خود را از قبیله عشق و عقل می‌دانند و به ایرانی سرسبز، سرافراز و سرشار از محبت و صداقت می‌اندیشند. ما با استعانت از درگاه خداوند متعال و با ایمان به هوشمندی ملت ایران، ضمن تاکید بر اجتناب از ساختارشکنی، در راه استقرار جمهوریت نظام با شما همراه خواهیم بود.

جمعی از اعضای هیئت علمی دانشگاه های تبریز

1.احد ابراهیمی

2.افشین ابراهیمی

3.سیمین آتشی‌خویی

4.علیرضا آزادی

5.توحید اخلاقی

6.حیدر اسماعیلی

7.مازیار آصفی

8.سعید اصغری زاده

9.عباس افراسیابی

10.محمد آقازاده

11.محسن امجدی

12.مسعود امید

13.علی‌اکبر بابالو

14.یوسف بافنده

15.حبیب بدری

16.فضیله بشرهاشمی

17.امیر بهرامی

18.امرالله بیات

19.رضایت پرویزی

20.یوسف پزشکیان

21.شبنم پورابوالقاسم

22.بهزاد پورعباس خیرالدین

23.حجت پورفیضی

24.جواد پورنامی

25.احمد رضا جودتی

26.مسعود حاجی علیلو

27.سیامک حسین پور

28.فرزین حق پرست

29.محمد حیدرزاده

30.مهسا خرازی

31.رحیم خوش بختی سرای

32.سبلان دانشور

33.علی دسترنج تبریزی

34.حسین دقیق‌کیا

35.فیروز راد

36.مسعود رحیم‌پور

37.جعفر رحیمی پناهی

38.مصطفی رضایی

39.میرکریم رضوی آقجه

40.بهادر زمانی

41.امین سالم

42.مهدی سلامی حسینی

43.حسین سیفلو

44.جلیل شربیانلو

45.سیروس شفیعی

46.محمد شهریاری

47.محمد شیمیا

48.الهه صاحب اولاد مدارک

49.جعفر صادق مقدس

50.مرتضی صادقی

51.صمد صباغ

52.باقر صدری نیا

53.کریم عابدی

54.فرهنگ عباسی

55.شمسی عباسعلیزاده

56.فاطمه عباسعلیزاده

57.ابوالفضل عبداللهی فرد

58.صدیقه عبداللهی فرد

59.  رضا علیزاده

60.عباس غفاری

61.حسن فتحی

62.احمد فرزدی

63.غفار فرزدی

64.لعیا فرزدی

65.جواد فرضی

66.حسن فرهودی نیا

67.عالیه قاسم زاده

68.احمد قنبری

69.کاظم قنبری

70.جعفر گنج پورثالث

71.پیمان گوارانچی

72.ایرج لطفی نیا

73.سیدابوالقاسم محمدی

74.مجید محمدی اسکویی

75.صمد مصدقی

76.علی مصطفایی

77.نرمین معینیان

78.آیدا ملکی

79.مهزاد مهرزاد صدقیانی

80.محمد میرزایی

81.مهدی میرزایی

82.بهنام میرزاکوچکی

83.مرتضی میرغلامی

84.میرکمال میرنیا

85.مهدی نارنگی

86.محمود ناطقی

87.داوود نوری زاده

88.یوسف نوظهور

89.هانیه نیرومند

90.حسین نیک اختری

91.شیوا ولایتی

92.رضا یگانی

|+| نوشته شده توسط تیم آگهی بلاگ در 88/05/05 و ساعت 6:29  
نمره مثبت یا منفی دهید: http://sohrab.pass.as/browse.php?u=Oi8vYmFsYXRhcmluLmNvbS9pbWFnZXMvd2ViMi9zdWJtaXQucG5n&b=0&f=norefer
 وقتی که ایرنا و دیگر رسانه های جمهوری اسلامی شورش را در می آورند!!!

این متن عینا از ایرنا گرفته شده .. قضاوت با شما


به گزارش ايرنا مهدي کروبي در اولين گردهمايي روساي حزب اعتماد ملي در استان‌ها پس از انتخابات دهمين دوره رياست جمهوري گفت : " ما مي خواهيم به کار حزبي ادامه دهيم و البته متناسب با اين فصل جديدي که در آن قرار گرفته ايم حرکت خواهيم کرد و تغيير و تحولاتي را انجام مي دهيم ." 
دبير کل حزب اعتماد ملي اظهار داشت" هر چند که ما در عرصه انتخابات شکست خوريم ولي به انچه که مد نظرمان بود يعني تغيير در انديشه و تفکر جامعه دست يافتيم بنابراين نبايد خودرا سرزنش کنيم بلکه بايد به حرکت خود ادامه دهيم . " 
وي افزود : "کار حزبي را نبايد هيچ گاه نيمه کاره رها کرد ممکن است که زماني محاسبات سياسي اشتباه باشد ولي اين نبايد مانع از ادامه کار شود . " 
وي خطاب به همراهان حزبي خود گفت : " شما بايد اينک پس از انتخابات تصميم بگيريد که قصد داريد به کار حزبي خودتان ادامه بدهيد يا خير و اين را نيز همواره بايد مدنظر قرار دهيد که در هر کار سياسي ممکن است که پيروزي و يا شکست باشد ولي هيچ گاه نبايد عرصه را ترک کرد ." 
کروبي مقطع زماني که در آن قرار داريم را يک فصل جديدي دانست و گفت : " ما اکنون در مقطع زماني حضور داريم که در 30 سال انقلاب تاکنون با آن رو به رو نشده ايم ولي ما بايد در نظر بگيريم که اکنون سرآغاز فعاليت حزبي مان است و بنابراين اکنون بايد به بررسي اين بپردازيم که بعد اين حادثه اي که براي کشور روي داده است ما بايد براي ادامه فعاليت حزبي چه کاري انجام دهيم و از دوستان حزبي مي خواهم که پيشنهادهاي خود را در اين زمينه ارائه کنند تا راهکاري را بيانديشيم . " 
وي تاکيد کرد : "من از همان روزها مي دانستم که وضعمان زياد خوب نيست ولي از سوي ديگر من اسنادي دارم که ثابت مي کند برخي از دوستان حزبي متزلزل بودند اين درحالي است که من از همان ابتدا مي گفتم که بايد محکم کار کرد . " 
وي تصريح کرد : " هيچ گاه فراموش نکنيد که شما نماينده يک کشور 70 ميليوني هستيد و بنابراين بايد کار حزب را تقويت کنيد ولي اين را بدانيد که کار حزبي يکسري الزاماتي دارد که بايد بدان توجه کنيد . " 
کروبي با تاکيد بر ايجاد تغيراتي در حزب و پالايش نيروها گفت : " اکنون در شرايط جديدي هستيم و بايد دراين شرايط جديد با تغييراتي کار را جدي تر شروع کنيم ممکن است که روزي من به يکي از اعضاي حزب بگويم که فرد ديگري قوي تر از شما کار مي‌کند و شما کناره گيري کنيد در اين صورت اين قدر بايد فضا صميمي باشد که همه براي انجام يک کاري قدم بردارند و دوستانه کناره گيري را به نفع نيرويي که قوي تر است بپزيرند . " 
وي با اشاره به تحليل هايي که روساي حزب اعتماد ملي در استان ها ارائه مي کردند و با اشاره به انتخابات دهم گفت : " در انتخابات ما تنها يک کار داشتيم و همه تلاشمان براي پيروزي بود ولي در هر صورت چنين نتيجه اي رقم خورد. البته من در آينده درباره اينکه چرا شکست خورديم صحبت خواهم کرد ولي در ابتدا بايد به کار حزب بپردازيم و آنگاه گذشته و آينده را مورد بررسي قرار دهيم . " 
کروبي بر انسجام کار حزبي تاکيد کرد و گفت : " اکنون ديگر ما براي حضور در عرصه يک انتخابات کار نمي کنيم بلکه براي ما کار حزبي مهم است بنابراين نيروها بايد جدي تر کارکنند در اين عرصه همچنين هرچه که نيروهايي ريزش داشته اند ولي رويش نيرو هم داشته ايم که بايد انها را جذب کنيم " 
وي تاکيد کرد : " هرچه شرايط سخت تر مي شود بايد ما هم محکم تر کارکنيم . " 
کروبي با انتقاد از رفتار گروه‌هاي اصلاح طلب در عرصه انتخابات دهم گفت : " آيا به نظر شما رفتارهاي برخي از دوستان اصلاح طلب ما درست است ؟ چه شده است که اکنون همان کساني که روزي معتقد بودند دوره هاشمي رفسنجاني گذشته است اينک به تجليل از او مي پردازنند و بيانيه اي منتشرمي شود که در بخش هاي مختلف آن نام هاشمي آورده مي شود ." 
وي افزود : " گاهي ممکن است که يک محاسبه سياسي اشتباه باشد ولي متاسفانه شرايط به گونه اي است که همه خود را شريک پيروزي مي دانند و در عرصه شکست همديگر را تنها مي گذارند . " 
وي افزود : " اکنون شرايط به گونه اي است که بايد تکليف خود را روشن کنيد و بدانيد که قصد داريد کار سياسي انجام دهيد يا نه ؟ شما اين را بدانيد که ما در شرايط نابرابري هستيم و در حالي رقابت مي کنيم که هيچ امکاناتي را در اختيار نداريم و رقباي ما امکانات بسياري دارند. " 
کروبي در نهايت بر کار حزبي تاکيد کرد و گفت : " هرچند که در آينده اي نزديک به تحليل درباره آنچه ديگر گروه‌ها انجام داده اند خواهيم پرداخت و ارزيابي از انچه که گذشت خواهيم داشت ولي ابتدا به انسجام کار حزبي خودمان مي پردازيم و البته قصد مچ گيري نداريم بلکه هدف ما تقويت کار تشکيلاتي و انسجام کار حزبي است . بنابراين ما بايد ابتدا به دنبال رفع کار حزبي خودمان باشيم ." 


قضاوت با شماست -کروبی هیچگاه احمدی نژاد را به رسمیت نمی شناسد تا خود را شکست خورده ببیند. شاید این سیاست جدید جمهوری اسلامیست . یعنی تفرقه بین همه از جمله کروبی و میرحسین !!!

|+| نوشته شده توسط تیم آگهی بلاگ در 88/05/04 و ساعت 22:8  
نمره مثبت یا منفی دهید: http://sohrab.pass.as/browse.php?u=Oi8vYmFsYXRhcmluLmNvbS9pbWFnZXMvd2ViMi9zdWJtaXQucG5n&b=0&f=norefer
 خبرهایی از اوین - عماد بهاور تحت فشار برای اعتراف قرار دارد
عماد بهاور که بامداد 23 خرداد ماه سال جاری بدون ارائه حکم همچون بسیاری از اعضای شاخه جوانان نهضت آزادی بازداشت و روانه زندان اوین شده است، تحت فشارهای روانی برای اعتراف به آنچه که مقامات امنیتی در خواست کرده اند قرار دارد .

عماد بهاور عضو دفتر سیاسی و رییس شاخه جوانان نهضت آزادی ایران پس از گذشت 44 روز همچنان در بازداشت به سر می برد .


این کارشناس ارشد علوم سیاسی و عضو هسته مرکزی پویش حمایت از خاتمی و موسوی ( موج سوم ) و شورای سیاست گذاری ستاد ملی جوانان حامی خاتمی موسوم به ستاد 88 قبل از انتخابات ریاست جمهوری دوره دهم در ششم خرداد به اتهام تبلیغ علیه نظام از طریق عضویت در نهضت آزادی ایران بازداشت و به زندان اوین منتقل شد و سرانجام با واکنش بسیاری از شخصیتها و گروه ها پس از 96 ساعت آزاد شد .


پیش از این نیز عماد بهاور در تاریخ 16 اسفند ماه 1387 ممنوع الخروج شده بود .


این در حالی است که بر اساس اصل سی هشتم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران هرگونه شکنجه برای گرفتن اقرار و یا کسب اطلاع ممنوع است ، اجبار شخص به شهادت ، اقرار یا سوگند مجاز نیست و چنین شهادت و اقرار و سوگندی فاقد ارزش و اعتبار است . متخلف از این اصل طبق قانون مجازات می شود .


عماد بهاور ، محمد باقر علوی و محمد توسلی رییس دفتر سیاسی و عضو شواری مرکزی نهضت آزادی ایران سه عضو واحد استانی تهران نهضت آزادی ایران هستند که همچنان در بازداشت به سر می برند دیگر اعضای این واحد احمد افجه ای ،علی مهرداد ، روح الله شفیعی ، مجتبی خندان ، سعید زراعت کار ، محمد رضا احمدی نیا ، محسن حکیمی آزاد شده اند .

 

منبع : وبلاگ با مردم

|+| نوشته شده توسط تیم آگهی بلاگ در 88/05/04 و ساعت 21:48  
نمره مثبت یا منفی دهید: http://sohrab.pass.as/browse.php?u=Oi8vYmFsYXRhcmluLmNvbS9pbWFnZXMvd2ViMi9zdWJtaXQucG5n&b=0&f=norefer
 ایرنا: فقط وزير اطلاعات برکنار شده است/ اخبار منتشره درباره عزل ساير وزرا کذب است

ایرنا: معاون ارتباطات و اطلاع رساني دفتر رييس جمهور فقط خبر برکناري غلامحسين محسني اژه اي وزيراطلاعات را تاييد و اخبار منتشره در برخي سايت ها مبني بر عزل ساير وزرا را تکذيب کرد.
پس از جلسه هيات دولت
محمد جعفر محمدزاده دقايقي پيش در گفت و گو با خبرنگار سياسي ايرنا تاکيد کرد: تنها مرجع رسمي براي اخبار رييس جمهور ، دفتر رياست جمهوري است و اخباري که از ديگر منابع نقل مي شود، فاقد اعتبار است. 
محمدزاده خاطرنشان کرد: اگر خبري باشد از طريق دفتر رييس جمهوري به اطلاع مردم شريف ايران خواهد رسيد. 

|+| نوشته شده توسط تیم آگهی بلاگ در 88/05/04 و ساعت 21:19  
نمره مثبت یا منفی دهید: http://sohrab.pass.as/browse.php?u=Oi8vYmFsYXRhcmluLmNvbS9pbWFnZXMvd2ViMi9zdWJtaXQucG5n&b=0&f=norefer
 شهادت یک جوان دیگر در زندان - امیر جوادی‌فر

یک دانشجوی دیگر بنام امیر جوادی‌فر که در اعتراض‌ها علیه اعلام انتخاب دوباره‌ی محموداحمدی‌نژاد به عنوان رئیس جمهور ایران شرکت کرده بود، در زندان درگذشته است.

به گزارش «اعتماد»، امیر جوادی‌فر دانشجوی رشته‌ی مدیریت صنعتی دانشگاه آزاد قزوین بود. از خانواده‌ی این دانشجو خواسته شده، روز یکشنبه صبح برای تحویل پیکر او مراجعه کنند. جوادی‌فر در روز ۱۸ تیر دستگیر شده و از ناحیه‌ی بینی و دست آسیب دیده بود اما این دلیل مرگ وی نبوده است.

|+| نوشته شده توسط تیم آگهی بلاگ در 88/05/04 و ساعت 18:42  
نمره مثبت یا منفی دهید: http://sohrab.pass.as/browse.php?u=Oi8vYmFsYXRhcmluLmNvbS9pbWFnZXMvd2ViMi9zdWJtaXQucG5n&b=0&f=norefer
 رنگ سبز در نمایشگاه بین المللی تبریز ممنوع شد

طی چند روز گذشته محل نمایشگاه بین اللملی تبریز میزبان چندین نمایشگاه بود که به طور مداوم سالیانه برگزار می شوند اما این نمایشگاه به مانند سال های قبل برگزار نشد و حاشیه های قابل تاملی داشت!

از جمله نقاط قابل اشاره در این نمایشگاه ممنوعیت استفاده از رنگ سبز در غرفه های نمایشگاهی بود  و حتی یک شرکت کامپیوتری (اسپیناس) که رنگ لوگوی آن سبز رنگ است با اخطار عدم استفاده از این رنگ مواجه شد.

به گزارش پایگاه خبری «یولداش» این شرکت بعد از آنکه غرفه خود را با توجه به آرم خود ، به رنگ سبز درآورده بود با اخطار هایی از طرف مسئولان برگزاری نمایشگاه مواجه شد و با موجود توضیح مسئول غرفه که لوگوی شرکت سبز رنگ است و با مسایل سیاسی اخیر کشور ربطی ندارد ، پاسخی دریافت کرد که یا رنگ آرم خود را عوض کند یا غرفه های خود در نمایشگاه تعطیل کند که این شرکت کامپیوتری تمام غرفه های خود در نمایشگاه را تعطیل و از نمایشگاه خارج شد.

لازم به ذکر است غرفه چندین شرکت دیگر نیز به علت استفاده از رنگ سبز تعطیل شده است و تعدادی دیگر در اعتراض به این عمل مسئولان نمایشگاه از حضور در نمایشگاه خودداری کرده اند.

|+| نوشته شده توسط تیم آگهی بلاگ در 88/05/04 و ساعت 15:5  
نمره مثبت یا منفی دهید: http://sohrab.pass.as/browse.php?u=Oi8vYmFsYXRhcmluLmNvbS9pbWFnZXMvd2ViMi9zdWJtaXQucG5n&b=0&f=norefer
 مشایی رئیس دفتر احمدی نژاد شد

BBC - در پی کنار گذاشتن اسفندیار رحیم مشایی از سمت معاون اولی، محمود احمدی نژاد وی را به سمت مشاور و رئیس دفتر خود منصوب کرده است.

آقای احمدی نژاد در نامه انتصاب آقای مشایی، وی را "انسانی مومن و فداکار و مورد اطمینان کامل" معرفی کرده است.

رئیس جمهوری ایران روز بیست و پنجم تیر (۱۶ ژوئیه) آقای مشایی را به عنوان معاون اول خود منصوب کرده بود اما انتخاب وی به این سمت با انتقاد شدیدی رو به رو شد و آیت الله علی خامنه ای از آقای احمدی نژاد خواست که وی را برکنار کند.

بعد از گذشت هفت روز از دستور آقای خامنه ای، آقای احمدی نژاد سرانجام روز شنبه سوم مرداد ناچار شد وی از سمت معاون اولی برکنار کند اما ساعاتی بعد وی را به سمت مشاور و رئیس دفتر رئیس جمهوری منصوب کرد.

آیت الله خامنه ای در نامه خود خطاب به آقای احمدی نژاد نوشته بود: "انتصاب جناب آقای اسفندیار رحیم مشایی به معاونت رئیس جمهور بر خلاف مصلحت جنابعالی و دولت و موجب اختلاف و سرخوردگی میان علاقه مندان به شما است و لازم است انتصاب مذبور ملغی و کان لم یکن اعلام گردد."

اما آقای احمدی نژاد بر انتخاب خود اصرار داشت ولی بعد از تشدید فشارها و انتقادهای حامیان خود روز شنبه در نامه ای کوتاه خطاب به آقای خامنه ای نوشت:"مرقومه مورخ ۸۸/۴/۲۷ جنابعالی به استناد اصل ۵۷ قانون اساسی اجرا شد".

اصل ۵۷ قانون اساسی ساختار قوای جمهوری اسلامی ایران را مستقل از یکدیگر تعریف می کند اما تاکید دارد که این قوا تحت نظارت "ولایت مطلقه امر و امامت امت" هستند.

آقای مشایی پیش از این، تقاضای کناره گیری کرده بود و آقای احمدی نژاد در پاسخ به نامه پذیرش کناره گیری خطاب به آقای مشایی نوشت: "در یک هفته اخیر امیدوار بودم که با رفع برخی تبلیغات منفی، فشارها و جوسازی های بعضی رسانه ها و جریان های سیاسی، دولت بتواند از خدمات شما در جایگاه معاون اولی برخوردار بماند".

مخالفان مشایی

انتصاب آقای مشایی انتقادهایی گسترده ای را در میان آن دسته از چهره های جناح اصولگرا و شخصیت های مذهبی در ایران برانگیخت که آقای رحیم مشایی را برای این سمت مناسب نمی دانستند.

اما آقای احمدی نژاد با وجود این انتقادها و حتی پس از انتشار علنی خبر دستور رهبری به او توسط برخی نمایندگان مجلس، بر ادامه کار آقای مشایی تأکید داشت.

نامه آقای خامنه ای روز ۲۷ تیر و دو روز پس از انتصاب آقای مشایی، خطاب به محمود احمدی نژاد نوشته شده بود.

پس از انتشار رسمی نامه آقای خامنه ای و در واکنش به مقاومت آقای احمدی نژاد در کنار گذاشتن اسفندیار رحیم مشایی، صبح روز شنبه ۲۵ ژوئیه (سوم مرداد)، حسین شریعتمداری مدیر مسئول روزنامه کیهان در سرمقاله این روزنامه آقای رحیم مشایی را "یکی از مهره های کودتای مخملی" خواند که به نوشته کیهان "فقط محل مأموریت او با سایر توطئه‌گران اخیر متفاوت است و نه «هویت» او."

آقای رحیم مشایی که به عنوان رئیس سازمان گردشگری و یکی از معاونان محمود احمدی نژاد در دولت فعالیت داشته، تاکید کرده است: "خود را همواره سرباز دولت دانسته و در مسیر اسلام و انقلاب از هیچ تلاش و خدمتی دریغ نخواهم کرد."

|+| نوشته شده توسط تیم آگهی بلاگ در 88/05/04 و ساعت 14:53  
نمره مثبت یا منفی دهید: http://sohrab.pass.as/browse.php?u=Oi8vYmFsYXRhcmluLmNvbS9pbWFnZXMvd2ViMi9zdWJtaXQucG5n&b=0&f=norefer
 رحیم مشائی - ماندن و رفتنش برای مردم بی تفاوت است!

از چند روز پیش، احمدی نژاد یک بازی موش و گربه جدید راه انداخته تا کودتای خونینی که علیه نتیجه واقعی انتخابات 22 خرداد صورت گرفت و خود او یکی از اعضای ستاد آن بود، زیر سایه این بازی قرار گیرد. 


این موش را ایشان معاون اول خود اعلام کرده و رهبر که تاکنون برای علمای معترض به کودتای انتخاباتی تره هم خرد نکرده، حالا وارد میدان شده و با این انتصاب مخالفت کرده، زیرا علما مخالف اند!

نه معاون اولی و برکناری احتمالی رحیم مشائی برای مردم مهم است و نه پا در میانی رهبر. او اگر می خواست پا در میانی کند می گفت زندانیان ضد کودتا را آزاد کنند. خود احمدی نژاد بیشتر از معاون اولش زیر علامت سئوال است و مورد نفرت عمومی. اتفاقا می گویند "رحیم مشائی" عاقل تر از احمدی نژاد است!

|+| نوشته شده توسط تیم آگهی بلاگ در 88/05/04 و ساعت 12:35  
نمره مثبت یا منفی دهید: http://sohrab.pass.as/browse.php?u=Oi8vYmFsYXRhcmluLmNvbS9pbWFnZXMvd2ViMi9zdWJtaXQucG5n&b=0&f=norefer
 3 مرداد و درگیری ها در میدان ونک

گزارشی از فرهاد رجبعلی - همزمان با تجمعات جهاني در اكثر شهرهاي بزرگ از شش قاره جهان در حمايت از جنبش سبز مردم ايران، در بعدازظهر گرم تابستاني سوم مرداد ماه بار ديگر جمعي از معترضان به نتيجه انتخابات دهم رياست جمهوري در اطراف ميدان ونك دست به تجمع زدند.

نيروهاي پليس و اطلاعاتي از ساعات اوليه بعدازظهر در ميدان ونك و خيابان‌هاي اطراف مستقر شده و مانع هرگونه تجمع در پياده روهاي حوالي ميدان ونك مي‌شدند. به همين خاطر تجمع‌كنندگان به بهانه انتظار تاكسي در ضلع غربي ميدان ونك و ترمينال مسافربري جمع شدند و سوار تاكسي‌ها در ترمينال نمي شدند.

اولين حمله پليس به مردم در ساعت 18 در ضلع شمال غرب ميدان صورت گرفت و تجمع‌كنندگان به سمت خيابان ولي‌عصر حركت كردند. فرار معترضين با "هو" كردن‌هاي پليس همراه بود. دختري كه برادرش در اين يورش دستگير شده بود به شدت مي‌گريست كه با كمك مردم از ميدان ونك دور شد.

پس از گذشت نيم ساعت از موعد مقرر در ساعت 18:30 ميزان جمعيت به حدي افزايش يافت كه پليس مجدد به سمت تجمع‌كنندگان يورش برد و عده اي را مورد ضرب و شتم قرار داد. دختري كه مورد هجوم نيروهاي يگان ويژه قرار گرفته بود ضمن فرياد بر سر افسران ارشد نيروي انتظامي حاضر در صحنه به شدت به حمله پليس اعتراض كرد كه با واكنش مجددا تند ماموران روبرو شد كه اين بار با حمايت مردم و هو كردن‌هاي پي‌درپي، پليس ناچار به عقب نشيني شد.

اما حضور و آرايش نيروهاي لباس شخصي با روزهاي گذشته تفاوت آشكاري كرده بود و با توجه به منطقه تجمع كه در ميدان ونك بود و نياز به تغيير چهره و ظاهر، بسياري از نيروهاي بسيجي با ظاهري كاملا آراسته در جمع مردم نفوذ كرده و آنان را شناسايي مي‌كردند.

در هجوم سوم نيروهاي امنيتي كه از دفعات قبل شديدتر شد، نيروهاي لباس شخصي از داخل مردم طعمه هايي را كه شناسايي كرده بودند بلافاصله مورد ضرب و شتم قرار داده و مانع فرار آنها شدند. دهها نفر از جوانان در اين طرح بسيج دستگير شدند.

در اين غافلگيري دو تن از بسيجيان كه دو معترض جوان را به دام انداخته بودند و به شدت كتك مي‌زدند، در خيابان ملاصدرا خود توسط مردم محاصره شدند و به شدت مورد ضرب و شتم قرار گرفتند و ضمن رها كردن دو فرد دستگير شده، مجبور به فرار شدند.

در بين تجمع‌كنندگان دو فرد ناشناس با جليقه‌هاي متعلق به شبكه پرس تي‌وي اقدام به فيلم برداري مي‌كردند. يكي از آنان هنگام هجوم نيروهاي لباس شخصي به مردم، به كمك نيروهاي امنيتي شتافت و شروع به ضرب و شتم مردم كرد.

اما نكته‌اي جالب توجه ديگر حضور عده‌اي از رانندگان تاكسي وابسته به نيروهاي امنيتي بود. در ابتداي خيابان ملاصدرا با هجوم نيروهاي امنيتي به تجمع‌كنندگان، عده‌اي از زنان و مردان كه توان فرار نداشتند، مجبور شدند سوار تاكسي‌هاي حاضر در محل شوند كه يكي از رانندگان بلافاصله درب‌هاي خودرو خود را قفل كرد و دنده عقب به سمت نيروهاي امنيتي حركت كرد. راننده ضمن حركت به سوي ماموران به مسافران فحاشي كرده و گفته بود كه منافقان را تحويل قانون خواهد داد.

مسافران داخل خودرو با داد و فرياد، مردم را از موضوع مطلع كردند و طلب كمك كردند و توانستند خودرو را متوقف و از آن به بيرون فرار كنند. مردم بلافاصله بعد از اطلاع از نقشه راننده، به خودرو او هجوم بردند و قصد داشتند راننده را از خودرو به بيرون بكشند كه راننده در فرصتي مناسب و با سرعت از بين مردم گريخت.

تا ساعت 20 به وقت تهران فضاي ميدان ونك به شدت ملتهب بود و درگيري‌هاي پراكنده ادامه داشت. در چند نوبت مردم هم زمان با هجوم نيروهاي امنيتي شعارهايي از جمله "مرگ بر ديكتاتور" سر دادند.

يگان بسيج با جليقه‌هاي به اصطلاح لجني شكل از ساعت 19 در اطراف ميدان مستقر شدند و جاي نيروهاي يگان ويژه را پر كردند. نيروهاي گارد ويژه بلافاصله بعد از حضور نيروهاي بسيجي سوار ميني‌بوس‌هاي مستقر ضلع غربي ميدان ونك شده و از محل دور شدند.

|+| نوشته شده توسط تیم آگهی بلاگ در 88/05/04 و ساعت 2:48  
نمره مثبت یا منفی دهید: http://sohrab.pass.as/browse.php?u=Oi8vYmFsYXRhcmluLmNvbS9pbWFnZXMvd2ViMi9zdWJtaXQucG5n&b=0&f=norefer
 فردا صدای سبزها در مسجد صدا و سیما شنیده می‌شود

مجلس ختم شهید محسن روح‌الامینی، از شهدای جنبش سبز، روز یکشنبه در مسجد بلال برگزار می‌شود.


در حالی که بسیاری از خانواده‌های شهدای جنبش سبز حتی از برگزاری یک مراسم کوچک برای فرزندان خود نیز منع شده‌اند، دکتر روح‌الامینی پدر این شهید جنبش سبز که به محافل اصولگرا نزدیک است، موفق شد برای برگزاری مراسم ختم فرزند خود، با مسجد بلال که متعلق به سازمان صدا و سیما است، هماهنگی کند.

ضرغامی و چند تن دیگر از مسئولان صدا و سیما به محض مطلع شدن از درگذشت فرزند روح‌الامینی، در صفحه اول روزنامه جام جم متعلق به صدا و سیما به وی پیام تسلیت دادند و اکنون هم مسجد بلال را برای برگزاری مراسم ختم محسن روح‌الامینی در اختیار خانواده‌ی وی قرار دادند.


ظاهرا  بسیاری از فعالان جنبش سبز قصد دارند در این مجلس ختم شرکت کنند تا ضمن ابراز همدردی با خانواده‌ی این شهید و تاکید بر تداوم راه او، بار دیگر نسبت به فجایع پیش آمده پس از کودتای انتخاباتی اعتراض کنند.

|+| نوشته شده توسط تیم آگهی بلاگ در 88/05/04 و ساعت 2:24  
نمره مثبت یا منفی دهید: http://sohrab.pass.as/browse.php?u=Oi8vYmFsYXRhcmluLmNvbS9pbWFnZXMvd2ViMi9zdWJtaXQucG5n&b=0&f=norefer
 عکسی از استقبال مردم مشهد از رئیس جمهور دولت نهم

بدون شرح

|+| نوشته شده توسط تیم آگهی بلاگ در 88/05/03 و ساعت 18:58  
نمره مثبت یا منفی دهید: http://sohrab.pass.as/browse.php?u=Oi8vYmFsYXRhcmluLmNvbS9pbWFnZXMvd2ViMi9zdWJtaXQucG5n&b=0&f=norefer
 عکس سهراب اعرابی در حال شستشو قبل از دفن


این عکس پیش از خاکسپاری سهراب اعرابی و هنگام شستشوی او گرفته شده است. دست او شکسته است و سینه اش شکافته! شکستگی دست یعنی که بعد از دستگیری شکنجه شده و شکافتگی سینه یعنی این که به یک بیمارستانی منتقل شده است. و یا با دوختن سینه او خواسته اند اینطور وانمود کنند که در بیمارستان فوت کرده است.


منبع : پیک نت

|+| نوشته شده توسط تیم آگهی بلاگ در 88/05/03 و ساعت 18:48  
نمره مثبت یا منفی دهید: http://sohrab.pass.as/browse.php?u=Oi8vYmFsYXRhcmluLmNvbS9pbWFnZXMvd2ViMi9zdWJtaXQucG5n&b=0&f=norefer
 حماسه بزرگ دیگری در راه است، 3 مرداد 1388 همه با هم در تظاهرات آرام خیابانی شرکت کنیم!

|+| نوشته شده توسط تیم آگهی بلاگ در 88/05/03 و ساعت 15:59  
نمره مثبت یا منفی دهید: http://sohrab.pass.as/browse.php?u=Oi8vYmFsYXRhcmluLmNvbS9pbWFnZXMvd2ViMi9zdWJtaXQucG5n&b=0&f=norefer
 نامه مادر زهرا رهنورد به رهبر: پسرم را آزاد کنید

احترام‌السادات نواب صفوی (مادر زهرا رهنورد) در نامه‌ای به آیت‌الله خامنه‌ای، خواستار آزادی زندانیان بی‌گناه و فرزندش شد که در وقایع اخیر بازداشت‌شده‌اند.


متن کامل این نامه را در ادامه می‌خوانید:


بسمه تعالی


محضر حضرت آیت الله خامنه‌ای، رهبر معظم انقلاب اسلامی

با سلام

خاطر شریف هست که در تیرماه 1360 آنگاه که به تیغ جفای نفاق مجروح شده و در بیمارستان بستری بودید، دختر نوعروسم را برای جاری کردن خطبه عقد خدمت شما فرستادم و این نهایت ایمان وا عتقاد مرا به شما ثابت می‌کند هر چند در میانه راه پیک اجل سرآمد و فرزندم در اثر سانحه تصادف رانندگی در روز ازدواج خود پیراهن ابدیت پوشیده واز دنیا فانی رخت بربست.


من نیز چون دیگر مادران نسل انقلاب در همه فراز و فرودهای پیش و پس از انقلاب در کنار شما بوده و با فرزندان مبارزم تلخ وشیرینی روزگار را چشیده و از زندان و شکنجه و تبعید پیش ازانقلاب تا جنگ و توطئه نفاق و خطراتی که خود بیشتر مستحضرید را در کنار ایشان و پس از انقلاب تا امروز لمس کرده‌ام.


از آن زمان که همسنگر مادران و همسران شهید در پشت جبهه خدمت می‌کرده‌ام تا امروز که با قلبی داغدار و تنی بیمار 86 سال سن دارم بر عهد خود با خدا و پیمانم با امام و شهدا ثابت قدم بوده و از حضرتش می‌خواهم که باعاقبت به خیری و سلامت دین به میثاق خود پایدار بمانم.


نبود شب و روزی که سکانداران کشتی انقلاب را دعا نکنم تا در امتحانات سخت الهی پیروز شده و از این شجره طیبه‌ای که با خون‌های پاک راست قامتان جاودانه تاریخ آبیاری شده به رسم امانت صیانت کنند و از گزند آفت‌ها و عوارض مصون نگه دارند.


پسر ارشدم که 62 سال سن دارد، مهندس شاپور کاظمی که خدمتگزار علمی‌کشور است، اکنون پس از انتخابات در زندان به سر می‌برد و یک ماه است که نگران او هستم. او دارای همسری بیمار، سه فرزند، عروس، داماد و نوه، و دارای زندگی معمولی و آبرومندانه است، فرزند من شخصی زبده با بیش از 40 سال سابقه خدمت در عرصه مخابرات کشور است و اکنون حداقل به واسطه او، روزی 300 نفر درکارخانه به طور مستقیم و بیش از میلیونها نفر به طور غیر مستقیم از خدمات علمی او بهره‌مند می‌شوند، ناگهان امروز مطلع شدم ، که او مورد تهمت قرار گرفته که وابسته به بیگانگان یا از سردمداران اغتشاشات است.


این تهمت یا از سر اشتباه است یا کذب محض، چنین رفتاری از روحیه وطن‌خواه و ملی او و سابقه خانوادگی ما به‌دور است و من مفتریان را به خدا واگذار می‌کنم که بی‌شک او دادرس‌ترین وکیل است و از حکومت عدل الهی کسی را گریزی نیست.


لذا از جنابعالی که در کسوت ولی امر مسلمین و پناه بی‌پناهان هستید، تقاضا دارم با آزادی وی تسکین قلب مجروح مادر در انتظار او و با آزادی سایر بیگناهان همه مادران و همسران و فرزندان چشم به‌راه را دلشاد کنید با امید آنکه نظام اسلامی‌مان همیشه برقرار باشد.


احترام السادات نواب صفوی

|+| نوشته شده توسط تیم آگهی بلاگ در 88/05/03 و ساعت 15:51  
نمره مثبت یا منفی دهید: http://sohrab.pass.as/browse.php?u=Oi8vYmFsYXRhcmluLmNvbS9pbWFnZXMvd2ViMi9zdWJtaXQucG5n&b=0&f=norefer
 کروبی خطاب به وزیر اطلاعات: آیا از آنچه در بازداشت گاههای غیر قانونی می گذرد خبر دارید ؟

متن کامل نامه کروبی به محسنی اژه ای به شرح زیر است :


بسمه تعالي


حجت الاسلام‌و‌المسلمين جناب آقاي محسني اژ‌ه اي 
وزير محترم اطلاعات 
با سلام و تقدير از زحمات شما و همکارانتان و دلسوزان وزارت اطلاعات
اين روزها از آنچه که به ناحق بر مردم فهيم و با شعور ايران گذشت بسيار سخن گفتيم، ولي هنگامي که در اين ايام به گفت و گو با زجرکشيدگان روز‌‌هاي تلخ پس از انتخابات رياست‌جمهوري دهم که روزهايي را به جرم اعتراض به نتيجه يک انتخابات در زندان گذاراندند نشستم بسيار متاسف شدم از سرنوشتي که بر جمهوري اسلامي ايران مي‌گذرد. چنين بود که تصميم بر آن گرفتم تا با نگارش نام‌هاي از سر دلسوزي و دفاع از آرمان‌‌هاي بنيان گذار جمهوري اسلامي ايران و خون پاک شهدا نکاتي را يادآور شوم. 
اما چرا شما را خطاب نامه دلسوزانه خود قرار دادم شايد بگوييد که بهتر بود به روساي سه قوه اعتراض و انتقاد خود را بيان مي‌کردم اما براي اين هم توضيحي دارم. اول انکه رياست محترم قوه مجريه را فردي برآمده از راي ملت نمي‌دانم و از انجا که دولت او را مشروع و قانوني نمي‌خوانم نام‌هاي هم به او نخواهم نوشت. دوم انکه جناب آقاي آيت الله سيد محمود‌هاشمي شاهرودي رياست محترم قوه قضائيه نيز در پايان دوران مسووليت خود به سر مي‌برد و اين روزها سخت مشغول روند انتقال مديريتي و چه بسا راحت شدن از هم و غم دنياست و سوم آنکه جناب آقاي دکتر علي لاريجاني رياست محترم قوه مقننه نيز در مظان اتهام اصولگراياني است که او را به جرم آزاد انديشي به نقد مي‌کشند. پس چار‌هاي نبود جز انکه با شما به عنوان وزير اطلاعات کشور سخن بگويم. از طرفي ديگر، اين را فراموش نمي‌کنم شما يک روحاني هستيد که سالها در قوه قضاييه حضور داشته و سوابقتان شما را فردي با تکليف و پايبند به اصول اعتقادي، ديني و قانون جمهوري اسلامي ايران معرفي مي‌کند. 
بنابراين جنابعالي که خود از دلسوزان نظام هستيد به خوبي به اين امر واقفيد که حفظ ثبات و امنيت نظام ريشه در تدوين برنامه‌‌هاي اطلاعاتي و امنيتي دارد که مبتني بر مصلحت عمومي جامعه و جلب رضايت احاد مردم براي حفظ منافع ملي باشد، اما آنچه که امروز شاهد آن هستيم با سوابقي که از شما عنوان کردم در تضاد وتناقض است. اينک سيستم اطلاعاتي و امنيتي کشور به غير‌شفاف‌ترين و مخوف‌ترين ابزار براي سرکوب مردم تبديل شده است. هرچند که گلايه چنداني از شما نيست چرا که دستگاه‌هاي موازي گاه به نام اين وزارت خانه چنين اقداماتي را طراحي مي‌کنند ولي اين جاي بسي تاسف است که شما به عنوان وزير محترم اطلاعات هر بار نسبت به آن ابراز بي اطلاعي و سلب مسووليت مي‌کنيد و البته در مواردي اظهار داشتيد که اين اقدامات در حيطه اختيارات شما نبوده است. اينک دستگاه اطلاعات وامنيت با فراموش کردن مصلحت عمومي جامعه چنان عمل مي‌کند که به سختي مي‌توان از آن دفاع کرد و تنها بايد وجدان بيدار جامعه و شخص جنابعالي را به داوري دعوت کنم. 
آنچه که طي ماه‌هاي اخير بر مردم ايران گذشت آيا منطق با قانون و بر مصلحت منافع ملي بود. آيا حوادث اخير تکرار همان ماجراي حمله وحشيانه به کوي دانشگاه و قتل‌‌هاي زنجير‌هاي از جمله کشته شدن آقاي فروهر و همسرش و قتل زهرا کاظمي نبود از آن حيث که هيچ گاه عاملان آن شناسايي نشدند و حتي پيگيري آن توسط مسوولان به فراموشي سپرده شد؛ اينک به نظر مي‌رسد که تاريخ در حال تکرار است. هرچند که اگر عوامل امنيتي و اطلاعاتي در سال‌هاي گذشته جهت حفظ و درک موقعيت نظام اسلامي وحقوق مدني مردم نسبت به شناسايي عوامل ريش‌هاي آن حوادث اقدام ميکردند و ريشه‌‌هاي فساد را مي‌خشکاندن ديگر شاهد تکرار حوادثي مشابه نبوديم. عدم برخورد قاطع وزارت اطلاعات با عاملان حوادثي که در گذشته روي داد موجب آن شد تا يکسري عوامل خودسر رشد کرده و با خوراندن معجون وحشت و قدرت صرفا صورت مساله را پاک نموده و با استفاده از نجابت و گذشت مردم همه چيز را به فراموشي بسپارند تا اين آتش زير خاکستر و اين ميکروب خطرناک و ضد انساني و اين دمل چرکين در وقت مناسب و هرجا که قدرت ظهور و بروز پيدا مي‌کند بار ديگر جامعه را غافلگير کرده و چهره زشت و کريه خود را براي ايجاد رعب و وحشت و سرکوب مردم به نمايش بگذارد. 
در چنين شرايطي است که هر حادثه غم انگيزي به مانند حوادث اخير روي دهد کسي مسوول انچه روي داده است نخواهد بود و همه از آن سلب مسووليت مي‌کنند. اين بر عهده وزارت اطلاعات است که عاملان اين حوادث را شناسايي و معرفي کند نه انکه با نمايش‌هايي خودساخته عاملان حوادث را به منافقين وتروريست‌هايي مجهوالهويه نسبت دهند. چرا هيچ گاه اقداماتي که از سوي نيرو‌هاي تحت عنوان لباس شخصي‌ها و بسيج انجام مي‌شود مورد بررسي قرار نمي‌گيرد؟ چنين است که پس از روي دادن حادثه تلخ شهادت دختر بي گناه ندا آقا سلطان محمود احمدي نژاد در مقام رئيس دولت نهم به رياست قوه قضائيه نامه مي‌نوسيد و خواستار شناسايي عاملان قتل وي مي‌شود و يا انکه سرلشکر فيروز آبادي فرمانده کل نيرو‌هاي مسلح طي نگارش نام‌هاي به امام زمان (عج) از کشتار نيرو‌هاي تحت لواي خودش گلايه مي‌کند. اگر چنين باشد که هرگاه چنين حوادث تلخي روي دهند عامل آن هرگز شناسايي نخواهد شد و عوامل چنين حوادثي آزادانه زندگي کرده و البته تقويت هم مي‌شوند. بنابراين اين وظيفه وزارت اطلاعات است که عاملان اين حوادث را شناسايي و يا از وقوع آن جلوگيري کند. 
جناب آقاي محسني اژ‌هاي 
متاسفم بگويم که درد‌ها بيشتر از آن است که اشاره شد. امروز دستگاه اطلاعاتي و امنيتي به مرکزي تبديل شده که شائبه‌هايي درباره عملکرد آن شکل مي‌گيرد. گاه احساس مي‌شود که مهم ترين دستگاه اطلاعاتي کشور آنچنان که بايد به رسالت خود عمل نمي‌کند و تمام توان خود را مصروف تنش‌‌هاي سياسي فعلي کرده است؛ گويا تنها ماموريت اين وزارتخانه اين است که در عرصه انتخاباتي تمام همت خود را براي حفاظت از يک فرد و حذف ديگران به کار بندد بي انکه پاسخگوي حوادثي که روي داده است باشد و در جهت احقاق حقوق تضييع شده مردم حرکت کند. والاسفا که امروز دستگاه‌هاي موازي اطلاعات به بهانه عمل به رسالت دفاع از امنيت و ثبات نظام اقداماتي را انجام مي‌دهند که دل هر انساني را به درد مي‌آورد و جاي تعجب است که مسوولان اطلاعاتي کشور از آن بي‌خبر هستند و يا حساسيتي بدان نشان نمي‌دهند! امروز جوانان اين مرز و بوم را تحت عنوان نيروي امنيتي و اطلاعاتي کتک مي‌زنند و در بازداشت گاه‌هاي غيرقانوني نگهداري مي‌کنند و بدترين شکنجه‌ها روحي و رواني و رفتار‌هاي خشن را با آنها انجام مي‌دهند بي انکه پاسخگوي انچه تحت لواي نظام جمهوري اسلامي مي‌کنند باشند. اينک کار به جايي رسيده است که کساني که در زندان اوين به سر مي‌برند اين شانس حضور خود در اوين و گرفتار نشدن در بازداشتگاه‌هاي غير‌قانوني را رحمت خداوند مي‌نامند. 
جناب آقاي محسني اژ‌هاي آيا اين است رسالت امنيتي شما، که جوانان بي گناه ايراني را تنها به جرم اعتراض به انتخاباتي که نتيجه‌اش را قانوني و مشروع نمي‌دانند تحت عنوان نيروي امنيتي و اطلاعاتي در خيابان‌ها کتک زده و آغشته به خون به زندان‌ها منتقل کنند و ماهها بلاتکليفي را به آنان تحميل کرده و خانواده‌هايي را نگران سازنند. آيا اين است رافت اسلامي که دختران و پسران ما را در زندان‌ها به قتل برسانند و آن گاه از ارتکاب چنين جرمي سلب مسووليت کنند و آن گاه به مظلوم نمايي در دفاع از نيرو‌هاي خودسر و غير مسوول تحت لواي خود بپردازنند. آيا شما تاکنون به پشت در‌هاي زندان اوين و دادسراي انقلاب رفته‌ايد تا شاهد چشم‌‌هاي اشک بار مادران و پدران و يا همسران و فرزنداني باشيد که به دنبال کسب حتي کوچکترين خبري از زنده بودن عزيزانشان هستند؟ شما لحظ‌هاي خود را جاي آن پدران و مادران نگراني بگذاريد که اينک بيش از يکماه است که از فرزندان و يا همسران خود بي خبر هستند و آنگاه ماموران زندان اوين و دادسراي به جاي ياري رساندن به آنها براي رفع نگراني‌شان با پرخاشگري با آنان برخورد کرده و پراکنده‌شان مي‌کنند. تازه اين انچه است که پشت در‌هاي اوين مي‌گذرد و والاسفا که بسياري از خانواده‌ها حتي نمي‌دانند که فرزندان و يا همسرانشان در کجاي اين شهر نگهداري مي‌شوند و جاي تاسف است که امروز حتي مرجعي را نمي‌شناسند که بدان شکايت ببرند. چرا که قوه قضائيه سلب مسووليت مي‌کند و وزارت اطلاعات هم پاسخگو نيست. آيا شما به عنوان وزير اطلاعات از سرنوشت کساني که مفقود شده‌اند و يا در زندان‌‌هاي غير رسمي کهريزک، شور آباد و سوله‌‌هاي اطراف شهر تهران نگهداري مي‌شوند خبر داريد؟ (به نقل از منابع موثق) آيا تاکنون بر رفتار‌هاي غير متعارف نيرو‌هاي نظامي و شبه‌نظامي با بازداشت شدگان قبل از انکه به زندان‌ها تحويل داده شوند نظارتي شده است؟ شما به عنوان وزير اطلاعات وجدان بيدار خود را به داوري دعوت کنيد و بگوييد که آيا گلوله گشودن به مردمي که اعتراضاتي ارام را برگزار کردند و بازداشت‌‌هاي گسترده انان، امري منطقي است. آيا شما از اين رفتارها بي‌خبريد و يا اينکه شما هم به مانند ديگران مصلحت را بر پاسخگويي نمي‌دانيد؟ اين روزها اخبار ناگواري از تعداد كشته شدگان حوادث اخير به گوش مي‌رسد، ‌كساني كه هنوز خانواده‌هايشان از سرنوشتشان بي خبر هستند هرچند كه هيچ گاه از سوي مسوولان مربوطه آمار واقعي كشته شدگان حوادث اخير منتشر نشده است، ولي آيا شما نيز به عنوان وزير اطلاعات آمار دقيقي از كساني كه مفقود شده و كشته شده‌اند در اختيار نداريد؟ به نظر مي‌رسد كه مسوولان مي‌خواهند همواره به كتمان آمار واقعي كشته شدگان حوادث اخير بپردازنند ولي در هر صورت حداقل اجساد آنها را به خانواده‌هايشان تحويل دهيد. من متاسفم باز بگويم از آنچه طي ماه‌هاي اخير بر مردم آگاه و فهيم ايران گذشت. اينك آنچه بر مردم ايران به ويژه زنان مي‌گذرد بسيار تاسف بار است، چنانچه همه شاهد آن بودند كه چگونه با باتوم به زنان حمله كرده و آنها را كتك زده و يا به داخل جوي‌ها پرت مي‌كنند، و والاسفا كه اين غم‌‌انگيز تر از آنچه است كه جنايتكاران صهيونيست با مردم مظلوم فلسطين انجام مي‌دهند چرا كه بنابر انچه كه در رسانه‌ها مشاهده مي‌كنيم حداقل صهيونيست‌‌هاي غاصب در برخورد با زنان ملاحظاتي دارند و اين هم به علت انعكاس بيروني رفتاشان است ولي متاسفانه ماموران جمهوري اسلامي ايران زنان را در مقابل چشم ديگران كتك مي‌زنند و گويي خود را نائبان بر حق خدا مي‌دانند كه گناهكاري را مجازات مي‌كنند واز انعكاس رفتارشان در دنيا و تاثيرش بر افكار عمومي جهاني ابايي ندارند. شما در جايگاه مهم ترين وزير دولت هستيد و بايد پاسخگوي آنچه به ناحق بر مردم گذشت باشيد ولي متاسفم از اينکه هيچ گونه مرکزي از سوي نهاد‌هاي امنيتي و اطلاعاتي پاسخگوي مردم نيست و اين همان رفتاري است که از سوي قوه قضائيه نيز شاهد آن هستيم.
شما بايد بدانيد که امروز اکثريت جامعه ما از اقشار تحصيل کرده هستند که با حقوق شرعي، قانوني و مدني خود آشنا مي‌باشند و همين حقوقشان را بدون کم و کاست مطالبه مي‌کنند. بنابراين من از شما به عنوان فردي که داراي سوابق مديرتي خوبي هستيد واينک نيز مسووليتي در اين دولت داريد سوال مي‌کنم که آيا مرکز و ستادي براي هماهنگي اقدامات موازي و گوناگون دستگاه قضايي و وزارت اطلاعات و اطلاعات سپاه جهت پاسخگويي به مردم وجود دارد تا خانواده‌‌هاي بازداشت شدگان و آسيب ديدگان حوادث اخير براي احقاق حقوق خود بدانجا مراجعه کنند؟ آيا آنچه امروز در برخورد با اعتراض‌‌هاي آرام مردم و شهروندان انجام مي‌شود از برخورد‌هاي خياباني تا بازداشت‌‌هاي غير قانوني و يا بازجويي‌‌هاي قرون وسطايي و اعترافاتي که گرفته مي‌شود منطبق با قوانين اسلامي و جاري کشور و قواعد دموکراسي و فرهنگ حاکم بردنياي امروز است؟ من از شما مي‌پرسم که آيا زندان در جمهوري اسلامي ايران تعريف مشخصي دارد و يا اينکه مي‌توان مردم را در مسجد، مدرسه و زير زمين ادارات و وزارت خانه‌ها بدون انکه خانواده‌هايشان و وکلاي مدافع و حتي دستگاه قضايي در جريان باشند روزها نگه داشت و شکنجه روحي کرد؟ آيا به نظر جنابعالي با اين گونه برخورد‌هاي خشن و سرکوب مردم مي‌توانيم جوابگوي حق و مطالبات مردم خودمان و چامعه جهاني باشيم؟ ايا شما به عنوان وزير محترم اطلاعات به واقع از پشت پرده نيرو‌هاي لباس شخصي که آزادانه از هيچ کوششي جهت سرکوب مردم دريغ ندارند و روز به روز گستاخانه تر با مردم برخورد مي‌کنند خبر نداريد؟
جناب آقاي محسني اژ‌هاي 
به نظر مي‌رسد که بار سنگين اين مسووليت بر دوش شماست که در اين مقطع تاريخي پشت پرده اين باند‌‌هاي قدرت که اعتقادي به جمهوريت نظام را ندارند برملا کنيد و تخم فتنه را بخشکانيد تا چنانچه وزير کابينه بعدي نبوديد با خاطر‌هاي خوش در اذهان مردم از اين وزارت خانه نقل مکان کنيد. 
هيچ گاه فراموش نکيند که ايران امروز با ايران قبل از پيروزي انقلاب اسلامي تفاوت‌‌هاي بسياري دارد. شما که بايد بهتر بدانيد ما در عصر ارتباطات قرار داريم و کوچکترين رفتار دروني ما انعکاس بيرونيدارد. بنابراين بدانيد که ديگر سر در زير برف کردن نتيج‌هاي را تغيير نمي‌دهد زيرا امروز مردم آگاه و هوشيار هستند و دنيا نيز چشم به ايران دوخته است. پس چرا بايد بهان‌هاي به دست دشمان بدهيم و يا کاري کنيم که مردم از نظام جمهوري اسلامي ايران سر برگردانند. 
در آخر مي‌گويم از ما که گذشت اما خوب مي‌دانيد که ما به اسلام، ايران، ميراث گرانقدر امام (ره) و مردم کشور عشق مي‌ورزيم ولي شما براي انکه پاسخي براي وجدانتان، مردم، تاريخ و در قيامت داشته باشيد مسوولان و قدرت‌‌هاي بالاتر را از شرايطي که امروز بر کشور حاکم شده است آگاه کنيد. از سويي ديگر اين امري شايسته است که براي فع هر‌گونه شائب‌هاي به شفاف سازي بپردازيد. هم خانواده‌هايي را از نگراني در آوريد و هم با توجه به انکه به مسائل پشت پرده دسترسي داريد و از شرايط شکننده کشور مطلع هستيد و امکان کالبدشکافي امور کشور در داخل و خارج برايتان مهيا است مردم را نيز در جريان واقعيت‌ها قرار دهيد و البته دنبال راه چار‌هاي براي خروج از بحران کنوني باشيد و الا مديريت روز‌هاي سخت رمضان، قدس، محرم و عاشورا و 22 بهمن برايتان دشوار خواهد بود. 
نامه‌ام را با بياناتي از حضرت فاطمه زهرا (س) به پايان مي‌رسانم. آن حضرت در خبط‌هاي فرمودند: «نخواستيم ولي بدانيد که پشت شتر خلافت زخم و بار آن کج است و اين بار با اين حال به منزل نمي‌رسد.»

مهدي کروبي 2/5/1388

|+| نوشته شده توسط تیم آگهی بلاگ در 88/05/03 و ساعت 13:27  
نمره مثبت یا منفی دهید: http://sohrab.pass.as/browse.php?u=Oi8vYmFsYXRhcmluLmNvbS9pbWFnZXMvd2ViMi9zdWJtaXQucG5n&b=0&f=norefer
 ممنوع‌التصویری نماینده اصولگرا به خاطر شرکت در نماز جمعه هاشمی

امیررضا خادم، نماینده‌ی اصولگرای مجلس هفتم که در انتخابات اخیر از میرحسین موسوی حمایت کرد، در وبلاگ شخصی‌اش خبر داده که به علت شرکت در نمازجمعه‌ی هاشمی رفسنجانی، ممنوع‌التصویر شده است. متن نوشته‌ی خادم را به نقل از وبلاگش در ادامه می‌خوانید:


دیروز رفته بودم سالن اجلاس سران که محل برگزاری مسابقات بین‌المللی قرآن است. فضای زیبا و روحانی بسیار دلنشینی داشت. از کشورهای مسلمان جوانان بسیاری آمده بودند و در حال رقابت قرآنی با یکدیگر بودند.


در حاشیه این رقابتها مثل بسیاری جاها که می‌روم، دعوت شدم تا برای مصاحبه تلویزیونی در خصوص این رقابت‌ها بروم بیرون از سالن اصلی. گفتم چند دقیقه دیگر می‌آیم.


بعد از گذشت چند دقیقه، زمانی که قرائت یکی از قاریان تمام شد، رفتم بیرون و از چند تا از خبرگزاری‌ها و غرفه‌های حاضر در نمایشگاه جانبی مسابقات دیدن کردم و با آنها هم مصاحبه‌ای داشتم.


در بین بازدیدی که از غرفه های گوناگون داشتم ، یکی از دوستانم دم گوشم گفت: یکی از تصمیم‌گیران دوربین صدا وسیما مستقر در سالن گفته با تو مصاحبه نکنن، چون هفته گذشته در نمازجمعه به امامت آقای هاشمی حضور داشته‌ای و عکست را در سایتها دیده!


حقیقتش اینه که اولا نمی‌دونستم رفتن به نماز جمعه هم گاهی خوب و گاهی بد شده و ثانیا شاید زیاد هم برای من حیاتی نباشد مصاحبه کردن در مقابل دوربین یک برنامه، آن هم به اتهام رفتن به نماز جمعه و یا رای دادن به یکی از کاندیداهای مورد تایید شورای نگهبان! اما نگران کننده خواهد بود که چنین مسئله‌ای در رسانه ملی واقعیت داشته باشه و آنچه برای خودم اتفاق افتاد و یا در نشریات نوشته شده بود که با فعالیت بیش از ۲۰۰ هنرمند در برنامه‌های صدا وسیما مخالفت شده، واقعیت داشته باشه.


من در طول ۴ سال فعالیتم در مجلس هفتم صادقانه باید بگم در مراودات کاری که با مهندس ضرغامی داشتم، رییس رسانه ملی رو فردی دیدم که خیلی تلاش داشت صدا و سیما را در منظر عموم رسانه‌ای مستقل و فراجناحی و تنها در مسیر نظام و رهبری معرفی کند و به همین خاطر اتفاقاتی که در این مدت دیده می‌شود و شنیده، با مدیریتی که من از ضرغامی شناختم، همخوانی ندارد و بسیار تعجب‌آور است.


آیا هنوز مهندس ضرغامی رسانه ملی را اداره می کند؟!


منبع: وبلاگ امیر رضا خادم

 

|+| نوشته شده توسط تیم آگهی بلاگ در 88/05/03 و ساعت 13:21  
نمره مثبت یا منفی دهید: http://sohrab.pass.as/browse.php?u=Oi8vYmFsYXRhcmluLmNvbS9pbWFnZXMvd2ViMi9zdWJtaXQucG5n&b=0&f=norefer
 دکتر ابوالفضل فاتح: هر آنچه منتشر کرده اند در جزء و کل سرتا پا کذب و بهتان است
قلم - در جهان جز اینان گروهی را نمی شناسم که چنین در شناختن مردم عاجز باشند، سخاوتمندانه به آنان چوب حراج بزنند، بی حساب همه را بی دین و وابسته و خائن و وطن فروش معرفی کنند و با برپایی نمایش این و آن را وادار به پذیرش نمایند.


در پی سفر تحصیلی دکتر ابوالفضل فاتح روزنامه های کیهان، ایران و سایت رجانیوز با ایراد اتهاماتی تلاش کردند که این سفر که برای اتمام تحصیل پس از پایان مرخصی بود را به عنوان «ماموریت سیاسی» معرفی کنند. به گزارش قلم نیوز دکتر فاتح ضمن تکذیب شدید این اتهامات متنی را در پاسخ به این رسانه ها نگاشته است که در پی می آید:

بسمه تعالی

 پس از بازگشت برای ادامه ی تحصیل مطلع شدم که «رسانه های دروغ » اتهاماتی را متوجه اینجانب نموده اند. در شرایطی که بازار مکاره ی دروغ و افترا پر رونق شده و بسیاری در دفاع از خود رسانه ای ندارند، انگیزه ای برای پاسخ نداشتم، اما بنا به توصیه ی عزیزان عرض می کنم هر آنچه کیهان، ایران، رجانیوز و رسانه های همپیمان آنها تحت عنوان جعلی و مغرضانه ی «ماموریت سیاسی فاتح در انگلستان» و امثال آن منتشر کرده اند در جزء و کل سرتا پا کذب و بهتان می باشد.

ضمن تقبیح این رفتار مغایر با اخلاق رسانه ای و دینی، اعلام می دارد این گونه رسانه ها افول گرایانی هستند که جز ملکوک کردن افراد، توسعه ی ناآگاهی و بی اعتمادی ملی  و همین طور تحمیل شکاف مخرب و تهدید کننده به ساحت انقلاب و ارکان نظام رسالتی برای خود نمی شناسند.

این رفتارها و اتهامات ذره ای در ایمان و علاقه ی ما به انقلاب، نظام و کشور عزیزمان و میراث شهیدان و امام بزرگوارمان تردید و تزلزل ایجاد نمی کند، چرا که این افراد ملاک ما برای مسلمانی و پایبندی به عقایدمان نیستند، اما در جهان جز اینان گروهی را نمی شناسم که چنین در شناختن مردم عاجز باشند، سخاوتمندانه به آنان چوب حراج بزنند و بی حساب همه را بی دین و وابسته و خائن و وطن فروش معرفی کنند و با برپایی نمایش این وآن را وادار به پذیرش نمایند.

اگر اینان به تنوع و توسعه ی رسانه ای در داخل کشور تن داده بودند و نظام رسانه ای ما چنین نحیف نمی ماند، امروز بیگانه مرجعیت خبری نمی یافت و اینان نیز از توهم دروغ خودساخته ی خود چنین سراسیمه نمی شدند.

در این شرایط از سایر رسانه های کشور عزیزمان که روشنایی بخش بیداری و الفت هستند، انتظار می رود در انتشار اخبار به منابع مطمئن و بی غرض استناد کنند و صرفا شنیده ها را آن هم از چنین منابع بد سابقه ای ملاک عمل قرار ندهند. انشاءالله اینان نیز از دروغ هایشان طرفی نخواهند بست و راه به جایی نخواهند برد، چرا که در سنت خداوند زیان دروغ متوجه دروغگویان خواهد بود.

|+| نوشته شده توسط تیم آگهی بلاگ در 88/05/02 و ساعت 22:0  
نمره مثبت یا منفی دهید: http://sohrab.pass.as/browse.php?u=Oi8vYmFsYXRhcmluLmNvbS9pbWFnZXMvd2ViMi9zdWJtaXQucG5n&b=0&f=norefer
 شهادت فرزند مشاور محسن رضایی

محسن روح الامینی، فرزند دکتر عبدالحسین روح‌الامینی نجف‌آبادی که در انتخابات اخیر از اعضای ارشد ستاد محسن رضایی بود، در زندان اوین به شهادت رسید.


خانواده محسن روح‌الامینی خبر شهادت فرزند خود را دو شب قبل در یک تماس تلفنی دریافت کرده‌اند و به آنها اعلام شده که برای تحویل جسد مراجعه کنند.


دکتر روح الامینی پس از آغاز کار دولت احمدی‌نژاد به ریاست انستیتور پاستور رسید و در انتخابات اخیر نیز از اعضای حلقه اصلی مشاوران محسن رضایی بود.


فرزند او، محسن، در تجمعات روز 18 تیر دستگیر می‌شود و با آنکه به خانواده‌ی او اعلام شده بود فرزندشان به زودی آزاد می‌شود، آنها شب گذشته خبر درگذشت او را دریافت کردند.


مراسم تشییع پیکر این شهید جنبش سبز، فردا جمعه 2 مرداد رأس ساعت 9:30 از مقابل منزل خانواده‌ی وی در خیابان 
نصرت تشییع می‌شود.

|+| نوشته شده توسط تیم آگهی بلاگ در 88/05/02 و ساعت 12:38  
نمره مثبت یا منفی دهید: http://sohrab.pass.as/browse.php?u=Oi8vYmFsYXRhcmluLmNvbS9pbWFnZXMvd2ViMi9zdWJtaXQucG5n&b=0&f=norefer
 اعتراض 36 نفر از درونی های سپاه و ارتش
 
نیروهای درون سازمانی نیروی زمینی ارتش پنج شنبه مقارن با 26/4/1388 تعداد 36 نفر از فررزندان غیور،قهرمان و متعهد ایران زمین که همگی از درجه داران و افسران جزء و ارشد نزاجا بوده اند در هیئتی به نام هیئت متوسلین به قمر بنی هاشم واقع در منطقۀ شهر ری(شاه عبدالعظیم) در مراسم هفتگی خود که مطابق هر هفته شب های پنج شنبه دعای کمیل برگزار می نموده اند گرد هم می آیند،پس از مراسم دعای کمیل در رابطه با جریانات اخیر و سرکوب گسترده مردم از سوی سپاه پاسداران و بسیج گفتگو هایی صورت می پذیرد که مقرر می گردد همگی در مراسم نماز جمعه دوشادوش مردم به نشانه اعتراض با لباس مصوب نظامی حاضر شوند و نسبت به کشتار بیرحمانه مردم توسط بسیج و سپاه پاسداران و سرکوب گسترده معترضین اعتراض خود را نسبت به این روند و حمایت از مردم اعلام نمایند به گزارش موثق تمام این افراد در بامداد روز جمعه توسط سازمان حفاظت اطلاعات ستاد کل نیروهای مسلح ادارۀ ضد براندازی در منازل خود به اشکال وحشیانه ای دستگیر و به مکان نامعلومی انتقال داده می شوند. 

1.سروان مهدی مقدم رسته عمران و استحکامات محل خدمت: پادگان فتح محل سکونت خانه های سازمانی لویزان

2.ستوان دوم سهراب لواسانی رسته زرهی محل خدمت پرندک محل سکونت خانه های سازمانی پرندک

3.سرگرد سید مرتضی امیری رسته مخابرات محل خدمت قرارگاه پشتیبانی فجر محل سکونت لویزان

4.گروهبان یکم هادی شفاهی رسته عمران و استحکامات محل خدمت پرندک محل سکونت خانه های سازمانی پرندک

5.سروان محسن اطاعتی سیاه کوه رسته بهداری محل خدمت ستاد نیروی زمینی محل سکونت خانه های سازمانی کوی زینبیه

6. استواردوم علی اصغررضوانی رسته پیاده محل خدمت تیپ 23 محل سکونت پاکدشت ورامین

7. گروهبان یکم رحیم سلطان آبادی رسته پیاده محل خدمت تیپ 23 محل سکونت لویزان

8.ستوان سوم شاهین روزبهانی رسته اداری محل خدمت باشگاه تیراندازی نیروزمینی محل سکونت مهرآباد جنوبی

9.سروان رضا نوری شاه وردی رسته اداری محل خدمت ستاد نیروی زمینی

10.گروهبان یکم روح الله داداشی رسته اردونانس محل خدمت پادگان فتح محل سکونت کوی زینبیه

11.ستوان یکم اصغر امان اللهی رسته دارایی محل خدمت ستاد نیرو زمینی محل سکونت لویزان

12.گروهبان یکم رامین ارسنجانی رسته توپخانه محل خدمت پرندک محل سکونت شهرک پرند

13. ستوان سوم محمد گنابادی رسته زرهی محل خدمت تیپ 23 محل سکونت خانه های سازمانی پرندک

14.ستوان دوم علی نقی جوان رسته دارایی محل خدمت پادگان فجر محل سکونت کوی زینبیه

15. سرگرد بازنشسته عیسی توکلی محل سکونت خیابان جی

16.ستوان دوم رسول قلیوند رسته اداری محل خدمت پادگان آموزشی لشگرک محل سکونت لویزان

17.استواریکم غلامرضا ملک نژاد رسته دژبانی محل خدمت ستاد نیرو زمینی محل سکونت فلاح

18.ستوان دوم محمد مهدی قره بیگی رسته مخابرات محل خدمت پادگان فتح محل سکونت اسلامشهر

19. استواریکم رحمان صادقی رسته زرهی محل خدمت تیپ 23 محل سکونت گوهردشت کرج

20. گروهبان یکم حسن تقی نیا رسته دژبانی محل خدمت پادگان فتح محل سکونت خانه های سازمانی لویزان

21. سروان علیرضا محققی رسته جنگ الکترونیک محل خدمت ستاد نیرو زمینی محل سکونت لویزان

22. ستوان سوم کیانوش سلامی قزوینی رسته مخابرات محل خدمت پادگان فجر محل سکونت کوی زینبیه

23. گروهبان یکم علی اکبر باغستانی رسته ترابری محل خدمت ستاد نیرو زمینی محل سکونت خانه های سازمانی پرندک

24. استوار یکم آرش جانلو رسته پیاده محل خدمت تیپ23 محل سکونت خانه های سازمانی پرندک

|+| نوشته شده توسط تیم آگهی بلاگ در 88/05/02 و ساعت 12:37  
نمره مثبت یا منفی دهید: http://sohrab.pass.as/browse.php?u=Oi8vYmFsYXRhcmluLmNvbS9pbWFnZXMvd2ViMi9zdWJtaXQucG5n&b=0&f=norefer
 مادر ندا سکوت را می شکند.

شامگاه روز گذشته ۳۱ تیرماه تعدادی از مادران کمپین یک میلیون امضا و فعالان جنبش زنان، به دیدار مادر ندا آقاسلطان رفتند تا ضمن تسلیت به او بگویند چهلم ندا در کنارشان خواهند بود و حق‌خواهی او را پاس خواهند داشت. به او بگویند که سال‌هاست این جنبش برای حق‌خواهی‌اش تلاش می‌کند، برای برابری‌خواهی به زندان می‌رود و علیه تبعیض فریاد می‌زند و هم اکنون نیز فرزندانی را در بند دارد. مادر ندا روز پنجشنبه ۸ مرداد ساعت ۵ بر مزار دخترش خواهد بود.

مادر ندا از فرزند شهیدش چنین یاد کرد: “۲۷ سال داشت از کودکی خاص بود و ارتباط نزدیکی با خدا داشت، آواز می‌خواند و اهل موسیقی بود و خواندن کتاب‌های فلسفی و چرایی‌های زندگی‌اش پایانی نداشت. همین چرایی‌ها او را به رشته‌ی الهیات کشاند اما بعد از مدتی از این رشته انصراف داد و مطالعاتش را به صورت فردی پی گرفت. ندا بسیار جسور و شجاع بود و از کودکی در مقابل هیچ حرف زوری سر فرود نمی‌آورد. همین ویژگی‌اش او را به خیابان کشاند”.

ساعتی بعد مادران داغدار سهراب اعرابی و اشکان سهرابی که خود فرزندان حق‌طلب‌شان را در این مبارزه مدنی از دست داده بودند و همچنین زنان فعال جبهه مشارکت که همسران دربند دارند به دیدار این مادر داغدار آمدند و در فضایی آکنده از اشک و اندوه مادران داغدیده‌ی سه شهید در کنار هم و مقابل حضار نشستند.

مادر شهید اشکان سهرابی از چگونگی مرگ فرزند عزیزش گفت:”بیایید بپرسید. این بچه خیلی سر به زیر بود. من خانه بودم شام درست می‌کردم. اشکان گفت می‌روم خانه ی دوستم وزود برمی‌گردم. با دلشوره گفتم زود بیا خیابان شلوغ است. چند دقیقه نگذشته بود که دوستش آشفته حال آمد و گفت به خدا من ندیدم چه شد اما اشکان را زدند. گفتم کی گفت نمی‌دانم فقط دیدم که اشکان را زدند. خودم را سرآسیمه رساندم فقط گفت مادر سوختم. با موتوری که می‌آمد او را به بیمارستان رساندیم. در بیمارستان چند ثانیه از پشت در دیدمش. ده دقیقه بعد در بیمارستان شهید شد”.

پروین فهیمی مادر شهید سهراب اعرابی هم شهادت فرزندش را روایت کرد و گفت شما خوش‌شانس‌تر بودید. روزی که در آگاهی شاپور عکس سهراب را شناسایی کردیم یک ماه از سرگردانی من در مقابل دادگاه انقلاب و زندان اوین می‌گذشت. من می‌رفتم که سهراب را پیدا کنم و عکس او را به هر زندانی که آزاد می‌شد نشان می‌دادم شاید خبری از پسرم داشته باشد. روزهای آخر وحشت کرده بودم که این طولانی شدن و بی‌خبری و تلفن نزدن دلیلی دارد در تمام این مدت به هر جا می‌توانستم سر زدم و نامه دادم اما هیچ کسی پاسخ گو نبود و می‌گفتند زندان است و زنگ می زند. مرا آزار دادند. شکنجه‌ی روحی دادند”.

مادر ندا از روز شهادت ندا و روزهای بعد از آن سخن گفت:“روزهای پیش از آن حادثه گفت که همه ما دیدیم و شنیدیم. ندا تا چند دقیق پیش از حادثه تلفنی با ما در تماس بود. مدت کوتاهی بعد از آخرین تماس استاد ندا با ما تماس گرفت و گفت پای ندا تیر خورده و به بیمارستان شریعتی منتقل شده است. ما به سرعت خود را به بیمارستان رساندیم و استاد موسیقی ندا را دیدیم که سراسر لباس‌اش غرق در خون است و بعد گفتند کتف‌اش گلوله خورده و کم کم متوجه‌مان کردند که پیش از رسیدن به بیمارستان به شهادت رسیده است. مادر ندا گفت که مسئولان پزشک قانونی اجازه خواستند که از مغز استخوان ندا برای پیوند دیگری استفاده کنند که موافقت کردیم. اما خبر شهادت ندا به سرعت منتقل شد. ما سکوت کردیم که بتوانیم جنازه‌ی او را تحویل بگیریم و صبح روز یک شنبه در پزشک قانونی بهشت زهرا جنازه‌ی او را به ما تحویل دادند. در تمام این مدت به طور مداوم ماموران و پلیس آمد و شد داشتند اما برخوردشان بسیار محترمانه بود اما اصرار داشتند که قاتل ندا را پیدا کنند به همین منظور تعداد زیادی از دوستان و اعضای خانواده را مورد پرسش و بازجویی قرار می‌دادند تا قاتل را پیدا کنند اما برای ما مهم نبود فقط می‌خواستیم با این شرایط کنار بیاییم.

ما خیلی مراسم و برنامه‌های عمومی اعلام نکردیم که برای مردم اسباب دردسر نشود. برای مراسم ختم به چند مسجد مراجعه کردیم. از جمله مسجد رضا در میدان نیلوفر و چند مسجد دیگر که هیأت امنای مسجد موافقت نکردند.

مسجد امام جعفر صادق، بالای پل سید خندان موافقت کرد. ما هشت و نیم شب اعلامیه را چاپ کردیم و ساعت دوازده و نیم متوجه شدیم که خبر در اینترنت پخش شده است. در عین حال به این دلیل که می‌دانستیم در مراسم تعداد زیادی شرکت خواهند کرد نگران شدیم که مبادا تعداد دیگری از جوانان در این برنامه بازداشت و یا کشته شوند و به همین دلیل مراسم را لغو کردیم. البته مطمئن هم نبودیم که اجازه‌ی برگزاری این مراسم داده می‌شد یا نه چون برای شب هفت هیچ مسجدی به ما اجازه ی برگزاری مراسم را نداد و تنها در بهشت زهرا یک تالار برای صرف شام موافقت کرد اما بعد از نیم ساعت از حراست بهشت زهرا با ما تماس گرفتند و نامه‌ای نشان دادند که بر اساس آن هیچ کدام از کسانی که در درگیری‌های بعد از انتخابات کشته شده‌اند حق برگزاری مراسم را ندارند. این حکم کلی و از طرف وزارت اطلاعات بود که به تمام مساجد ابلاغ شده بود. در مواردی هم شرایط بسیار سختی گذاشته بودند که خانواده‌ی کشته‌شدگان باید سه جواز کسب و تعهدنامه می‌گذاشتند که اگر مردم بیایند اتفاقی نمی‌افتد. سنگ‌های بزرگی می‌انداختند که خانواده‌ها از برگزاری هر مراسمی منصرف شوند. بعد از مدتی در مقابل سوال ماموران و کارآگاهانی که می‌گفتند به دنبال قاتل ندا هستند گفتیم ما از شما نمی خواهیم قاتل را معرفی کنید و با این روحیه‌ی نامساعد به حال خود رهایمان کنید. سهراب را چه کسی کشت؟ اشکان را چه کسی کشت؟

زمانی که ما به مزار ندا می‌رفتیم با ما کاری نداشتند اما با کسانی که خارج از اعضای خانواده به مزار ندا می رفتند برخورد می‌شد و در مواردی حتا با یکی از بستگان ما را که سر مزار ندا رفته بود برخورد کرده بودند که چرا می آیی و سر خاک ندا می‌نشینی.

خانواده ندا شایعاتی را که در مورد حضور پدر ندا در صدا وسیما و یا فرودگاه مطرح شده بود را تکذیب کردند و گفتند تا به حال با هیچ رسانه ای مصاحبه نکرده‌اند.

تا سپیدی چند ندا فاصله است؟

ساعتی بعد حمید پناهی استاد موسیقی ندا آقا سلطان به جمع سوگواران پیوست و روایت خود را از لحظه‌ی شهادت ندا چنین توصیف کرد: “پیش از این حادثه ما می‌گفتیم و می‌خندیدیم تا زمانی که بعد از درگیری در خیابان و شلیک گاز اشک‌آور به کوچه پناه بردیم. چشمانمان را مقابل آتش گرفتیم. ساعت دقیقا ۱۸:۱۰صدای کوتاه سفیر گلوله ای را شنیدیم و دیدم که ندا به روی زمین افتاد.

|+| نوشته شده توسط تیم آگهی بلاگ در 88/05/02 و ساعت 12:36  
نمره مثبت یا منفی دهید: http://sohrab.pass.as/browse.php?u=Oi8vYmFsYXRhcmluLmNvbS9pbWFnZXMvd2ViMi9zdWJtaXQucG5n&b=0&f=norefer
 مادر سهراب در نبود او خون گریه می کند- شرح حال مادر در نبود فرزند

چه زود بزرگ شدی سهراب!
در این 25 روزی که مادرت دربدر دنبالت بود.
چند سال بزرگ شدی ؟
پزشک قانونی تشخیص داده است که در 19 سالگی.
در آلبوم 25 ساله ها بگذارندت،
چون در 25 خرداد تیر خورده بودی.
چشمانت را باز کن سهراب!
مادر به عکس تو زل زده است.

عکس ها را ورق می زند. به عمرش این همه عکس جنازه ندیده است. جنازه های سرد. جنازه های بی نام. به عمرش تا به این حد به جنازه ها زل نزده است. و حالا مجبور است زل بزند. زل بزند به صورت هایی با چشمان بسته. صورت هایی جوان. صورت هایی زخمی . صورت هایی رنجور ولی آرام. از چند صورت گذشته است؟ می شمارد چند ده تا صورت می گذرد... 
چشمانش بسته است؛ اما شکستگی خط ابرویش، ته ریشی که از کناره آنکادر شده ریش تازه رسته اش بیرون زده. بینی خوش فرمش. سیبیل نازک و کم پشتش که بر لبان زیبا و ساکتش خوابیده… چشمانت را باز کن سهراب! 
یارب این نوگل خندان که سپردی به منش... 
25 خرداد ، قطره ای بودند در دریایی از مردم. سهراب تا هفته پیش سراپا سبز بود. در زنجیره انسانی تجریش تا راه آهن، در راهپیمایی نیمه شب از صدا و سیما تا ونک، در راهپیمایی موج سبز از انقلاب تا آزادی. چشمان سهراب باز بود. تللوی نوار سبزی که به پیشانی اش بسته و شال سبزی که به گردن آویخته تو شیشه های عینکش منعکس میشد و رنگ چشمانش را عسلی کرده بود. ولی 25 خرداد زمان تبلیغات به سر آمده بود. روز اعتراض بود. تی شرت ساده مشکی، شلوار لی و کفش کتانی. همه خانواده آمده بودند پا به پای همدیگر از جمالزاده به رودخانه ملت پیوستند. پروین کند راه می رفت یارای پا به پا بودن با جوانی سهراب را نداشت. سی سال پیش این مسیر را چابک تر راهور بود. در این سالها چابکی اش را فدای برومندی پسرانش کرده بود و ته تغاری آنها که از سهراب نامیدش که به نازکی سرونازی بود. 
پروین ضجه می زند. رو به دوستان عزیز از دست داده خود می کند. سوالی دارد:
به من بگویید شما چه جوری تحمل کردید؟ به من بگویید! من این عرضه را ندارم که تحمل کنم. به من بگویید چکار کنم؟ به من بگویید! 
سهراب مادر را به برادر می سپارد با دوستانش چابک تر است. این تجربه را همه مادران این روزها دارند. تجربه آنکه پسران تاب کندی آنها را نمی اورند. به آزادی می رسند، تظاهرات مسالمت آمیز تمام شده است. سهراب در جمعیت حل شده است شاید به خانه رفته است. به خانه می روند. ساعت 8 می شود. سهراب نمی اید. خبر دهان به دهان نقل می شود، در آزادی تیراندازی شده است. همه خانواده بسیج می شوند. اول بیمارستان ها. با امداد اورژانس تماس می گیرند. نام تعدادی بیمارستان را می دهند که امداد زخمی ها را به آنجا برده است. بیمارستان فیاض بخش یک فوتی داشته است. سهراب نبود. می گویند جوانی بوده به نام حسام حنیفه بود. شناسایی شده بود. می روند بیمارستان امام خمینی ، بیمارستان شریعتی، فیروزگر، پیامبر، رسول اکرم و... سهراب هیچ کجا نبود. امداد می گوید مردم هم زخمی ها را خودشان به بیمارستان ها برده اند، بگردید! می گردند. 
دیگر نوبت کلانتری ها است. کلانتری آزادی ( شهرک آپادانا)، کلانتری یافت آباد (شهرک ولیعصر) ، نواب و ... گفتند بروند پلیس امنیت. می روند خیابان پاستور. می گویند: بروید فردا بیایید. فردا می شود و رفتن ها ادامه پیدا می کند. پلیس 110 می گوید در لیست بازداشتی های ما نیست، بروید نزدیکترین کلانتری اعلام مفقودی کنید. می روند کلانتری 135. اعلام می کنند. پرونده مفقودی تشکیل می شود. موبایل سهراب همراهش بود. تا صبح زنگ که می زدند آن صدای یخ ماشینی می گفت در دسترس نیست و از صبح ساعت 8 صدا می گوید تلفن همراه خاموش می باشد. شماره موبایل را می دهند و شماره شناسایی موبایل را. اهالی کلانتری می گویند با این مدرک هرجا باشد شناسایی می شود. چهارشنبه می شود. می روند آگاهی مرکز در خیابان شاپور. 25 خانواده همراه آنان آنجا هستند. تنها 5 تا از خانواده ها از سرنوشت گمشده شان با خبر می شوند. دستگیر شده اند. مابقی هاج و واج می مانند. کسی می گوید بروید اوین. بروید دادگاه انقلاب. 
از فردای آن روز به خیل آوارگان بین دادگاه انقلاب و زندان اوین می پیوندند. نام سهراب در هیچ لیستی نیست. نه در لیست اعلام شده در زندان اوین و نه در لیستی که به دیوار دادگاه انقلاب زده اند. پروین تنها نیست. تعداد خانواده هایی که وضعیت او را دارند خود یک لیست سوا است. پروین صبح ها در دادگاه انقلاب دنبال نشانه ای از پسرش می گردد و بعد از ظهرها عکس سهراب به دست جلوی در اوین می ایستد و عکس را به هر آزاد شده ای نشان می دهد: پسرم است سهراب اعرابی . او را دیده اید؟ چند نفر حتم دارند که او را دیده اند.
خانواده به این اکتفا نمی کند. به قزل حصار سر می زنند به شورآباد، خبری نیست. در آگاهی شاپور هم کسی جوابگو نیست. مسولان نیستند. ماموریتند. شنبه هفته بعد می شود. تلفن می زنند مسولان به سرکار بازگشته اند. به شاپور می روند. آگاهی مرکز تشخیص هویت. سهراب اعرابی 19 ساله. از آلبوم 15تا 20 سال و 20تا 25 ساله ها 7 یا 8 تایی عکس نشانشان می دهند. سهراب بین آنها نیست. پس اوین است. خدا را شکر! پروین هر روز رفتن به دادگاه انقلاب و زندان اوین را ترجیح می دهد. 
سهراب کنکور دارد. چهارشنبه قبل از کنکور اعلام می کنند هر کسی کنکوری دارد مدارکش را بیاورد بچه شان را با کفالت آزاد کنیم. پروین ضجه نمی زند. می خواهد بگوید. می خواهد شرح سرگردانی های خودش را شرح دهد. پس دیگر ضجه نمی زند، حرف می زند، می گوید: 
همان چهارشنبه در جلوی زندان اوین مدارک کسانی که تو لیست خودشان بود گرفته بودند ولی از ما مدرک قبول نکردند. فردایش پنج شنبه، زیر پل اوین همه مان را جمع کردند. یک نفر آمد و گفت کسانی که اسمشان توی لیست زندانی ها نیست و کنکوری هستند و تا به حال با خانواده تماس تلفنی نداشتند به ما ربطی ندارند. در بندهای مخصوص هستند. بروید دنبال پرونده شان در دادگاه انقلاب. رفتیم دادگاه انقلاب برای اولین با مرا به داخل دادگاه انقلاب راه می دهند . اسم دادیم. 39 نفر بودیم که بچه کنکوری داشتیم. 
پروین با صلابت ادامه می دهد: بیرون از دادگاه برای کنکوری ها میزگذاشته بودند. اسم و مشخصات سهراب را پرسیدند و نوشتند. گفتند بروید کارهای مربوط به کفالت را انجام دهید. کفیل گذاشتیم. فیش حقوقی برای ده میلیون تومان کفالت. گفتند بروید فاکس زدیم امروز آزاد می شوند. 
پروین دوام نمی آورد. دوباره ضجه می زند: 
برایش لباس برده بودم. گفتم نکند لباس بچه ام پاره شده باشد با لباس پاره خانه نیاید. 
پروین آن روز عصر برمی گردد اوین. زیلویش را از ماشین در می آورد. روی بلوک های سیمانی را فرش می کند و منتظر می نشیند تا شب، تا نیمه شب، تا اذان صبح تا صبح. سهراب نمی آید. 
روز جمعه دادگاه انقلاب باز بود. رفتیم دادگاه انقلاب. گریه و زاری راه انداختم. گفتم آزادش نکردید عیبی ندارد، فقط به من بگویید سالم است یا نه. یکی از کارمندان دفتر قاضی مربوطه به من گفت: خیالت راحت باشد بچه ات سالم است. یک جوانی آن عقب نشسته بود. ناله و زاری های مرا که دید آمد جلو مشخصات سهراب را گرفت و رفت. بعد از چند دقیقه آمد و گفت : بچه شما امروز بازجویی دارد به کنکور نمی رسد. پرسیدم ، مطمئنید؟ گفت خیالتان راحت بروید خانه. گفتم من رو حرف شما استناد می کنم و می روم یادتان باشد قول دادید. 
پروین در روزهای بعد دیگر آن مرد جوان را نمی بیند. سراغش را که می گیرد می گویند نماینده یک ارگانی یا جایی دیگر بوده و در دادگاه انقلاب ماموریت داشته و ماموریتش تمام شده است. 
روز بعد دوباره به دفتر شعبه مربوطه در دادگاه انقلاب می روند. ده یا یازده نفر هستند که حکم آزادی بچه هایشان خورده است ولی از بچه ها خبری نیست. کنکور دانشگاه آزاد در پیش است. پروین می گوید: 
در دفتر قاضی اسامی ما را گرفتند. دو نفر را برای آزادی قبول نکردند. اسامی مابقی را در کاغذی نوشتند و برای زندان اوین فاکس کردند. گفتند بروید امروز فردا ازاد می شوند. خودم دیدم که اسم سهراب را هم در کاغذ نوشت و کاغذ را فاکس کرد. دو روز منتظر ماندیم دوباره رفتیم دادگاه انقلاب از آن اسامی ، 3 نفر مانده بودند و سومی من بودم. معاون قاضی شعبه مربوطه به من گفت: بچه ات جزو فسفری هاست. گفتم یعنی چی؟ گفت: یعنی آنهایی که بانک و اتوبوس آتش می زنند. گفتم : بچه من از ادب و اخلاق و متانت در فامیل زبانزد است. شما بچه مرا نمی شناسید نباید این حرف را بزنید. 
باز هم اسامی را فاکس کردند. باز هم پروین به انتظار آمدن سهراب نشست. و باز هم سهراب نیامد. 
پروین ادامه می دهد: دوباره به دادگاه انقلاب رفتم. دفتردار شعبه گفت: خانم اسم بچه شما در اوین نیست. جریان آن مرد جوان نماینده آن ارگان را تعریف کردم. ما را فرستاد پیش مسئول اجرای احکام اوین. سه نفر بودیم. اولی کارتکسش گم شده بود. دومی پسوند اسمش غلط ثبت شده بود. نوبت به من که رسید گفتند نیست. گفتند شاید اسمش را درست نداده است. از روی بقیه مشخصات دنبالش گشتند در اسامی متولدین سال 68 ، در اسامی کنکوری ها، و ... هیچ جا اسمش نبود. گفتند وقتی اسمش اینجا نیست امکان دارد در بندهای مخصوص باشد. بروید پلیس امنیت. 
پروین از رفتن هایش می گوید. هیچکس به او نمی گوید که اگر اسم سهراب در لیست اوین نیست پس زندانی نیست. هیچکس این را نمی گوید، نه زندانبان، نه مامور، نه معاون، نه قاضی، نه دادستان. هیچ کدام . معلوم نیست چرا هیچکدام این حرف آخر را به این مادر نمی زنند. 
به پروین می گویند برود پلیس امنیت: می روم پلیس امنیت. مسئول قسمت عملیات مشخصات سهراب را به کامپیوتر می دهد. می گوید : پیش ما نیست. بیرون می ایم آنقدر گریه می کنم که مامور دم در دلش می سوزد. دوباره می رویم پیش آن مسئول می گوید بروید فلان ارگان حتما دست آنها است. دوباره بر می گردم دادگاه انقلاب پیش قاضی. دو نفر دیگر هم هستند که از بچه هایشان خبری ندارند با این تفاوت که بچه های آنها روز اول تلفن زده اند. قاضی بعد از آن دو نفر مرا صدا کرد. جریان را برایش گفتم. گفتم الان 17 روز است که از بچه ام خبری نیست. گفت پهلوی ما نیست. گفتم پس من چه کار کنم. گفت خودت برو پیدایش کن. برو پیش دادستان. 
پروین دلش نمی خواهد برای دادخواهی به دادستانی مراجعه کند. یک روز تمام با خودش کلنجار می رود. آخر حس مادری پیروز می شود. دادستانی که سهل است برای یافتن سهراب تا هرجا که باشد هم می رم. 
دادستان نبود. در دفتر او می نشیند. عکس سهراب را در دست دارد. زار می زند. مسئول دفتر دادستان می آید. به پروین می گوید کارش را پیگیری می کند. پروین دو ساعت در دفتر او می نشیند. مفاتیح می خواند. دعا می کند. مسئول دفتر می آید. به پروین می گوید 20 دقیقه دیگر هم به من مهلت بده. دنبال کار بچه ات هستم. نیم ساعت بعد پروین را صدا می کند. 
« به من گفت بشین. نشستم. گفت بچه شما تو اوین است. حالش خوب است. برو خانه اعصابت را خرد نکن. گفتم پس چرا تلفن نزده، گفت: می گویم زنگ بزند برو خانه منتظر تلفن باش!» 
پروین خوشحال و خندان بر می گردد خانه . دفتر دادستان به او گفته است بچه اش سلامت است. چهارشنبه و پنج شنبه و جمعه در خانه منتظر می نشیند تا شاید این دستگاه تلفن راه ارتباطی باشد بین او و دردانه اش. این چند روز فقط عصرها با لباس های تمیز سهراب سری به اوین می زند. شاید سهراب بیاید. 
شنبه دیگر بی طاقت شده است. به دادگاه انقلاب می رود. به یکی از کارمندان دفتر شعبه مربوطه می گوید که پسرش زنگ نزده. دوباره پرس و جو شروع می شود. معاون شعبه می اید و می گوید دفتر دادستانی از خود ما استعلام کرد ما به او گفتم که پسرت در اوین است. به خودت هم گفته بودیم. چرا شلوغش می کنی. پروین می گوید: به من نگفتید. مسئول دفتر شعبه می گوید نشون به او نشونی که تو راهرو ایستاده بودی. پروین می گوید خوب پس حتما من نفهمیدم. مسئول می گوید: برو خانه استراحت کن. بچه ات تو اوین خوش و خرم است و تو داره اینجا خودت را عذاب می دهی. 
دوباره روز از نو روزی از نو. روز یکشنبه قبل از تولد حضرت علی پروین به دادستانی نامه می نویسد: دادستان محترم کل تهران تقاضا دارم به خاطر تولد امام علی به بچه من اجازه دهید که با ما تماس تلفنی بگیرد. خبری نمی شود. 
شنبه 20 تیرماه برای چند دهمین بار می روند دادگاه انقلاب. مسئولان شعبه به کل منکر می شوند. حرفشان این است: اسم سهراب تو لیست آنها نیست. بروید آگاهی شاپور. آگاهی شاپور ؟ یکبار که رفتیم و عکس ها را دیدیم. دوباره بروید.
پروین می رود، اداره تشخیص هویت. این بار آلبوم قطورتر است. مجهول الهویه های 25 تا 30 سال. اما سهراب که 19 ساله است. چه زود بزرگ شدی سهراب. در این 25 روزی که که مادرت دربدر دنبالت بود چند سال بزرگ شدی؟ پزشک قانونی تشخیص داده است که در 19 سالگی در آلبوم 25 ساله ها بگذارندت، چون در 25 خرداد تیر خورده بودی. چشمانت را باز کن سهراب! مادر به عکس تو زل زده است.

منبع : وبلاگ فتولایف

|+| نوشته شده توسط تیم آگهی بلاگ در 88/05/02 و ساعت 12:32  
نمره مثبت یا منفی دهید: http://sohrab.pass.as/browse.php?u=Oi8vYmFsYXRhcmluLmNvbS9pbWFnZXMvd2ViMi9zdWJtaXQucG5n&b=0&f=norefer
 رسانه های ایران بار دیگر واقعیات را نا دیده گرفتند!!!

امروز ایرنا با آوردن این تیتر سعی کرد اعتصاب غذا در امریکا را کم رنگ جلوه دهد.

'' نمايش گنجي با خوانندگان لس آنجلسي هم تکميل نشد'' 

متن از ایرنا در زیر آورده شده اس.. جالب آن است که سردبیر ایرنا به کل اعتصاب را دروغ می داند.

ایرنا : دولت آمريکا همه امکانات لازم را براي برپايي اين نمايش فراهم کرده بود اما در نهايت اين نمايش با حدود 50 نفر برگزار شد که بخش عمده اي از آنان نيز خبرنگاران , عکاسان و فيلمبرداراني بودند که به اين نمايش دعوت شده بودند. 

شبکه تلويزيوني سي ان ان , يکي از خبرنگاران خود را در محل مستقر کرده تا به پخش گزارش بپردازد اما با توجه به نبود جمعيت او تا ساعت 12 چهارشنبه به وقت نيويورک , به مصاحبه اي با گنجي بدون نشان دادن شرکت کنندگان , اکتفا کرد. 
در دو هفته اخير شماري از رسانه هاي فارسي زبان بويژه راديو فردا که بودجه آنها از سوي سازمان جاسوسي آمريکا تامين مي شود , تبليغات گسترده اي را براي کشاندن ايرانيان به اين نمايش انجام داده بود. 
اين رسانه ها حتي سعي کرده بودند براي کشاندن ايرانيان مقيم آمريکا به اين نمايش , شماري از خوانندگان لس آنجلسي را به نيويورک بياورند که اين حربه هم کارساز نبوده است. 

در تبليغات گفته مي شد که قرار است شرکت کنندگان اعتصاب غذا هم داشته باشند اما فراهم بودن بساط غذا و نوشيدني هاي متنوع در حاشيه اين مراسم، براي برگزار کنندگان آن امکان پذيرنشد. 

|+| نوشته شده توسط تیم آگهی بلاگ در 88/05/01 و ساعت 18:46  
نمره مثبت یا منفی دهید: http://sohrab.pass.as/browse.php?u=Oi8vYmFsYXRhcmluLmNvbS9pbWFnZXMvd2ViMi9zdWJtaXQucG5n&b=0&f=norefer
 عکس تائید نشده از اوین +16

با کلیک روی ادامه مطلب عکسی را خواهید دید که به گفته دوستان ما زندان اوین را نمایش می دهد . 

دیدن این عکس برای افراد زیر 20 سال توصیه نمی شود.



ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط تیم آگهی بلاگ در 88/05/01 و ساعت 18:14  
نمره مثبت یا منفی دهید: http://sohrab.pass.as/browse.php?u=Oi8vYmFsYXRhcmluLmNvbS9pbWFnZXMvd2ViMi9zdWJtaXQucG5n&b=0&f=norefer
 اعتراض در ایران، اعتصاب در نیویورک

گروهی از فعالان مدنی، هنری، ادبی و سیاسی به دعوت چندین روشنفکر ایرانی در اعتراض به کودتای انتخاباتی در ایران و سرکوب مخالفان پس از آن، در مقابل مقر سازمان ملل در نیویورک دست به اعتصاب غذا زده‌اند. 


ساعت هشت صبح است. امروز بیست و پنجم جولای مصادف با سی و یکم تیر ماه هزار و سیصد و هشتاد و هشت، جمعی از چهره‌های شاخص هنری، ادبی، فرهنگی و فعالین سیاسی اجتماعی ایران به دعوت اکبر گنجی و در پی اعلام همبستگی با بازداشت شدگان وقایع اخیر، در اقدامی نمادین در مقابل سازمان ملل متحد در شهر نیویورک دست به اعتصاب غذای سه روزه زده‌اند.


در اعلام دعوت این روشنفکران به اعتصاب غذا در برابر سازمان ملل آمده است که " ما امضاکنندگان این نامه برای اعلام پشتیبانی از جنبش سبز مردم ایران، محکوم کردن تقلب گسترده در انتخابات، سرکوب بی‌رحمانه اعتراضات مردمی، و بازداشت غیرقانونی صدها شهروند و فعال سیاسی و اجتماعی در ایران، به مدت سه روز از سی و یک تیر ماه تا سه مرداد در برابر مقر سازمان ملل متحد در نیویورک دست به اعتصاب غذا خواهیم زد تا صدای مظلومیت مردم شریف ایران زمین را به گوش جهانیان برسانیم".


این اعتصاب غذا که با استقبال گسترده‌ای از سوی جامعه روشنفکری و دانشگاهی ایران و جهان همراه شده است، از ساعاتی پیش شروع شده و میهمانان و میزبانان بسیاری را از طیف‌های مختلف سیاسی و اجتماعی گرد هم آورده است. رضا علامه زاده، در بیانیه‌ای که در حمایت از این اعتصاب غذا نوشته است، اهمیت این حرکت را از این سو مد نظر قرار داده که "توانسته است رنگین‌کمانی از شخصیت‌ها با عقاید و آرای مختلف را گرد هم آورد." در میان اعتصاب‌کنندگان نام آشنایانی چون حسین بشیریه، علی میر سپاسی، حمید دباشی، مهرانگیز کار، شهرنوش پارسی‌پور، شیرین نشاط، عبدالعلی بازرگان، فاطمه حقیقت‌جو، احمد و محمود صدری به چشم می‌خورد.


از صبح امروز و با توجه به استقبال گسترده ایرانیان و خبرگزاری‌های داخلی و خارجی می‌توان پیش‌بینی کرد که این اعتصاب غذا تاثیری شگرف در باز کردن چشم جهانیان و سازمان‌های بین‌المللی برآنچه در ایران می‌گذرد داشته باشد. همزمان با این اعتصاب غذا در نیویورک و در اعلام همبستگی با روشنفکران ساکن امریکا، جمعی از دانشگاهیان اروپایی نیز در اعلام پشتیبانی از جنبش مردم ایران در همین تاریخ و در مقابل مقر سازمان ملل متحد در شهر وین دست به اعتصاب غذا خواهند زد. از میان چهره‌های شاخص جهانی نام نوام چامسکی و خوزه کوزونوا، جامعه‌شناس بزرگ اسپانیایی و رئیس "مرکز برکلی برای دین، صلح و مسائل جهانی" ااز اهمیت ویژه‌ای برخوردار است.


از اعتصاب غذای روشنفکران نیویورک همچنین رضا براهنی، رامین جهانبگلو، یرواند آبراهامیان، عبدالکریم سروش، موسوی خوئینی، حسن یوسفی اشکوری حمایت کرده‌اند. شایان ذکر است که نه تنها برخی از چهره‌های هنری ایران چون محسن مخملباف، فرامزر اصلانی و شاهین نجفی، بلکه چهره‌هایی جهانی همچون رابرد ردفورد و شان پن (که در سال 2005 هم به ایران سفر کرده بود و از جمله فعالان سیاسی و اجتماعی ضد جنگ در امریکاست) هم هر یک در نامه‌هایی جداگانه از اعتصاب غذای روشنفکران ایرانی اعلام حمایت کرده‌اند.


شاهین نجفی، رپر ایرانی که این روزها ترانه‌هایش بیش از هر زمان دیگر بر دل می‌نشیند، در بخشی از بیانیه اعلام حمایتش از این اعتصاب غذا آورده است:" این نظام بر این خیال است که اگر فرصت‌سوزی کند، زندانیان بی‌دادگاه رژیم، از یادها خواهند رفت. زهی خیال باطل. مردم چگونه می‌توانند آزادیخواهی را فراموش کنند و آنها را در دست شکنجه‌گران تنها بگذارند." او در بخش پایانی بیانیه‌اش اشاره کرده است که: " آنها که سی سال پیش وعده ساختن بهشت بر روی زمین را می‌دادند، اینک زمین خدا را به جهنم برای ایرانیان تبدیل کرده‌اند."


امروز صبح به قول رضا براهنی "به همت مبارز خستگی‌ناپذیر" اکبر گنجی، جمعی از نخبگان ایرانی گرد هم آمدند و رنج اعتصاب غذا را به جان خریدند تا بازتاب صدای مردمانشان باشند و از یاران دربندشان در مقابل سازمان ملل، آنجا که قرار است بازتاب صدای مردمان باشد و نه حاکمان حمایت کنند. در این میان و در همان آغاز مراسم فرصتی دست داد تا در میان شلوغی جمعیت حمایت‌کننده و حضور خبرگاران شبکه‌های داخلی و خارجی، با تنی چند از این دوستان گپ مختصری بزنم و ازشان بپرسم چرا اینجا در مقابل سازمان ملل جمع شده‌اند و آیا هدف سیاسی و جناحی خاصی را دنبال می‌کنند؟ همچنین از آن‌ها پرسیدم که می‌خواهند صدایشان را به گوش چه کسانی برسانند و حامی کدام شکل از حمایت‌های بین‌الملی هستند؟


شیرین نشاط، عکاس، فیلم‌ساز و هنرمند نام‌آشنای معاصر که نامش در بین صد هنرمند بزرگ معاصر جهان خودنمایی می‌کند، نه تنها از اولین کسانی بود که در جمعیت حاضر شد، بلکه طراحی پوسترهای این مراسم را نیز به عهده داشت. او می‌گوید:" ما برای کمک خواستن برای رسیدگی به مساله حقوق بشر در اینجا جمع شده‌ایم، مساله ما امروز حقوق بشر است." و ادامه می‌دهد که " ما این شانس را داشتیم که در نیویورک زندگی می‌کنیم و می‌توانیم در اینجا و در مقابل سازمان ملل جمع شویم. او می‌گوید نقش من البته با نقش فعال سیاسی چون آقای گنجی متفاوت است، اما هر کدام از ما که گمان می‌کنیم صدایمان تاثیری هر چند اندک خواهد داشت، گناهکاریم اگر صدایمان را بلند نکنیم." او از همراهی هنرمندان دیگری همچون محسن مخملباف، مرجان ساتراپی، و بهمن فرمان‌آرا با جنبش سبز مردم نام می‌برد و می‌گوید هنرمندان ایرانی هیچ‌وقت خودشان را از سیاست و اجتماع دور نگه نداشته‌اند و همیشه می‌توان رد پا و رگه‌هایی از سیاست را در آثار برجسته هنری و ادبی ایران دید.


از شیرین نشاط می‌پرسیم آیا هدف سیاسی خاصی را از شرکت در این مراسم دنبال می‌کند و او پاسخ می‌دهد: " من فقط در حمایت از جوانان ایرانی در این اعتصاب غذا شرکت می‌کنم." و اضافه می‌کند:" که البته به دموکراسی و آزادی معتقدم." او به وضعیت زندانیان سیاسی اشاره می‌کند و می‌گوید:"دوستانی دارم که امروز در زندان هستند و وظیفه خودم می‌دانم که شرکت کنم و به حق و حقوق بچه های ایرانی معتقدم."


حمید دباشی، نویسنده‌ی کتاب «ایران: تداوم در تأخیر» و صاحب کرسی در رشته‌ی مطالعات ایران و ادبیات تطبیقی دانشگاه کلمبیای نیویورک، از جمله کسانی است که توجه شایانی به اتفاقات اخیر در ایران نشان داده است. او که اتفاقات اخیر در ایران را در غالب جنبش حقوق مدنی به تصویر کشیده در پاسخ به این سوال که چرا مقابل سازمان ملل؟ پاسخ می‌دهد: "من شکایتم را به هیچ کشور به خصوصی نبرده‌ام و نخواهم برد، اما ساختمان سازمان ملل یک نماد جهانی است که به تمام دنیا تعلق دارد. این حرکت در حقیقت بردن صدای اعتراض مردم ایران به مردم جهان است. من می‌خواهم مردم جهان به وضعیت زندانیان سیاسی در ایران نگاه کنند و اهمیت سازمان ملل در اینجاست که می‌تواند دادگاهی باشد تا انظار جهان شاهد این بی‌عدالتی که امروز بر مردم ایران می‌رود باشند. باعث شود تا جهان شاهد رشادت ایرانیان باشد." او به علاوه اضافه می‌کند که : "از طرف سازمان ملل و بر اثر بی‌کفایتی‌های آقای احمدی‌نژاد تا کنون چندین بار علیه ایران تحریم‌های اقتصادی وضع شده است که من مخالف آن تحریم‌ها هستم. اعتراض من در مقابل سازمان ملل در عین حال به معنای اعتراض به خود این سازمان هم هست، تا بگویم من با این تحریم‌ها مخالفم. من به حقوق حقه ملت ایران و نه حکومت و دولت ایران برای دست‌یابی به انرژی هسته‌ای معتقدم و بر همین مبنا معتقدم هیچ منبعی نمی‌تواند این حق را ازا ملت ایران بگیرد. پس اعتراض من دو جنبه دارد، هم رساندن صدای اعتراض مردم به گوش مردم جهان است و هم رساندن صدای اعتراض خودم به سازمان ملل، چرا که فکر می‌کنم تحریم‌های اقتصادی مستقیما متوجه بچه های این جنبش و شهروندان ایرانی است."


وقتی از نقش روشنفکران می‌پرسم و اهمیت چنین گردهمایی، دباشی پاسخ می‌دهد:" من امروز نه به عنوان یک روشنفکر، بلکه به عنوان یک شهروند ایرانی که ساکن نیویورک است در این اعتصاب غذا شرکت می‌کنم و خودم را تافته جدا بافته‌ای از بقیه نمی‌دانم." و در ادامه می‌گوید" ما امروز در اینجا و در شهر نیویورک تریبونی در اختیار داریم که باید از آن استفاده کنیم. و این در حالی است که دهان برجسته‌ترین روشنفکران ایرانی را امروز بسته‌اند. دهان روشنفکرانی که در بطن جامعه ایرانی زندگی کرده‌اند و همیشه حرف حق زده‌اند. دهانشان را بسته‌اند و برخی‌شان را به بند کشیده‌اند." او می‌گوید: " ذهنش امروز بیش از هر کس دیگری متوجه سعید حجاریان است و محمدرضا جلایی‌پور و ادامه می‌دهد که :" که ما امروز فقط سعی می‌کنیم حرف‌های آن ها را بزنیم، چرا که شاخ و برگ آن درختی هستیم که ریشه‌اش در ایران است." و در نهایت وی در پاسخ به این که به سمت کدام نهادها و سازمان‌ها‌ی بین‌المللی دست یاری خواهید گشود می‌گوید:" از هیچ دولتی نباید توقع کمک داشت. حتی برای هیچ دولتی نباید مرجعیت قائل بود. ما باید جنبش سبز ایران را به جنبش‌های آزادی‌بخش جهان وصل کنیم. به نهضت مترقی حقوق مدنی در امریکا و امریکای لاتین و افریقا و نهضت‌های رهایی‌بخش عراق، فلسطین و لبنان. الگو و مدل و طرف صحبت ما آن جنبش‌ها هستند و نه دولت‌ها." دباشی در پایان می‌گوید:" امروز با همان اعتمادی که در سال 2001 درباره حقوق افغانستان در همین جا آمدم و سخن گفتم، حاضر شده‌ام، با همان اعتمادی که پیش از این در مقابل سازمان ملل و در همین خیابان‌ها از مردم عراق و ظلمی که بر آن‌ها رفته سخن گفته‌ام، سخن خواهم گفت و با همان زبانی که از ملت مظلوم فلسطین دفاع کرده‌ام، از ملت ایران دفاع خواهم کرد. جنبش سبز ایران انتفاضه ماست."


حسین کمالی، استاد مطالعات خاورمیانه در دانشگاه کلمبیا نیویورک هم می‌گوید:" سازمان ملل محل مناسبی برای رساندن صدای اعتراض مردم ایران است. ما امروز بیش از هر چیز خواستار آزادی زندانیان سیاسی هستیم که تنها به دلیل اعتراض به نتیجه انتخابات دستگیر شده‌اند. تقاضای آزادی زندانیان سیاسی و البته جلب توجه جامعه جهانی تنها هدف ماست. ما می‌خواهیم دبیرکل سازمان ملل سفری به ایران داشته باشد و نماینده‌ای را برای رسیدگی به تخلفات حقوق بشری به ایران اعزام کند. ما از سازمان ملل می‌خواهیم تا تعهدات دولت ایران به جامعه جهانی را بهش یاد آور شود. باید به دولت ایران یادآور شود که سازمان ملل جای نمایش و روضه‌خوانی نیست. در برابر تریبونی که سازمان ملل در اختیار روسای جمهور جهان می‌گذارد، آنها نیز در مقابل تعهداتی دارند. دولت در قبال شهروندانشان در برابر سازمان ملل ملزم به رعایت اصول و قواعدی است که باید محترم شمرده شود."


مهدی سحرخیز، فرزند عیسی سحرخیز که ساکن نیویورک است اما شاید تنها نماینده از خانواده زندانیان سیاسی در میان جمع باشد که در میان اعتصاب‌کنندگان حاضر شده است. از پدرش و آخرین اخباری که از وضعیت او دارند می‌پرسیم و می گوید:" آخرین خبری که داشتیم این بوده که از زندان تماس گرفته‌اند و پیگیر داروهایشان بوده‌اند." می‌پرسیم موفق شدید برای پدر وکیل بگیرید؟ می‌گوید:" دنبال وکیل هستیم، ولی به پدر برای امضای وکالت‌نامه دسترسی نداریم." می‌پرسیم امروز دنبال چه آمده‌ای؟ می‌گوید:" دنبال آن آزادی مطلقی که "آقای" احمدی‌نژاد از آن پیش از انتخابات حرف می‌زد."


|+| نوشته شده توسط تیم آگهی بلاگ در 88/05/01 و ساعت 11:41  
نمره مثبت یا منفی دهید: http://sohrab.pass.as/browse.php?u=Oi8vYmFsYXRhcmluLmNvbS9pbWFnZXMvd2ViMi9zdWJtaXQucG5n&b=0&f=norefer
 موسوی: منشوری فراتر از جبهه و گروه سیاسی تدوین می‌کنیم/نباید فرایند شکل‌گیری این دولت فراموش شود
قلم - مهندس میر حسین موسوی گفت: در حال تدوین منشوری فراتر از بحث جبهه و گروه سیاسی هستیم و در این منشور راهکارهایی را پیشنهاد کرده‌ایم که تمام ظرفیت‌های مغفول قانون اساسی توان اجرایی شدن پیدا کنند.

به گزارش خبرنگار قلم‌نیوز، نخست وزیر کشورمان در دوران دفاع مقدس پیش از ظهر چهارشنبه در دیدار با جمعی از اهالی برخی از رسانه‌های کشور با اعلام اینکه این منشور ظرف چند روز آینده منتشر خواهد شد، تاکید کرد: می‌خواهیم ظرفیت‌های مغفول قانون اساسی را عملیاتی کنیم.

وی با اشاره به نمادسازی‌ها در جنبش اجتماعی مردم اظهار کرد: ما می‌خواهیم این منشور، وجهی از به هم پیوستگی مردم باشد و مشخص باشد که اینها به جنبش سبز پیوسته‌اند. ما به دنبال شعاری هستیم که بتواند پیوستگی مردم را بیشتر کند و مورد استفاده‌ی مردم قرار بگیرد.

موسوی خاطرنشان کرد: فضایی که می‌خواهیم منشور را در آن منتشر کنیم فضایی است که حتی شخصی مثل آقای هاشمی را هم تحمل نمی‌کند. وقتی در بخش‌هایی از حاکمیت امثال آقای هاشمی هم تحمل نشوند جامعه لاجرم به سمت نظامی‌تر شدن و امنیتی‌تر شدن پیش خواهد رفت که هیچ‌کس از این مساله استقبال نخواهد کرد.

عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام همچنین تصریح کرد: ما و کسانی که متعلق به این جنبش هستند باید طوری عمل کنیم که ضمن این‌که ساختارشکنی به مفهوم کسانی که می‌خواهند خارج از قانون اساسی حرکت کنند اتفاق نیفتد، مطالبات مردم لحاظ شود. ما در منشور خود این دغدغه را داریم که هم پیوستگی مردم حفظ شود، هم منافع ملی لحاظ شود و هم به مطالبات مردم پاسخ داده شود.

وی در ادامه سخنان خود با اشاره به تخلفات صورت گرفته در انتخابات اخیر اظهار کرد: این یک ضرورت ملی است که به طور دائم به بحث انتخابات اخیر پرداخته و این مساله زنده نگه داشته شود و این مساله در انبوه وقایع اخبار پس از انتخابات نمیرد و هیچ‌کس فراموش نکند که این دولت در چه فرآیندی شکل گرفته است. با توجه به این‌که مدافعان تقلب تریبون‌هایی نظیر صدا و سیما در اختیار دارند، مطبوعات باید پرداختن به مسایل پیش آمده در این انتخابات را از جمله وظایف خود بدانند.

نخست وزیر کشورمان در دوران دفاع مقدس در ادامه با تاکید بر لزوم توجه به قانون اساسی، تصریح کرد: نیروهای مدافع جامعه باید حامی قانون اساسی باشند؛ چرا که قانون اساسی در خود ظرفیت‌هایی دارد که اگر عملیاتی شود حتی گرایش‌های ساختارشکنانه را هم متقاعد می‌کند.

وی تاکید کرد: اگر از چارچوب قانون اساسی خارج شویم جامعه با یک آنارشی لجام‌گسیخته روبه‌رو خواهد شد که جمع کردن آن غیر قابل پیش‌بینی خواهد بود. بنابراین همه‌ی نیروها باید در چارچوب قانون اساسی حرکت کنند تا خسارت‌های این فضای شبه کودتای تحمیل شده را به حداقل برسانند.

رییس فرهنگستان هنر در بخش دیگری از سخنان خود به حساسیت مردم نسبت به دخالت بیگانگان و تلاش برای گرفتن اعترافات نادرست از بازداشت شدگان اشاره کرد و گفت: اگر از همه بازداشت‌شدگان هم اعتراف بگیرند باز هم افکار عمومی اینها را قبول نمی‌کند؛ چرا که مردم در وقایع اخیر حضور داشته‌اند و دیده‌اند که ابعاد این مساله چقدر بوده است. شعارها و رفتارهای مردم نشان می‌دهد که اگر برخی افراد بخواهند ترفندهایی برای اتصال جنبش سبز مردم به بیگانگان به کار ببندند بیهوده خواهد بود.

وی با اشاره به سفرهای تبلیغاتی خود در ایام پیش از انتخابات اخیر، عنوان کرد: در این سفرها متوجه شدم که مردم چقدر به هویت ایرانی خود اهمیت می‌دهند و در استان‌های مختلف کشور، مردم عرق زیادی بر روی ایرانی بودن خود دارند.

موسوی افزود: دولت پشتیبانی آرای مردم و در نتیجه مشروعیت ندارد، بنابراین در عمل ناچار خواهد بود به کشورهای خارجی امتیازاتی بدهد که به نفع کشور ما نخواهد بود. ما باید طوری عمل کنیم که سرمایه‌های عظیم اجتماعی که در انتخابات شرکت کردند بتوانند منسجم باشند و شرایط مفیدی برای آنها به وجود بیاید.

بر اساس این گزارش، مهندس موسوی در بخش دیگر سخنان خود به فعالیت رسانه‌های مجازی اشاره کرد و گفت: رسانه‌های مجازی تاثیر به‌سزایی در اطلاع رسانی داشتند و این ارتباطات باید تقویت شود و باید فضاسازی لازم در این زمینه صورت گیرد و رسانه‌های مکتوب و خبرگزاری‌ها هم باید مردم را به استفاده از این رسانه‌های مجازی تشویق کنند. یکی از نقاط قوت این فضاهای مجازی این است که اعمال سانسور بر روی آنها دشوارتر است.

نخست وزیر کشورمان در دوران دفاع مقدس در پایان، به مساله بازداشت شدگان روزهای پس از انتخابات اشاره و تاکید کرد: تا وقتی که آخرین نفر از زندانیان روزهای پس از انتخابات آزاد نشود، پرونده‌ی این انتخابات باز خواهد بود، مضافا این‌که مشروعیت این دولت نیز زیر سوال خواهد بود.

|+| نوشته شده توسط تیم آگهی بلاگ در 88/05/01 و ساعت 11:36  
نمره مثبت یا منفی دهید: http://sohrab.pass.as/browse.php?u=Oi8vYmFsYXRhcmluLmNvbS9pbWFnZXMvd2ViMi9zdWJtaXQucG5n&b=0&f=norefer
 احمدی نژاد: مشایی نعمت خداست؛ مکارم شیرازی: مشروع نیست

در حالی که آیت‌الله مکارم شیرازی انتصاب مشایی به عنوان معاون اول احمدی‌نژاد را نامشروع دانسته و خواستار برکناری سریع وی شده است، احمدی نژاد در جلسه تودیع مشایی و معارفه‌ی جانشین وی در سازمان میراث فرهنگی، مشایی را «نعمت خدا» نامید!


«يكي از افتخاراتم و يكي از نعمت‌هايي كه خداوند به من عطا كرده است، آشنايي با مرد بزرگ، پاك و مومن؛ يعني آقاي مشايي است.»


این سخنان را رئیس دولت کودتا عصر امروز در جلسه تودیع و معارفه رؤسای قبلی و فعلی سازمان میراث فرهنگی و گردشگری گفت و او را «مرد بزرگ، پاك، مومن» و «مثل چشمه زلال» توصیف کرد.


این در حالی است که صبح امروز فتوای آیت‌الله مکارم مبنی بر نامشروع بودن انتصاب مشایی به عنوان معاون اول منتشر شده بود. این مرجع تقلید تصریح کرده بود: «تصدی چنین كسی قطعا مشروعیت ندارد.»


هنوز یک سال نگذشته از روزی که روزنامه کیهان ادعا کرد تاج‌زاده در جلسه‌ای مکارم شیرازی را مرجع اقتدارگرایان نامیده است. حال باید دید کار کیهان و مرجعیت به کجا کشیده که کاندیدای ولایی حضرات با همان مراجع چنین رفتاری می‌کند اما تیغ برادر حسین حتی به این اندازه هم توان بریدن ندارد.

|+| نوشته شده توسط تیم آگهی بلاگ در 88/05/01 و ساعت 0:5  
نمره مثبت یا منفی دهید: http://sohrab.pass.as/browse.php?u=Oi8vYmFsYXRhcmluLmNvbS9pbWFnZXMvd2ViMi9zdWJtaXQucG5n&b=0&f=norefer
 خبرهایی از اوین - وعده‌ی آزادی پس از مراسم تحلیف

شنیده شده که منابع قضایی و امنیتی به تازگی به خانواده‌ی بازداشت‌شدگان اعلام کرده‌اند اکثر زندانیان پس از مراسم تحلیف رئیس دولت کودتا آزاد می‌شوند.

آنها همچنین می‌گویند به غیر از چند نفر از بازداشت‌شدگان، پرونده‌ی اکثر بازداشت‌شدگان به زودی بسته خواهد شد.

این در حالی است که گزارش‌ها از انتقال پرونده‌ی عده ای از بازداشت‌شدگان به زیر دست بازجویان جدید حکایت می‌کنند.

همچنین مشخص نیست تحلیف رئیس‌جمهور تقلبی چه ارتباطی با زندانیانی دارد که دولت ادعا می‌کند قصد انقلاب مخملی داشته‌اند، مراجع قضایی آنها را به جرایم امنیتی متهم می‌کنند و نماینده‌ی ولی فقیه در سپاه ادعا می‌کند که علیه آنها سند و مدرک دارد.

در واقع به نظر می‌رسد تنها نگرانی برنامه‌ریزان دولت کودتا، ساکت نگه داشتن مردم و خاموش کردن اعتراضات عمومی به کودتای انتخاباتی است، وگرنه هیچ سند و مدرکی علیه دهها فعال سیاسی، مدنی و مطبوعاتی که در یک ماه و چند روز گذشته بازداشت شده‌اند، وجود ندارد.

|+| نوشته شده توسط تیم آگهی بلاگ در 88/05/01 و ساعت 0:2  
نمره مثبت یا منفی دهید: http://sohrab.pass.as/browse.php?u=Oi8vYmFsYXRhcmluLmNvbS9pbWFnZXMvd2ViMi9zdWJtaXQucG5n&b=0&f=norefer
 افشا شدن دستگیری برادر زهرا رهنورد

بیش از یک ماه قبل، برادر زهرا رهنورد دستگیر شد. اما میرحسین و همسرش این موضوع را به هیچ کس خبر ندادند تا آنکه در نهایت امروز روزنامه جوان از این واقعیت پرده برداشت.

 شاپور کاظمی، برادر زهرا رهنورد (زهره کاظمی) چند روز پس از کودتای انتخاباتی، بازداشت شد. اما خانواده میرحسین موسوی این خبر را منتشر نکردند تا مبادا تلقی شخصی از موضع‌گیری‌های موسوی به نفع بازداشت شدگان پیش بیاید یا کسی از خانواده دیگر بازداشت شدگان فکر کند که موسوی بیش از دیگران به فکر نزدیکان خود است و یا .... دیروز که خانواده بازداشت شدگان در دارالزهرا جمع شده بودند تا با موسوی و رهنورد درد دل کنند، وقتی بی‌تابی‌های برخی مادران و همسران افراد بازداشت شده از حد گذشت، رهنورد برای تسکین آنها از این راز یک ماهه پرده برداشت و از بازداشت برادرش خبر داد و گفت که او به خوبی رنج خانواده‌های بازداشت شدگان را می‌فهمد.

رادیوفردا:رسانه های وابسته به دولت خبر بازداشت برادر زهرا رهنورد، همسر میرحسین موسوی، را پس از گذشت یک ماه تائید کردند. روزنامه دولتی ایران و خبرگزاری رسمی دولت ایرنا به نقل از الیاس نادران از نمایندگان حامی احمدی‌نژاد در مجلس ، اخبار منتشر شده در درباره بازداشت شاپور کاظمی برادر زهرا رهنورد را تائید کردند. این دو رسانه دولتی در عین حال برادر همسر میرحسین موسوی را به آنچه «هدایت آشوب‌های اخیر» خوانده اند ، متهم کردند. روزنامه ایران ارگان رسمی دولت احمدی‌نژاد در شماره روز چهارشنبه خود به نقل از الیاس نادران ادعا کرد که شاپور کاظمی «همسر يكى از سردمداران آشوب بوده و مديريت بخشى از اغتشاشات را به عهده داشته است.» خبرگزاری دولتی ایرنا نیز در خبر مشابهی فهرستی شامل « رتباط ده سال قبل با یک خانم مرتبط با سازمان منافقین (مجاهدین خلق) و سفر های متعدد به آمریکا و بدهکاری به سیستم بانکی» را به عنوان اتهامات برادر همسر میرحسین موسوی ذکر کرده است. به نوشته خبرگزاری دولتی ایرنا پس از درخواست آزادی بازداشت‌شدگان اخیر از سوی هاشمی رفسنجانی در خطبه‌های نماز جمعه ۲۶ تیر، الیاس نادران در نامه‌ای به وی این اتهامات را به شاپور کاظمی برادر همسر میرحسین موسوی وارد کرده است. روز سه شنبه سایت‌های نزدیک به اصلاح طلبان و از جمله سایت «نوروز »، ارگان حزب مشارکت خبر داده بودند که «بیش از یک ماه قبل، برادر زهرا رهنورد دستگیر شده است». سایت نوروز تاکید کرد که «شاپور کاظمی ، برادر زهرا رهنورد (زهره کاظمی) چند روز پس از کودتای انتخاباتی، بازداشت شد. اما خانواده میرحسین موسوی این خبر را منتشر نکردند تا مبادا تلقی شخصی از موضع‌گیری‌ های موسوی به نفع بازداشت شدگان پیش بیاید یا کسی از خانواده دیگر بازداشت شدگان فکر کند که موسوی بیش از دیگران به فکر نزدیکان خود است.» بنابر این گزارش روز یکشنبه طی دیدار خانواده بازداشت شدگان با میرحسین موسوی و زهرا رهنورد «وقتی بی‌تابی‌های برخی مادران و همسران افراد بازداشت شده از حد گذشت، زهرا رهنورد برای تسکین آنها از این راز یک ماهه پرده برداشت و از بازداشت برادرش خبر داد و گفت که او به خوبی رنج خانواده‌های بازداشت شدگان را می‌فهمد.» قوه قضائیه از هنگام آغاز موج گسترده بازداشت‌ها در ایران که از بامداد ۲۳ خرداد و ساعتی پس از پایان رای‌گیری آغاز شد


|+| نوشته شده توسط تیم آگهی بلاگ در 88/05/01 و ساعت 0:0  
نمره مثبت یا منفی دهید: http://sohrab.pass.as/browse.php?u=Oi8vYmFsYXRhcmluLmNvbS9pbWFnZXMvd2ViMi9zdWJtaXQucG5n&b=0&f=norefer
 اطلاعاتی درباره‌ی سه شهید دیگر جنبش سبز
اطلاعاتی درباره‌ی سه شهید دیگر جنبش سبز به ما رسیده که پس از چند روز نتوانستیم تأیید قطعی آنها را بگیریم. از این رو این اطلاعات را منتشر می‌کنیم و از همگان می‌خواهیم برای تایید این خبرها و جمع‌آوری اطلاعات بیشتر درباره‌ی این سه تن و دیگر شهدای جنبش سبز، ما را یاری کنند.

فضای امنیتی حاکم بر جامعه‌ی ایران مانع از آن می‌شود که منابع خبری بتوانند به راحتی صحت و سقم اخبار را بررسی کنند و درست را از نادرست تشخیص دهند. با این حال گاهی اهمیت بعضی از خبرها به حدی مهم است که انتشار فوری آنها با همین قید «تأیید نشده» بودن، ضروری می‌شود.


بر اساس اطلاعاتی که به «موج سبز آزادی» رسیده ولی هنوز تایید نشده است، جوانی به نام «رامین قهرمانی» ساکن محله‌ی شهرآرا پس از حدود 15 روز بازداشت، بلافاصله پس از آزادی در منزل دچار تشنج شده و قبل از رسیدن به بیمارستان، جان باخته است. او به خانواده‌ی خود گفته بوده که در زندان او را از پا آویزان کرده بودند.


گزارش دیگری به ما رسیده که حاکی است جوان هجده ساله‌ای به نام «آرمان استخري‌پور» که در جریان ناآرامی‌های شیراز با ضربه‌ی باتوم مأموران از ناحیه‌ی سر مضروب شده بود، پس از چند روز کما به شهادت رسیده است. علت فوت او مرگ مغزی اعلام شده و طبق گزارش رسیده، حمله مأموران به آرمان در محله‌ی ابيوردی شهر شیراز و در منزل یک پیرزن که این جوان از درگیری‌ها به آنجا پناه برده بوده، رخ داده است.


یک گزارش دیگر از درگذشت یک نوجوان۱۷ ساله به نام میثم عبادی خبر می‌دهد که در روز ۲۳ خرداد به ضرب گلوله‌ی افراد ناشناس کشته شده است. بر اساس این گزارش، میثم عبادی فرزند عسگر در حالی‌ که از محل کار خود از یک فرش‌فروشی به خانه برمی‌گشته، در میدان صادقیه تهران از ناحیه‌ی شکم مورد اصابت گلوله قرار گرفته و به علت خون‌ریزی شدید در خیابان جان باخته است. پیکر این شهید نیز پس از طی‌ مراحل قانونی، در بهشت زهرا دفن شده است.


و در نهایت گزارش دیگری حاکی از آن است که در روز تشییع جنازه‌ی سهراب اعرابی، علاوه بر او 10 کشته‌ی دیگر حوادث اخیر هم تشییع شده‌اند، اما نیروهای امنیتی خانواده‌های این شهدا را تهدید کرده‌اند که خبری در این باره به رسانه‌ها اعلام نکنند.

آگهی بلاگ از همگان دعوت می‌کند به جمع‌آوری اطلاعات مربوط به شهدا کمک کنند و به خصوص در مورد سه فرد گفته شده در بالا ، هر اطلاعاتی را که در اختیار دارند و یا می‌توانند کسب کنند، در قسمت نظرات اطلاعات را برای ما ارسال کنید.

|+| نوشته شده توسط تیم آگهی بلاگ در 88/04/31 و ساعت 23:32  
نمره مثبت یا منفی دهید: http://sohrab.pass.as/browse.php?u=Oi8vYmFsYXRhcmluLmNvbS9pbWFnZXMvd2ViMi9zdWJtaXQucG5n&b=0&f=norefer
 عکسی 25 سال سانسور شد !!!

عکسی که ۲۵ سال سانسور است

نفر سمت راست گوشه که نصفی از صورتش پیداست ، ابوالحسن بنی صدر است. او که با ۱۱ میلیون رای نخستین رئیس جمهور ایران شده بود،

با جمله تاریخی  خمینی  در ۲۵ خرداد ۶۰:” ۳۵ میلیون نفر بگویند بله، من میگویم نه.” کنار زده شد.

 هفت تن از مشاورانش اعدام شدند، هزاران تن از هوادارنش به زندان رفتند و خودش رهسپار تبعید شد.

درست بالای سر خمینی ، مرد روحانی با عمامه سفید آیت الله لاهوتی است..

او که از زندانیان با سابقه قبل از انقلاب به همراه منتظری و طالقانی بود، بعد از پیروزی انقلاب از سرسخت ترین هواداران رئیس جمهور بنی صدر، به شمار میرفت. به فاصله ۲ ماه پس از کنار زدن بنی صدر توسط لاجوردی به زندان اوین برده شد و در همانجا بطور مشکوکی به قتل رسید.

جمله معروف او خطاب به سران حزب جمهوری (بهشتی،خامنه ای و رفسنجانی) این بود: “مردم انقلاب نکردند تا من وشما بر آنها حکومت کنیم . اگر قرار بود با چماق و زورگویی بتوانند حکومت کنند قبل از شما آریامهر بود.حاکمیت تک حزبی است که صدای پای فاشیزم را به گوش میرساند. وای به حال آن انقلابی که ۸ درصد به ۸۰ درصد حکومت کنند. اگر زور میتوانست آدم را جای خودش بنشاند، پیش از شما زورمند تر از شما بودند. شما جز اینکه خفقان ایجاد کنید و برای مردم مشکل درست کنید کار دیگری نمیکنید.(روزنامه انقلاب اسلامی، ۲۲ فروردین ۱۳۶۰- انقلاب اسلامی، ۸آذر ۱۳۵۹)

نفرایستاده میان آیت الله مطهری و لاهوتی، صادق قطب زاده است. او که به همراه ابراهیم یزدی و بنی صدر راه انقلاب را در پاریس هموار کرده بود، ۲۴شهریور ۱۳۶۱، به اتهام توطئه انفجار جماران، زندانی و اعدام شد.

آیت الله العظمی منتظری بعدها در خاطراتش نوشت:”بعدا شنیدم آقای حاج احمد آقا در زندان سراغ آقای قطب زاده رفته و به او گفته است شما مصلحتا این مطالب را بگویید و اقرار کنید و بعد امام شمارا عفو می کنند، ولی او را اعدام کردند. بعدها از طریق موثقی شنیدم که جریان ریختن مواد منفجره در چاه نزدیک محل سکونت مرحوم امام بکلی جعلی است و واقعیت نداشته است.(خاطرات آیت الله منتظری،ج۱،ص۴۸۵)

قطب زاده دردادگاه پرسیده بود:”روشنفکران و روحانیانی که بنیادگذار انقلاب بودند کجا هستند؟ آیا حتی یک تن از آنها در کاری هست؟ اینها که امروز بر کارند در جریان انقلاب چه می کردند؟(ایستاده بر آرمان،ص ۲۷)

آن که در کنار بنی صدر ایستاده، صادق طباطبایی است. سخنگوی دولت.

|+| نوشته شده توسط تیم آگهی بلاگ در 88/04/31 و ساعت 23:24  
نمره مثبت یا منفی دهید: http://sohrab.pass.as/browse.php?u=Oi8vYmFsYXRhcmluLmNvbS9pbWFnZXMvd2ViMi9zdWJtaXQucG5n&b=0&f=norefer
 آیت‌الله علی‌محمد دستغیب هم به جنبش ضد کودتا پیوست

آیت‌الله سید علی‌محمد دستغیب، از مراجع بزرگوار تقلید که در شهر شیراز ساکن است، با انتشار پیامی خطاب به هاشمی رفسنجانی، حمایت خود را از سخنان وی و خواسته‌های نامزدهای معترض به نتایج انتخابات، اعلام کرد.


آیت‌الله دستغیب در حالی به حمایت از جنبش سبز ضد کودتا برخواسته که اخبار متعدد رسیده حاکی از فشار گسترده حاکمیت بر علمای قم برای جلوگیری از موضع‌گیری ایشان علیه کودتا و یا به نفع حامیان جنبش سبز است.


با این حال، آیت‌الله دستغیب در پیام خود به صراحت از دیگر مراجع تقلید نیز خواسته تا در برابر کودتا به نفع مردم موضع بگیرند و نگذارند شائبه‌ی جدایی مراجع از مردم پیش بیاید.


آگهی بلاگ متن کامل پیام این مرجع شجاع را که خطاب به آیت‌الله هاشمی رفسنجانی و در حمایت از بیانات او در نماز جمعه تهران صادر شده، عینا و بی‌هیچ ویرایشی از سایت این مرجع تقلید نقل می‌کند:


بسمه تعالی

قال الله تعالی: (ابلّغکم رسالات ربّی و انا لکم ناصحٌ امین)اعراف68


حضور محترم حضرت آیة الله هاشمی رفسنجانی 
رئیس مجلس خبرگان رهبری و تشخیص مصلحت نظام و یار دیرین امام راحل (رحمة الله ) و انقلاب اسلامی ایران


نصایح خیر خواهانه جنابعالی در نماز جمعه تهران در روز بیست و ششم تیر ماه را همه شنیدند و آنچه پیش آمده از نگرانی بسیاری از مردم این سرزمین که همه مسلمان و دوستداران اهل بیت پیغمبر اسلام (صلی الله علیه و آله) هستند بازگو کردید . و رنجش خاطر آن عده کثیر از مردم را تذکر دادید. ما شاهد ضرب و شتم مردم بی دفاع بخصوص دانشگاهیان بودیم. پر کردن زندان ها و باز جوئی های آنچنانی که بر کسی پوشیده نیست.


شما پیشنهادهای خوبی برای التیام نسبی دادید، آزادی همه ی زندانیان ، دلجوئی از آنها و خانواده آنها و اینکه بتوانند آزادانه حرف منطقی خود را بزنند و همچنین رسانه های جمعی قضاوت یکطرفه نداشته باشند.



این جانب عرض می کنم از گذشته تا به امروز مردم پشتیبان فقهاء عدول بوده اند. بکار بردن سلاح سرد و یا احیاناً گرم و زندان برای مقلّدین آقایان و دوستداران اسلام و روحانیت یعنی برگشت از دین و تنها ماندن ،و این نه تنها نفعی ندارد که ضرر هم خواهد داشت و معنی حفظ نظام این نیست و این گونه نمی شود اسلام و انقلاب را حفظ کرد. این قبیل رفتارها دور نمودن مردم از نظام و اسلام است. آمریکا ، روسیه ، چین و هر ابرقدرت دیگری هیچگاه دوست ما نبوده و در آینده هم نخواهند بود . خیر در دوستی و همدلی با مردم است . این جانب آنچه از سخنان حضرت آیة الله هاشمی رفسنجانی شنیدم خیر خواهانه بود . نهیب دادن به ایشان و هتک حرمت ایشان به خاطر سخنان حق جایز نیست .


به هر حال لازم است به خواسته های منطقی دوستداران امام و انقلاب آقایان میرحسین موسوی و حجت الاسلام و مسلمین کروبی و محسن رضایی که عده ی بسیاری به آنها رأی داده اند گوش فرا داد که یقینا با دوستی بسیاری از مردم مواجه خواهیم شد. ضمنا متذکر می شوم تاریخ مسلمین به خصوص شیعه شهادت می دهد که تا به امروز مرجع و ملجأ مردم ،علما و مراجع بوده اند ،لذا قلم و بیان خیرخواهانه و حق طلبانه مراجع و علما ،باید مستمر بر این معنا باشد تا هیچ شائبه ی جدایی مراجع و علما از مردم حاصل نشود.


سید علی محمّد دستغیب

29/4/88

|+| نوشته شده توسط تیم آگهی بلاگ در 88/04/31 و ساعت 14:41  
نمره مثبت یا منفی دهید: http://sohrab.pass.as/browse.php?u=Oi8vYmFsYXRhcmluLmNvbS9pbWFnZXMvd2ViMi9zdWJtaXQucG5n&b=0&f=norefer
 مسکو و واکنش به شعار مرگ بر روسیه در تهران
بی بی سی - سفیر ایران در مسکو گفته است که روسیه دیدگاه معقولی نسبت به انتخابات بحث انگیز ریاست جمهوری ایران دارد و در عین حال وزارت خارجه روسیه نیز در واکنش به شعار "مرگ بر روسیه" که روز جمعه گذشته در خیابان های تهران طنین انداز شد، گفته است تعداد شعاردهندگان انگشت شمار بوده اند.

در جریان برگزاری نماز جمعه اخیر تهران که به امامت اکبر هاشمی رفسنجانی برگزار شد، برخی از شرکت کنندگان با سر دادن شعار "مرگ بر روسیه" پرچم آن کشور را به آتش کشیدند.

وزارت خارجه روسیه می گوید که افکار عمومی در ایران دیدگاه مثبتی به روابط ایران و روسیه دارد و شعار دهندگان ضد روسی تعداد انگشت شماری در این کشور هستند.

گزارش ها از ایران حاکی از آن است که در هفته های اخیر و پس از تلاش برای سرکوب اعتراض های مردمی به نتایج انتخابات ریاست جمهوری ایران، بخشی از افکار عمومی این کشور، به نقش روسیه در تحولات اخیر ایران مظنون شده است.

دیمیتری مدودف، رئیس جمهوری روسیه، اولین مقام خارجی بود که پس از اعلام نتایج انتخابات ریاست جمهوری اخیر ایران، به محمود احمدی نژاد تبریک گفت.

آقای احمدی نژاد سه روز پس از اعلام نتایج انتخابات ریاست جمهوری، برای شرکت در اجلاس سران رهبران سازمان همکاری شانگهای به روسیه سفر کرد.

ملاقات روسای جمهور ایران و روسیه در جریان این سفر، محدود به مصافحه آقایان احمدی نژاد و مدودف بود.

مطابق پروتکل های تشریفاتی این سفر، آقای احمدی نژاد برای دیدار با رئیس جمهوری روسیه در مقبال دوربینهای تلویزیونی و عکاسان، به سوی او حرکت کرد اما ملاقات دوجانبه ای که پیشتر برخی از رسانه ها از احتمال انجام آن خبر داده بودند، صورت نگرفت.

|+| نوشته شده توسط تیم آگهی بلاگ در 88/04/31 و ساعت 14:18  
نمره مثبت یا منفی دهید: http://sohrab.pass.as/browse.php?u=Oi8vYmFsYXRhcmluLmNvbS9pbWFnZXMvd2ViMi9zdWJtaXQucG5n&b=0&f=norefer
 اگر 25 میلیون نفرید، چرا از رفراندوم می‌ترسید؟

بعد از پیشنهاد سیدمحمد خاتمی و مجمع روحانیون مبارز مبنی بر همه‌پرسی از مردم در مورد دولت، برخی حامیان دولت نهم بار دیگر بهانه‌ای یافته‌اند تا آنچه در ذهن نه چندان سالم آن‌ها می‌گذرد را بار دیگر به خاتمی و اصلاح‌طلبان نسبت دهند.


پیشنهادی که مبتنی بر قانون اساسی بود آنچنان برخی از حامیان دولت را برآشفته کرده است که بار دیگر بحث‌ نخ‌نما شده عدم مشروعیت، اینکه احمدی‌نژاد 25میلیون حامی و طرفدار دارد و انتخابات 22 خرداد خود رفرداندومی برای دولت بود را پیش کشیده‌اند.


بحث‌های مفصل و طولانی می‌شود در این رابطه کرد اما این آقایان گویی از یاد برده‌اند که میلیون‌ها ایرانی به هیچ‌وجه از نتیجه اعلام شده انتخابات اعلام شده قانع نشده‌اند، البته اگر این آقایان صرفا پای اخبار صدا و سیما بنشینند و زحمت بیرون رفتن از منزل و دفتر کار را به خود ندهند مبنای تمامی تحلیل‌هایشان کاملا صحیح است.


اما آقایان بد نیست نه در قامت یک مدیر و چهره سیاسی با تشریفات خاص خود که در قالب یک شهروندی معمولی زحمت بکشند و مسیر منزل تا محل کار را با مترو، تاکسی یا اتوبوس طی کنند، یا نه اگر می‌گویند ناراضی‌ها فقط در تهران هستند به دیگر شهرها بروند.


آیا این آقایان چهره مردم را خندان می‌بینند؟ آیا جامعه ایران بعد از انتخابات با نشاط شد یا نتیجه‌ای که اعلام شد نتیجه‌ای جز افسردگی، ناراحتی و بی‌اعتمادی مردم به بار آورد؟


آقایانی که معتقدند مردم در این کشور هیچ‌کاره هستند و مشروعیت صرفا از آسمان و از طرف خداوند به آنها اعطا می‌شود که همین زحمت را هم نیز لازم نیست بکشند و همان‌گونه‌ای که در حال گذران ایام هستند زندگی را بگذرانند و «نتیجه شوم» چنین تصوری را در آینده نزدیک مشاهده کنند.


خلاصه کلام آنکه اگر آقایان سینه چاک اسلام و انقلاب و مردم هستند، اگر معتقدند احمدی‌نژاد 25میلیون رای آورد، اگر معتقدند معترضان هم به نیت شوم اصلاح‌طلبانی چون موسوی و خاتمی پی‌برده‌اند و متوجه شده‌اند این عاملان استکبار و صهیونیست به دنبال انقلاب مخملین بودند پس بسم الله، همه‌پرسی را برگزار کنید و به این خواست قانونی تن در دهید و بگذارید مردم از طریق یک نهاد بی‌طرف نظر خود را بار دیگر اعلام کنند.


اگر ملاکتان عمل و حرف احمدی‌نژاد است که او می‌گوید دروغگو که نمی‌ترسد،اگر حق با شماست و شما راست می‌گوئید پس از چه می‌ترسید؟

 

منبع: پارلمان نیوز

|+| نوشته شده توسط تیم آگهی بلاگ در 88/04/31 و ساعت 13:51  
نمره مثبت یا منفی دهید: http://sohrab.pass.as/browse.php?u=Oi8vYmFsYXRhcmluLmNvbS9pbWFnZXMvd2ViMi9zdWJtaXQucG5n&b=0&f=norefer
 سید حسن خمینی از کشور خارج شد تا در مراسم تنفیذ شرکت نکند


یک سایت نزدیک به روزنامه‌نگاران اصلاح طلب خبر داده که سید حسن خمینی، نوه ینیانگذار جمهوری اسلامی، برای خلاصی از فشارها برای شرکت در مراسم‌های تنفیذ و تحلیف، ایران را ترک کرده و به یکی از کشورهای منطقه سفر کرده است.


به نوشته سایت سلام، نوه بنیانگذار انقلاب به دلیل فشارهای سیاسی جهت حضور در مراسم تنفیذ حکم ریاست جمهوری، کشور را به مقصد یکی از کشورهای منطقه ترک کرد.


سيد حسن خميني اخیرا و در اعتراض به اتفاقات پس از انتخابات، کشور را به مقصد یکی از کشورهای منطقه ترک کرده است.


گفتنی است وی در چند مدت اخیر برای حضور در مراسم تحلیف و تنفیذ حکم ریاست جمهوری بسیار تحت فشار بوده است و به همین علت برای چند وقتی به یکی از کشورهای منطقه مسافرت کرده است.

 

|+| نوشته شده توسط تیم آگهی بلاگ در 88/04/31 و ساعت 13:39  
نمره مثبت یا منفی دهید: http://sohrab.pass.as/browse.php?u=Oi8vYmFsYXRhcmluLmNvbS9pbWFnZXMvd2ViMi9zdWJtaXQucG5n&b=0&f=norefer
 حضور گسترده نیروهای پلیس و لباس شخصی در سطح شهر مشهد

بر اساس گزارش‌های رسیده مشهد در روز گذشته در حالتی شبیه حکومت نظامی قرار داشته است و پلیس ضد شورش، نیروهای امنیتی و انتظامی و لباس شخصی‌ها در خیابان‌ها حضور پررنگی داشته‌اند.


این گزارش‌ها از حضور بسیار گسترده و قرق مناطق اطراف دانشگاه فردوسی و داخل پارک ملت شهر مشهد و نیز حضور نیروهای انتظامی و شبه نظامی در خیابان‌های امامت، باهنر، سجاد، راهنمایی، احمدآباد، فلسطین، بلوار وکیل آباد و میادین آزادی، راهنمایی، چهارراه آزادشهر و بلوار معلم خبر داده‌اند.


گزارش‌های همچنین حاکی است که این نیروها با تجهیزات کامل و به طور مشهود از ظهر تا ساعات انتهایی نیمه‌شب در خیابان‌ها حاضر بوده و به عابران در این مناطق تذکر می‌داده‌اند.


یکی از شاهدان عینی گفته که در خیابان سجاد، ماموران اجازه‌ی توقف را به هیچ‌یک از عابران حتی در پیاده‌روها نمی‌دادند و گروه های بیش از سه نفره را متفرق می‌کردند.

 

همچنین گزارش برخی شاهدان عینی حاکی است نیروهای لباس شخصی حاضر در پارک ملت و میدان آزادی، تعدادی از مردم عادی را بازداشت کرده‌اند. تعداد بازداشت‌شده‌ها دست‌کم 20 تن گزارش شده است.


|+| نوشته شده توسط تیم آگهی بلاگ در 88/04/31 و ساعت 13:29  
نمره مثبت یا منفی دهید: http://sohrab.pass.as/browse.php?u=Oi8vYmFsYXRhcmluLmNvbS9pbWFnZXMvd2ViMi9zdWJtaXQucG5n&b=0&f=norefer
 احضار ۶۳ دانشجو به کمیته انضباطی

دانشجويان دانشگاه‌هاي تهران، سمنان، تبريز و مشهد به کميته انضباطي احضار شدند.


به گزارش خبرنامه اميرکبير، طي چند روز گذشته اين تعداد دانشجو به صورت کتبي به کميته‌هاي انضباطي احضار شده اند. بر اساس اين گزارش‌ها علاوه بر آنکه 18 تن از دانشجويان دانشگاه علامه طباطبايي تهران، که اغلب آنان از دانشجويان دانشکده علوم اجتماعي هستند، احضارهاي کتبي خود را از طريق اداره آموزش دانشکده‌ها دريافت کرده‌اند، در دانشگاه‌هاي سمنان، تبريز و مشهد نيز دست کم 45 دانشجوي ديگر به کميته‌هاي انضباطي احضار شده‌اند. همچنين سه دانشجوي دانشگاه تبريز هفته گذشته بازداشت شدند. آيدين خواجه‌يي، احسان نجفي نسب و فراز زهتاب سه دانشجويي هستند که به گفته وکيل آنان در کيفرخواست صادره از سوي دادگاه انقلاب تبريز، اتهام آنان فعاليت تبليغي عليه نظام به نفع گروه هاي مخالف جمهوري اسلامي و همچنين تشکيل و اداره گروه‌هاي غيرقانوني به قصد بر هم زدن امنيت ملي عنوان شده است.

|+| نوشته شده توسط تیم آگهی بلاگ در 88/04/31 و ساعت 13:25  
نمره مثبت یا منفی دهید: http://sohrab.pass.as/browse.php?u=Oi8vYmFsYXRhcmluLmNvbS9pbWFnZXMvd2ViMi9zdWJtaXQucG5n&b=0&f=norefer
 اطلاعات تازه در مورد کشته شدن مسعود هاشم زاده در روز ۳۰ خرداد

بی بی سی - مسعود هاشم زاده، جوان ۲۷ ساله ای است که در ناآرامی های ۳۰ خرداد ماه در محدود خیابان شادمان و نصرت در تهران به ضرب گلوله ای کشته شد. میلاد هاشم زاده برادر کوچکتر مسعود می گوید زمان مرگ مسعود فقط پدرش و او در تهران بودند و بقیه خانواده در شمال زادگاه پدری مسعود به سر می بردند.

به این ترتیب مسعود هاشم زاده یکی دیگر از کشته شدگان ناآرامی های بعد از انتخابات ریاست جمهوری در ایران است که نام و شیوه کشته شدنش در رسانه ها مطرح می شود. پیش از این ندا آقاسلطان، سهراب اعرابی، یعقوب بروایه و محمد کامرانی از جمله کشته شدگان حوادث اخیر بودند که نامشان در رسانه ها مطرح می شود.

میلاد با اشاره به اینکه مسعود ساعت شش بعداز ظهر روز ۳۰ خرداد برای دیدار با یکی از دوستانش در اطراف منزل به خیابان شادمان مراجعه کرده بود، می گوید: "زمانی که به خانه رسیدم پدرم تنها بود و من قبل از رسیدن به خانه درگیری ها و شلوغی ها را دیده بودم، نگران شدم و به سوی خانه دوستش رفتم، به چهار راه نصرت داخل خیابان شادمان که رسیدم دیدم صدای تیر می آید و یک سری تیر خورده اند."

به گفته آقای هاشم زاده درمانگاهی در آن محل وجود داشت که مجروحان و زخمی ها را به آنجا می بردند. برادر کوچک مسعود هاشم زاده ادامه می دهد: "زمانی که به درمانگاه رسیدم از روی ساعت، انگشتر و لباس مسعود، او را شناختم و از دیدن صحنه جا خوردم."

|+| نوشته شده توسط تیم آگهی بلاگ در 88/04/31 و ساعت 13:21  
نمره مثبت یا منفی دهید: http://sohrab.pass.as/browse.php?u=Oi8vYmFsYXRhcmluLmNvbS9pbWFnZXMvd2ViMi9zdWJtaXQucG5n&b=0&f=norefer
 خبرهای ضد و نقیض در مورد برکناری رحیم مشایی

بی بی سی - در حالی که چهره های برجسته مجلس ایران می گویند که نظر آیت الله خامنه ای مبنی بر برکناری اسفندیار رحیم مشایی به محمود احمدی نژاد ابلاغ شده است، آقای احمدی نژاد می گوید که آقای مشایی معاون اول او خواهد ماند.

سیدمحمدحسن ابوترابی فرد، نایب رئیس مجلس شورای اسلامی روز سه شنبه ۳۰ تیر (۲۱ ژوئیه) به خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) گفته است: "حذف رحیم مشایی از سمت های کلیدی و معاونت های رئیس جمهور، تصمیم استراتژیک نظام است و نظر مقام معظم رهبری نیز مبنی بر کنار گذاشتن آقای رحیم مشایی از سمت های معاونت ریاست جمهوری کتبا به رئیس جمهوری ابلاغ گردیده است".

احمد توکلی، رئیس مرکز پژوهش های مجلس هم به خبرگزاری مهر گفته است: "ابلاغ کتبی نظر رهبر معظم انقلاب به احمدی نژاد در روز شنبه برای لغو حکم اسفندیار رحیم مشایی از معاون اولی دولت قطعی است".

اما به گزارش پایگاه اطلاع رسانی ریاست جمهوری ایران، آقای احمدی نژاد عصر روز سه شنبه ۳۰ تیر گفته است: "آقای مشایی در سمت معاون اول رئیس جمهور به خدمات خود به انقلاب اسلامی، ملت و کشور ایران ادامه می دهد".

او گفته است: "آقای مشایی از مدیران مومن، دلسوز، ولایی، پاک و خلاق ایران هستند و به چه دلیل باید استعفا بدهند"؟

مجتبی ثمره هاشمی، دستیار ارشد آقای احمدی نژاد در یک برنامه مستقیم تلویزیونی گفته است: "من یک دلیل روشن و قاطع که برخی ارائه بدهند تا امکان انتصاب ایشان به معاون اولی فراهم نشود، ندیدم. ممکن است برخی بگویند که ایشان در برخی اظهارات خود اشتباه کرده اند. خب هر کسی ممکن است اشتباه کند".

آقای ثمره هاشمی تأکید کرده است که در تصمیم آقای احمدی نژاد برای منصوب کردن آقای رحیم مشایی به سمت معاونت اول رئیس جمهوری، تجدید نظری صورت نگرفته است.

انتصاب اسفندیار رحیم مشایی به این سمت توسط آقای احمدی نژاد اعتراضات گسترده ای را در میان چهره ها و رسانه های جناح اصولگرا و حتی حامیان دولت برانگیخته است و به ویژه از این جهت اهمیت دارد که بعضی از رفتارها و گفتارهای آقای مشایی عامل اصلی تیره شدن روابط دولت آقای احمدی نژاد با مراجع تقلید در قم محسوب می شود.

با گذشت بیش از یک ماه از انتخابات، مراجع تقلید در قم هنوز به آقای احمدی نژاد تبریک نگفته اند.

مخالفت حامیان

احمد خاتمی (امام جمعه موقت تهران)، حسین شریعتمداری (مدیرمسئول روزنامه کیهان)، احمد توکلی (رئیس مرکز پژوهش های مجلس شورای اسلامی)، محمدنبی حبیبی (دبیرکل حزب موتلفه اسلامی) و حمیدرضا مقدم فر (مدیرعامل خبرگزاری فارس) از جمله کسانی بودند که مخالفت خود را با انتصاب آقای مشایی به صورت علنی مطرح کردند.

بعضی وبسایت های خبری اینترنتی مانند الف (متعلق به احمد توکلی) و تابناک (نزدیک به محسن رضایی) روز یکشنبه ۲۸ تیر از برکناری قریب الوقوع آقای رحیم مشایی خبر دادند و سایت الف نوشت که حتی احمد جنتی، دبیر شورای نگهبان و از سرشناس ترین حامیان آقای احمدی نژاد هم علیه انتصاب آقای مشایی مصاحبه ای انجام داده بود که "به دنبال قطعی شدن برکناری مشایی" انتشار این مصاحبه "لغو" شده است.

همزمان وبسایت تابناک نوشت: "یکی از مقامات عالی رتبه نظام در دیدار حضوری با رئیس جمهور، خواستار عزل اسفندیار رحیم مشایی از معاون اولی وی شد... این مقام همچنین گفته است که در کابینه دولت دهم از رحیم مشایی در هیچ پستی استفاده نشود... رئیس جمهور پس از این دیدار، این مسئله را با ناراحتی با معاون اول خود در میان گذاشته است".

محمد یزدی، عضو فقهای شورای نگهبان و رئیس جامعه مدرسین حوزه علمیه قم نیز که از مهم ترین حامیان آقای احمدی نژاد است، به خبرنگاران گفته است که در مورد آقای مشایی مستقیما به آقای احمدی نژاد تذکر داده است، "منتهی ایشان امر و نهی را تنها مربوط به مقام معظم رهبری می دانند و در غیر مقام رهبری امر و نهی را قبول ندارند".

در پی انتشار شایعه برکناری یا کناره گیری آقای مشایی، او در وبسایت شخصی خود این خبرها را "دروغ" هایی خواند که توسط "دشمنان ولایت و دولت کریمه" ساخته و پرداخته شده و در "چند سایت کج اندیش" منتشر شده است.

او یادداشتی را از وبسایت "یاران خورشید" در وبسایت شخصی خود نقل کرد که در آن "طرفداران آقای احمدی نژاد" که با انتصاب آقای مشایی مخالفت کرده بودند به "حسادت" یا "سهم خواهی" متهم می شدند.

اقدامات و اظهارات آقای رحیم مشایی در سال های اخیر در چند مورد اعتراض شدید مراجع تقلید و محافل مذهبی را برانگیخته است.

حضور آقای رحیم مشایی در مراسمی در ترکیه که گفته می شود در آن رقصندگان زن به پایکوبی پرداخته اند، اظهارات او در مورد دوستی با مردم اسرائیل و حضور او در مراسمی در تهران که در آن قرآن با همراهی نوای دف به صحنه آورده شد از جمله موارد جنجال برانگیز بود.

آقای احمدی نژاد همیشه از آقای رحیم مشایی حمایت کرده است. او حتی در مورد اظهارات آقای مشایی در مورد دوستی با مردم اسرائیل گفت که حرف آقای رحیم مشایی، حرف دولت است.

اما با شدت گرفتن انتقادات علیه آقای مشایی و افزایش درخواست ها برای برکناری او، آیت الله خامنه ای به موضوع وارد شد و ضمن نادرست خواندن سخنان آقای رحیم مشایی در مورد مردم اسرائیل، از منتقدان خواست که به انتقادات خود پایان دهند.

|+| نوشته شده توسط تیم آگهی بلاگ در 88/04/31 و ساعت 13:19  
نمره مثبت یا منفی دهید: http://sohrab.pass.as/browse.php?u=Oi8vYmFsYXRhcmluLmNvbS9pbWFnZXMvd2ViMi9zdWJtaXQucG5n&b=0&f=norefer
 حضور گسترده پلیس برای مقابله با معترضان در میدان هفت تیر

BBC - در حالی که یک مقام ارشد پلیس ایران هشدار داده بود که مأموران پلیس با هر تجمعی که امروز (سه شنبه ۳۰ تیر) در تهران برگزار شود برخورد خواهند کرد، گزارشی از وقوع درگیری در میدان هفت تیر منتشر شده است.

سرتبپ احمدرضا رادان، جانشین فرمانده نیروی انتظامی ایران با اشاره به "شایعاتی مبنی بر برگزاری تجمع غیرقانونی در تهران"، به خبرگزاری مهر گفته است: "پلیس وظیفه دارد با این تجمعات غیرقانونی برخورد قاطعانه ای داشته باشد".

همزمان خبرگزاری رویترز از تهران به نقل از یک شاهد عینی از وقوع درگیری میان پلیس ضد شورش با "صدها معترض هوادار اصلاح طلبان" در مرکز تهران خبر داده است.

این شاهد عینی به رویترز گفته است: "صدها مأمور پلیس ضد شورش و لباس شخصی کسانی را که برای حمایت از میرحسین موسوی در میدان هفت تیر تجمع کرده بودند، کتک می زدند".

خبرگزاری فرانسه هم به نقل از شاهدان عینی می نویسد: "حدود ۲۰۰ افسر پلیس و نیروی بسیج برای جلوگیری از اعتراضات در میدان هفت تیر مستقر شده بودند".

اما این خبرگزاری می نویسد که شاهدانش برگزاری تظاهرات یا بازداشت کسی توسط مأموران را ندیده اند.

در این حال شاهد خبرگزاری رویترز گفته است که "پلیس ضد شورش ده ها معترض را با اتومبیل از محل دور کرده است".

او گفته است که معترضان خواستار استعفای محمود احمدی نژاد بودند و شعار "مرگ بر دیکتاتور" می دادند.

|+| نوشته شده توسط تیم آگهی بلاگ در 88/04/31 و ساعت 13:16  
نمره مثبت یا منفی دهید: http://sohrab.pass.as/browse.php?u=Oi8vYmFsYXRhcmluLmNvbS9pbWFnZXMvd2ViMi9zdWJtaXQucG5n&b=0&f=norefer
 تهدید غیرمستقیم رفسنجانی توسط آیت الله خامنه ای
هر فردي با هر عنوان و موقعيتي، اگر بخواهد جامعه را به سمت ناامني سوق دهد از نظر عموم ملت ايران، انسان منفوري است". ايشان با تأكيد بر اينكه اهداف بلند ملت ايران و سعادت دنيا و آخرت جامعه در سايه آرامش و امنيت محقق خواهد شد، برهم زدن امنيت را بزرگترين گناه دانستند و خطاب به نخبگان خاطر نشان كردند: نخبگان هوشيار باشند زيرا هرگونه حرف، تحليل، و اقدام آنان كه موجب بر هم خوردن امنيت جامعه شود، حركت در خلاف مسير ملت ايران است.رهبر انقلاب اسلامي افزودند: همه بايد مراقب گفتار و مواضع و حتي نگفتن‌هاي خود باشند زيرا نگفتن مسائلي كه بايد گفت، عمل نكردن به وظيفه است و گفتن مسائلي كه نبايد گفت، عمل كردن بر خلاف وظيفه است. خامنه‌اي: نخبگان مراقب باشند، زيرا در امتحان عظيمي قرار گرفته اند و موفق نشدن در اين امتحان، تنها مردود شدن نيست بلكه موجب سقوط آنان خواهد شد

|+| نوشته شده توسط تیم آگهی بلاگ در 88/04/31 و ساعت 13:7  
نمره مثبت یا منفی دهید: http://sohrab.pass.as/browse.php?u=Oi8vYmFsYXRhcmluLmNvbS9pbWFnZXMvd2ViMi9zdWJtaXQucG5n&b=0&f=norefer
 دیدار سیدمحمد خاتمی با خانواده‌های دو تن از اعضای بازداشت‌شده ستاد مهندس موسوی
قلم - سید محمد خاتمی شب گذشته با خانواده‌های دو تن از اعضای ستاد مهندس موسوی که در بازداشت به سر می‌برند، دیدار کرد. به گزارش خبرنگار قلم نیوز، رییس‌جمهور سابق کشورمان دوشنبه شب در دیدار با خانواده‌های حسین تاجیک، رییس کمیته سفرهای استانی و حمزه غالبی، مسوول شاخه جوانان ستاد مهندس موسوی در منزل آنها، بر لزوم آزادی هر چه سریع‌تر بازداشت‌شدگان روزهای اخیر تاکید کرد.
|+| نوشته شده توسط تیم آگهی بلاگ در 88/04/31 و ساعت 12:29  
نمره مثبت یا منفی دهید: http://sohrab.pass.as/browse.php?u=Oi8vYmFsYXRhcmluLmNvbS9pbWFnZXMvd2ViMi9zdWJtaXQucG5n&b=0&f=norefer
 تاکید دکتر رهنورد بر ضرورت آزادی هر چه سریع‌تر بازداشت‌شدگان وقایع اخیر
قلم - دکتر زهرا رهنورد روز دوشنبه به همراه میرحسین موسوی با خانواده‌های بازداشت‌شدگان وقایع اخیر، دیدار و از این خانواده‌ها دلجویی کرد.

به گزارش قلم‌نیوز، مهندس میرحسین موسوی روز عید مبعث در دیدار با خانواده‌های جمعی از بازداشت‌شدگان وقایع اخیر با انتقاد از نوع برخورد با معترضان تقلب در انتخابات و اعمال محدودیت‌های گسترده، بر لزوم آزادی هر چه سریع‌تر زندانیان سیاسی تاکید کرد.

در این دیدار دکتر زهرا رهنورد،‌ همسر میرحسین موسوی و استاد دانشگاه نیز حضور داشت و در حاشیه این مراسم با دلجویی از همسران و خانواده‌های بازداشت‌شدگان، بر ضرورت ادامه پیگیری حقوقی وضعیت زندانیان وقایع اخیر و آزادی هر چه سریع‌تر آنها، تاکید و اظهار امیدواری کرد که زندانیان سیاسی سریع‌تر به آغوش خانواده‌های خود بازگردند.

|+| نوشته شده توسط تیم آگهی بلاگ در 88/04/31 و ساعت 10:32  
نمره مثبت یا منفی دهید: http://sohrab.pass.as/browse.php?u=Oi8vYmFsYXRhcmluLmNvbS9pbWFnZXMvd2ViMi9zdWJtaXQucG5n&b=0&f=norefer
 اتو ها را روشن کنید - 30 تیر جاودانه خواهد شد

در بزرگترين اعتراض مدنی ميليونی ، قانونی و شبانه در ايران و در سه شنبه شب 30 تير ماه 1388( به ياد جان باختگان روز 30 خرداد که در حکومت نظامی کشته شدند از جمله ندا آقا سلطان) از مردم ايران درخواست مي گردد دقيقاً در ساعت 9:00 شب و با آغاز اخبار ساعت 9 همگیيک وسيله برقی پر مصرف ( ترجيحاً اتو يي که روی درجه آخر هست و يا جاروبرقی، سشوار ...

              ادامه را حتما در قسمت ادامه مطلب مطالعه کنید

 


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط تیم آگهی بلاگ در 88/04/30 و ساعت 20:59  
نمره مثبت یا منفی دهید: http://sohrab.pass.as/browse.php?u=Oi8vYmFsYXRhcmluLmNvbS9pbWFnZXMvd2ViMi9zdWJtaXQucG5n&b=0&f=norefer
 شناسایی ضارب ندا آقاسلطان

امروز تصویر دو کارت در اینترنت منتشر شد که به ضارب ندا آقاسلطان نسبت داده شده است.
در اینجا تایید می کنم که تصویر فردی که در این کارت قرار دارد، کاملا با مشخصاتی که من از فردی در ذهن دارم که مردم دقایقی بعد از مضروب شدن ندا گرفتند، و فریاد می زد: "نمی خواستم بکشمش"، تطبیق می کند. البته در آن روز ریشش را زده بود، ولی سبیلش را داشت.
اما برای اینکه صد در صد مطمئن بشویم و احیانا فرد بی گناهی در مظان اتهام قرار نگیرد، لازم است نشانه دیگری را هم روی این فرد بررسی کنیم.

از آنجا که مردم بعد از اینکه ضارب را گرفتند، پیراهنش را از تنش بیرون آوردند، بر پشت ضارب چند داغ زخم قدیمی دیدم. این داغ ها شبیه جای زخمی بود که در اثر برش با شیء تیز ایجاد می شود.

لطفا توجه بفرمایید. من فقط صاحب عکس را شناسایی کرده ام. مشخصات فردی او را نمی توانم تایید کنم. ضمنا احتمال خطاهای فردی را ندیده نگیرید.
امیدوارم این اطلاعات به اجرای قانونی عدالت کمک کند و همین جا هم وطنانم را به پرهیز از هرگونه خشونتی دعوت می کنم. این اطلاعات به قدری هست که به دستگیر کردن این فرد کمک کند. مابقی اش را اجازه بدهید قانون ادامه بدهد. این فرد حق دارد از امتیاز داشتن وکیل برخوردار باشد و از خودش دفاع کند. مردم اگر قانون را در دست خودشان بگیرند، تر و خشک با هم می سوزند.
باز هم تأکید می کنم، مبادا بگذارید خشم، شرافتتان را لکه دار کند.
به امید روزهای بهتر

|+| نوشته شده توسط تیم آگهی بلاگ در 88/04/29 و ساعت 13:55  
نمره مثبت یا منفی دهید: http://sohrab.pass.as/browse.php?u=Oi8vYmFsYXRhcmluLmNvbS9pbWFnZXMvd2ViMi9zdWJtaXQucG5n&b=0&f=norefer



arinews.ir/i/sb1.jpg" style="border:solid 1px black" width="140" height="49">